خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هیچ چیز مثل قبل نخواهد بود

    مگر اینکه
    مرا باز گردانی
    به روزی قبل از اتفاق "ما "

    من دوباره من باشم
    تو دوباره تو !!

    من که فقط من بودم
    بوته خاری که شاعرانگیش هنوز گل نداده بود
    زنی که فقط زن بود
    و
    روزگاری در گذر
    فردایی شبیه دیروز
    دیروزی شبیه همیشه

    این روزها
    فقط دانستن اینکه
    نمیتوان زمان را به عقب بازگرداند
    باعث لبخند های گاه و بی گاهم می شود


    #هستی_دارایی
  • ۲۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در خزان زندگی گویا بهارم می رسد
    این دل سرگشته ام جانا نگارم می رسد

    از خزان پرسیده ام یارا بهاران را چه شد
    گفته بودی تا نمردم عشق جانم می رسد

    من زبویش بی قرارم کی رسد آرام جان
    بازی آن ابروانش روح وجانم می رسد

    این زمستان کی رود بینم رخ زیبای او
    غرق در ماتم شدم چشم انتظارم می رسد

    تیشه خونبار پائیزان مرا افکنده است
    بوی عطر آن بهاران هر دما دم می رسد

    چشم من در این فراقت چون زلیخا بسته شد
    انتظارم سر رسید آن نور چشمم می رسد
    شاعر دیوانه.
  • ۲۲:۲۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اینکه غم دنیا به دلم هست مهم نیست
    دنیا شده یک کوچه بن بست مهم نیست

    تا اینکه مرا خورد کند سنگ زمانه
    با بخت بد من شده هم دست مهم نیست

    در جام من آن جرعه کمیاب نباشد
    تا دل شود از مزه ی آن مست مهم نیست

    قلبی که به صد وصله زدن می تپد اکنون
    از شدت این فاصله بشکست مهم نیست

    از چشم حسودان و بخیلان بگریزم
    یا طعمه این طایفه پست مهم نیست

    تنها تو مهمی که فقط با تو بمانم
    غیر از تو اگر فاصله ای هست مهم نیست ..
  • ۲۲:۲۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    با تو می مانم که از نام تو دل آذین شود
    تا که شرح عشقمان یک قصه ی دیرین شود

    آنقَدَر شور از دلم صَرفِ نگاهت می کنم
    تا تمام تلخی چشمان تو شیرین شود

    آنچنان پرشور می رقصم که از تأثیر آن
    موجِ موهایِ تو هم یکجور آهنگین شود

    مطمئنم هم زمان با دیدنِ لبخندِ تو
    چشمهایم روبروی هر غمی رویین شود

    جالب است اینکه : فقط کافیست تا نام تو را
    بر زبان آرم که از آن خانه عطرآگین شود

    « دوستَت دارم » اگر جزوِ گناهان من است
    دوست دارم تا گناهم باز هم سنگین شود !
  • ۲۲:۳۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تصور کن اگر بودی به جای من ، چه میکردی؟
    کنار دوستانی غالبأ دشمن ، چه میکردی؟

    تصور کن منیژه میشدی ، رستم نمی آمد
    برای یاری تو ، حضرت بیژن ! چه میکردی؟

    فقط یک لحظه از روز مرا با خود تصور کن
    پُر از پرواز باشی _ حبس در آهن _ چه میکردی؟

    تصور کن که شاعرباشی اما ترسِ از مردم
    تورا منعت کند همواره ازگفتن ، چه میکردی؟

    ****

    تو مردی و نمیفهمی چه رنجی میکشم اما
    تصور کن به جای مرد ، بودی زن ، چه میکردی؟؟!!

    #منیژه_درتومیان
  • leftPublish
  • ۲۲:۳۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    پدرم ميگفت: زن بايد گيسوانش بلند و چشمانش درشت باشد!
    مادرم، هرگز موى بلند نداشت
    و چشمانش دلخواه پدرم نبود..!
    مادرم ميگفت: زيبايى براى مرد نيست..!!
    مرد بايد ،دستهايش زمخت ،
    و گونه هايش آفتاب سوخته باشد..!
    پدرم ،زيبا و جذاب بود،
    نه دستان زمختى داشت و نه گونه هاى آفتاب خورده..!
    ولى هرگز نگفتند،
    كه زن بايد عاشق باشد،
    و مرد لايق..!
    عشق را سانسور كردند..!
    من سالها جنگيدم
    تا فهميدم كه بى عشق ،
    نه گيسوان بلندم زيباست و نه چشمان سياهم..!
    و نه مردى با دستان زمخت و گونه هاى آفتاب سوخته ،
    خوشبختيم را تضمين ميكند..!


    فروغ فرخزاد
  • ۲۲:۳۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    " تاریکی که
    ترس ندارد 󾬄

    از مردمانی
    بترس
    که
    در روز روشن

    احساست را
    به تاراج
    میبرند
  • ۲۲:۳۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    می دانی؟
    یک وقت هایی باید
    رویِ یک تکه کاغذ بنویسی
    تعطیل است
    و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت
    باید به خودت استراحت بدهی....
    دراز بکشی
    دست هایت را زیر سرت بگذاری
    به آسمان خیره شوی
    و بی خیال سوت بزنی
    در دلت بخندی به تمام افکاری که
    پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند
    آن وقت با خودت بگویی:
    بگذار منتظر بمانند.
    "حسین پناهی"
  • ۲۲:۳۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خدایا خوش به حالت

    درآن بالاها نشسته ای نه
    عزیزی از دست داده ای ...
    نه منتظر امدن کسی هستی‌...
    ونه غم از دست دادن کسی دلت را پرآشوب میکند.....
    چه زیبا گفت شریعتی

    خدایا تو را چه کسی در آغوش میگیرد که اینگونه آرامی..!؟
  • ۲۲:۳۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    حکایت رفاقت من با تو
    حکایت "قهوه" ایست که امروز با یاد تو تلخ تلخ نوشیدم ...
    که با هر جرعه بسیار اندیشیدم...
    که این طعم را دوست دارم یا نه؟
    و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن...
    که انتظار تمام شدنش را نداشتم...
    تمام که شد فهمیدم .. باز هم قهوه می خوام...
    حتی تلخ تلخ!
  • leftPublish
  • ۲۲:۳۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪ , ﺑﻪ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻫﺎﯼ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻣﯿﻤﺎﻧﻨﺪ,
    ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﻮﯾﺶ,
    ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺑﮑﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻭﺷﻦ ﻧﻤﯿﺸﻮﻧﺪ ﻓﻘﻂ
    ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ ,
    ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﺴﻮﺯﺍﻥ ,
    ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ ..
  • ۲۲:۴۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ای معنی صدها غزل و شعر سپید

    لبخند تو را همیشه باید خندید

    با چتر خدا بیا به باران بزنیم

    تا خیس شود هر آنکه نتواند دید

    علی اکبر رشیدی
  • ۲۲:۴۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    حتی قهوه هم دورویی میکند

    بی تو میسوزاند..

    با تو میچسبد...
  • ۲۲:۴۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شب آمد روزگار دل تمام است
    به دستت اختیار دل تمام است

    من از چشم تو خواندم روز آغاز
    که با این عشق کار دل تمام است
    #قيصر_امين_پور
  • ۲۲:۴۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چقدر شعر بگویم برای چشمانت؟
    چگونه اشک بریزم بدون دستانت؟

    چقدر دیده به در، باز منتظر باشم؟
    چگونه صبح شود شامگاه هجرانت؟

    چقدر از تو بگویم دلم شود آرام؟
    چگونه غم نخورد دل، شود بقربانت؟

    چقدر از تو برای تو قصّه بنویسم؟
    چگونه قلب مرا میکنی پریشانت؟

    چقدر ثانیه ها را دوباره بشمارم؟
    چگونه ساعت عمرم رسد به پایانت؟

    چقدر فاصله بین من و تو افتاده؟
    چگونه دست من آخر رسد بدامانت؟

    مرا مریض خودت کرده ای نمی آیی؟
    بیا که چاره ندارم به غیر درمانت
  • ۲۲:۴۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    پخته ست روزگار چه آشى

    براى عشق

    او مى رود و من پرم از

    اشك پشت پا....
  • ۲۲:۴۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    می گویند هر گلی
    در هوای خودش می روید
    نیلوفر در آرامش مرداب
    و زنبق ها در سکوت درّه ها
    تو از کدام تیره ای
    که هر کجای دنیای من
    سبز می شوی ؟!
    نه فرازی می شناسی
    و نه نشیبی!"
  • ۲۲:۴۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بے پناهے یعنے

    زیر آوار ڪسے بمانے

    ڪہ

    قرار بود

    تڪیہ گاهت باشد…
  • ۲۲:۴۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بی تـو همـ میـشود زندگیـ کرد
    قـدم زد چـای خـورد
    فیـلم دید
    سـفر رفتـ
    فقـط بی تو نمیشـود به خواب رفتـ
  • ۲۲:۴۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من از آغاز سفر، غصه ی رفتن دارم...
    ای شبِ هجرِ تو چون صبحِ قیامت نزدیک

    حسین_دهلوی
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان