خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۲:۴۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    به تکلم
    به خموشی
    به تبسم
    به نگاه

    می توان برد به هر شیوه دل آسان از من!


    کلیم_کاشانی
  • ۲۲:۴۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    برای قدم زدن با تو
    هر از گاهی
    از خودم
    بیرون می‌زنم،
    روحم هنوز،
    به خانه برنگشته است!


    #کامران_رسول زاده
  • ۲۲:۴۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در حیرتم
    چگونه درختی
    سواد شکفتن ندارد
    وقتی که تو آموزگاری.

    به کتاب‌هایم دل نبستم
    کشتی‌ها غرق می‌شوند
    وقتی از کاغذند
    من هم روزگاری
    با واژه‌ها به سوی تو می‌آمدم
    مرا بر ساحل یافتند
    با انبوهی الفبا بر پیکر من
    که می‌گریستند.

    اراده رود بی‌حاصل است
    وقتی سرراهش دره‌هاست.

    مطمئنا شهاب
    جرقه دوربین فرشته‌ها نیست
    اما دیدم صورت‌های فلکی
    صورت توست.

    کاش زنده بودم
    و نقشه راه‌ها را عوض می‌کردم
    طوری که تو تنها
    از رگ من بگذری
    اما همه چیزی که به این سادگی نیست
    شنیده‌ام پر درآوردی
    وقتی که به من رسیدی
    و چنان دور گشتی
    که تو را
    دیگر ندیدم.

    شمس لنگرودی
  • ۲۲:۴۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    برای تو

    از وقتی تو را دیده ام
    حرفایم همه شعر شده اند
    و هوایشان
    در پس
    دوری دستانت
    زمستانی است و سرد
    تا هم آغوشی دیگر
    چه شعر های که متولد نمیشوند
    با واژه های درد

    بهزاد_حیدری
  • ۲۲:۵۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آدم وقتی دست اش به جایی بند نیست،
    سراغ آرزو ها میرود،
    آرزوها که محال شد،
    غرق میشود در خاطراتش..!

    #میلان_کوندرا
  • leftPublish
  • ۲۲:۵۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چهار فصل برایم
    زمستان است
    وقتی
    موهای سپید مادرم را می بینم

    #فریبادادگر
  • ۲۲:۵۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنم
    تنها به یاد بودنت ،احساس بودن میکنم

    خود را بغل میگیرمو ، از بین این دیوار ها
    تنها به شوق یاد تو ،سودای رفتن میکنم

    وقتی که جای خالیت ،خود را نمایان میکند
    من در هجوم اشکها ،احساس مردن میکنم

    کم دارد آغوش تورا ،این دستهای خسته ام
    دور از هم آغوشی تو ،حس بریدن میکنم

    این فکرهای لعنتی ،این خاطرات گم شده
    آخر کجای ای جهان ،از عشق دیدن میکنم

    این بغضهای تو به تو ،این اشکهای خود به خود
    تا کی من این اندوه را ،باخود کشیدن میکنم

    دلتنگ هستم خوب من ،ای کاش برگردی به من
    شبها که میگیرد دلم ،یاد تورا تن میکنم.....
  • ۲۳:۰۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    معنی فاصله ها چیست برایم بنویس
    درد این واژه سرا چیست برایم بنویس

    تو تماشاگر من بلکه نه این فاصله ای
    علت دوری ما چیست برایم بنویس

    همه جا غرق دعا میشوم از آمدنت
    معنی اشک و دعا چیست برایم بنویس

    خون دل خوردنت از بار گناهان من است ..
    معنی شرم و حیا چیست برایم بنویس

    مثنوی نه ، غزلی نه ، نه قصیده نه گلم
    مصرع از درس وفا چیست برایم بنویس

    دست من را تو نگیری به زمین می افتم
    حکمت دست شما چیست برایم بنویس

    تو برایم بنویسی به یقین میفهمم ....
    حرمت عشق کجا هست برایم بنویس ....
  • ۲۳:۰۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چشم چرخاندم نگاهم در نگاهش گیر کرد
    من تقلا کردم اما او مرا تسخیر کرد

    یک کلام ای کاش می شد بین ما رد و بدل
    بی وکیل و بی مدافع پای دل زنجیر کرد

    هر تلاشی پوچ و پوشالیست وقتی ناگهان
    آس دل را حکم لازم حاکم تقدیر کرد یک نفر

    ای کاش می شد می نشست و می شنید
    تا بگویم چشم آهویش چه با این شیر کرد

    مطمئنم آسمان هم وام دار چشم اوست
    موج را باید که با گیسوی او تفسیر کرد

    چوبه ی دار سکوتم را به پا کردم،بس است
    بیش از این دیگر نباید دست دست و دیر کرد

    من فقط مشکوک اینم او هم آیا مثل من
    چشم چرخاند و نگاهش در نگاهم گیر کرد.
  • ۲۳:۰۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مست اگر باشی در آغوشت خدایی میکنم،
    خاک را سرشار ِ عرش ِ کبریایی میکنم...

    دل به دریا میزنم در موج ِ مویت هرچه باد!
    بادبان ِ روسریّ ات را هوایی میکنم...

    باد بود این که دل ِ من را چنان کاهی ربود،
    عاشقی با چشمهای ِ کهربایی میکنم...

    در بساطم گرچه چیزی نیست اما عشق هست،
    من تو را مهمان ِ یک فنجان ِ چایی میکنم...

    هرچه غم سویم اشاره میکند من را ببین ؛
    در کنارم چون تویی بی اعتنایی میکنم...

    می نویسم با زبانم بر کف ِ پایت غزل،
    چون پلنگی خون چشان آهوستایی میکنم...!
  • leftPublish
  • ۲۳:۰۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اگر فرهاد در پی شیرین کوه می کند

    من برای وصال تو جان می کنم

    فریاد فرهاد شیرین بود

    ومن

    فریادم سکوت تلخ ...

    #انفال_محمدی
  • ۲۳:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ای که اخمت به دلم ریخت غم عالم را
    خنده‌ات می‌بَرَد از سینه دو عالم غم را

    برق لب‌های تو یادآور ِشاتوت و شراب
    چشمه‌ی اشک ِتو بی‌قدر کند زمزم را

    گاه از آن غنچه فقط زخم زبان می‌ریزی
    گاه با بوسه شفابخش کنی مرهم را

    بسته‌ای غنچه‌ی سرخی به شب گیسویت
    کرده‌ای باز رها خرمن ابریشم را

    "نرگست عربده‌جوی و لبت افسوس‌کنان"
    با همین‌هاست که دیوانه کنی آدم را
  • ۲۳:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عشوه هایت مست مستم می کند
    خـــــنده هایت بت پرستم می کند

    حرف هایت بوی باران می دهد
    آرزوهای مرا جـــــــــان می دهد

    چــشم هایت جام لبریز از شراب
    می برد از دل قرار و صبر و تاب

    برق چشمت شعله فانوس عشق
    آه تـو طوفان اقیانوس عــــشـــق

    با تو هر شب غرق رویا می شوم
    هـــمچو قطره محو دریا می شوم

    در نــــگاهت حـــرف های صـد کتاب
    شوق وصلت می برد از دیده خواب
  • ۲۳:۰۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من از تو جدا نخواهم شد...
    حتی برای دقیقه ای تنهایت نمیگذارم...
    میان من تو سنگ ریزه های دوست و دشمن
    که خواه یا ناخواه از محبت یا دشمنی پرتاب کرده اند وجود دارد...
    با اشک هایمم دریاچه ای خواهم ساخت به روی سنگ ها
    با چوب هایی که از درخت عشق مان بدست می اورم..
    قایقی خواهم ساخت...
    از روی سنگ ریزه ها با قایق رد میشوم...
    پوزخندی از تمسخر به سنگ ها میزنم...
    و اینگونه فاصله ها را پر خواهم کرد...
  • ۲۳:۰۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یکی آمد که دنیایش شروعی تازه در من بود
    پر از احساس موسیقی شبیه لحن سوسن بود

    ردیف آرزوهایش، کمی تا قسمتی ابری
    نگاه ساده اش اما، همیشه صاف و روشن بود

    حریم پاک مریم را به کرکس ها نمی بخشید
    برایش ناز سنجاقک، همیشه سهم لادن بود

    به زخم گل نمی خندید، مهتابی تر از شب بود
    همیشه بود و می آمد، ولی از جنس رفتن بود

    شبی در شعر من گم شد، کسی که با غزل آمد
    عزیزی بود که دنیایش، شروعی تازه در من بود

    شبی در عالم مستی، نشستم گریه ها کردم
    برای این دل خسته، شبی تا صبح دعا کردم
  • ۲۳:۰۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی .....
    نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی ......
    شبی که شام ِ آخر بود به دست دوست خنجر بود
    میان عشق و آینه یه جنگ نا برابر بود.......
    چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری ......
    چه قصه ی محقری چه اول و چه آخری.....
    ندانستیم و دلبستیم نپرسیدیم و پیوستیم .......
    ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه ها هستیم .....
    سفر با تو چه زیبا بود به زیبایی رویا بود.....
    نمیدیدیمو میرفتیم هزاران سایه با ما بود......
    سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی......
    نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی
  • ۲۳:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    باز با آيات عشقت مست و بيمارم نکن
    شعر، خوابم ميکند ، آرام، بيدارم نکن

    دوستت دارم بماند وقت ديگر، وقت هست
    بيقرارم مثل هرشب، خوب من، زارم نکن

    کار دستم ميدهد اينگونه خواهش هاي تو
    راحتم بگذار جانم، پاي در کارم نکن

    عاشقي آسايش من ، عشق کابين من است
    جان من با واژه هاي داغ، بيزارم نکن

    سرخوش از گلبار شعرم ، بيخود از خود ميشوم
    من پر از آرامشم امروز را هارم نکن

    من زميني نيستم شايد، سکوتم بهتر است
    خواهشن دست مرا ول کن، گرفتارم نکن

    من " پريناز " غزلهايم، چرايش را نپرس
    با دليل و حرف و منطق ، باز آزارم نکن.

    ((سهراب سپهری))
  • ۲۳:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من فهمیده ام

    وقتی چشمانت را می بندی

    به عطر کدام درخت فکر می کنی

    فهمیده ام

    همه چیز از لحظه ای شروع می شود

    که باور کنی بهار...

    همه ی آوازهای توست!

    بهار

    هدیه ی صورتی تو

    به گلبرگ کوچکی ست

    که از رنگ پیراهنش خسته می شود

    و نمی داند چکار کند.


    ((فرناز خان احمدی))
  • ۲۳:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺩﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ...
    ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ؛
    ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﺪﻭﻥ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ... ﻣﺜﻞ ﺁﻭﯾﺨﺘﻦ ﺑﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ
    ﭘﻮﺳﯿﺪﺳﺖ ...
    ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ؛
    ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ... ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﻭﺭﺗﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ ...
    ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ؛
    ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ...
    ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﺮﻭﯼ ...
    ﻭﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻭﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﻧﺸﻮﯼ ﻧﻤﺎﻧﯽ ....
    ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ؛
    ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ..
    ﺳﺎﯾﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﺍﺳﺖ ..
    ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺑﺪﯼ ﻧﯿﺴﺖ..
    به جز پاهاي خودت !!!
  • ۲۳:۱۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آرام می آیم

    و از گوشه ی لب هایت

    برگ های پاییز را جارو می کنم

    من گذر فصل ها را

    از خطوط صورت تو می فهمم.



    ((فرناز خان احمدی))
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان