بهزاد لابی :
- پول چقدر مهمه
تاحدودی
- چند سالت بود؟
چی؟
- اندی کیه دیگه؟
خواننده
- متولد چه سالی هستی؟
هزار و سیصد و
- اگه تو یه جمع ببینی همه دارن یه جوری حرف میزنن که تو نفهمی چیکار میکنی؟
یه کاری میکنم بفهمم
- آفتاب یا مهتاب
هر دو
- یه خاطره با مزه از بچه گیات
بچه که بودم همیشه با بچه های فامیل دور هم جمع میشدیم و بازیهای مختلف میکردیم پسرعموم هم همیشه
سردسته مون بود اکثر وقتا که خونه مادر بزرگم میرفتیم همه بچه ها رو جمع میکرد و شروع میکرد به قصه گفتن اونم قصه های جن و روح و ... و جالب اینجاست که یه انگشتر نگین قرمز داشت و همیشه از توش جن و روح بیرون میومد! قبلشم میگفت هرکی صداش در بیاد دیگه تو جمع ما نباید باشه ما هم که خیلی کوچیک بودیم نفسمون در نمیومد
یه شب که خونه مادر بزرگم بودیم گفت میخواد قصه بگه برقا رو هم خاموش کرد و شروع کرد به گفتن قصه تا اینجا رسید که جن از توی انگشترش در اومد و توی هوا چرخید و شروع کرد به تکون دادن پرده ها( درست همون موقع چون پنجره باز بود یه بادی بلند شد و پرده ها تکون میخود حالا تصور کنید چه صحنه ترسناکی بود مخصوصا برا بچه هاو ما هم همه نفسا تو سینه حبس)و همینطور جن در فضا میچرخید و ... ناگهان رفت بالای در و شروع کرد به دست تکون دادن حالا همه بالای درو نگا کنین جن داره براتون دست تکون میده ( این درست زمانی بود که شوهر عمه م از بیرون اومده بودن و از بالای در که شیشه داشت برامون دست تکون داد و پسرعموم هم از فرصت استفاده کرد و قصه رو به اینجا رسوند)
وقتی همه به بالای در نگاه کردیم داشتیم از ترس زهره ترک میشدیم همه با هم یه جیغ وحشتناک کشیدیم و از اتاق فرار کردیم بنده خدا شوهر عمه م هی میگفت نترسین من فقط میخواستم بتون سلام کنم ولی نمیدونست که اصل ماجرا چی بوده و بقیه هم هاج و واج ما رو نگا میکردن!!!
- شده مادر شوهر اینا بیان خونه تون، بعد غذات بسوزه یا خراب شه؟!
نه کمال دقتو دارم
- هر چی سنگه، مال پای لنگه؟
آره
- نظرت رو تو یه جمله واسه این اسامی بنویس :
مونامونا :
دوست با وفا و دلسوز و با محبت
آلما :
اولین کسی که باهاش صمیمی شدم (فامیلمون) خیلی عالی
نفس :
دختر شیطون و... فعلا کم پیدا
مونا :
یه دوست خوب و دوست داشتنی
مصی :
مهربون ولی بی وفا !، دیگه نمیاد به ما سربزنه!
الهام :
شیطون آب زیرکاه ولی دوست داشتنی
الی :
با شیطونیهای بامزه
بابای شنگول :
الان دیگه زیاد شنگول نیستن !
بانو

:
بانویی بسیار سنگین و متین
الهه :
مادر خانومی به تمام معنا
مهرنوش :
روانشناسی رفتار و گفتار و بامحبت
