۱۲:۲۱ ۱۳۹۴/۱۱/۶
فرداد و نازنین بیشترین نارضایتی رو از شرایط موجود داشتن. فرداد رو به جک کرد و گفت : خبری از قایق نیست. اما اگه با قایق اینجا میشه تردد کرد پس اولین آبادی نمیتونه دور باشه. البته اگه قایقی اینجا بوده باشه.
جک گفت : من چیزیو که دیدم براتون تعریف کردم. هیچ نمیدونم که اونها کی بودن و اولین آبادی کجا میتونه باشه. اما من نظرم تغییری نکرده. باید راه ها رو نشونه گذاری کنیم و بخش های مختلف جزیره رو بگردیم ولی یه سرپناه امن میخوایم که هر شب بدون تردید باید همه مون اونجا جمع بشیم. جزیره ها جونور های خطرناکی داره که موجه تنهایی باهاشون میشه آخرین تصویری باشه که از این دنیا میبینیم ...