metalik :
مهرمینا :
سلام متالیک جان خوبی ؟ خوشی ؟ تا اینجای صندلی داغ چطوری ؟

ببین من سوالهامو دونه دونه میپرسم نه که فکر کنی ممکنه در گذشتهی دور شــــــــــــــاید اصالتم به شیراز برسههااا، نع !
خب سوال من خیلی هم آسونه ، دوست داشتی الان در همین لحظه ی اکنون کجا بودی ؟


سلام عزیزدلم مرسی خوبم تا اینجا که یکم مغزم دود کرد مخصوصا از سوالای مونا بانو 
البته ناگفته نماند که فکرم یه لحظه به شهر زیبای شیراز رفت و برگشت
میدونی امشب خیلی شبه خوبی بود اخه رفتیم واسه مامانم گوشواره بگیریم یکی از دوستامو تو طلافروشی دیدم بعد از 9سال با دوست پسرش ازدواج کردن اینقدر خوشحال شدم که حد نداشت
واسه همین منم از سرشب تو فکرم که چی میشد ما هم کارامون درست بود و الان کنارش بودم

آخی
اشکال نداره بیا من یه شربت مخصوص دارم که حسابی بهت انرژی میده و فِرِش میشی
(این شربته مثلنی)
عزیزم 
نگران نباش ایشالا کار شما هم به زودی زود درست میشه و میای همینجا خبر خوشو بهمون میدی، زوووود! اینروزها هم لذت خودشو داره و چیزی از باهم بودنتون کم نمیکنه و همین که توی اینروزهای سخت با هم همدل و همراه هستین خودش بهترین اتفاقه و به سر منزل وصال قدر هر لحظه تون رو بیشتر و بهتر میدونین ، من یه لحظه فکر کردم تاپیک گفتگوئه رفتم بالای منبر 
حالا که اینطور شد، یه سوال دیگه !! البته اگر کسی نپرسیده باشه ، کدوم هوا؟ بارونی؟ابری؟آفتابی؟برفی؟