۲۳:۰۴ ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
چشم چرخاندم نگاهم در نگاهش گیر کرد
من تقلا کردم اما او مرا تسخیر کرد
یک کلام ای کاش می شد بین ما رد و بدل
بی وکیل و بی مدافع پای دل زنجیر کرد
هر تلاشی پوچ و پوشالیست وقتی ناگهان
آس دل را حکم لازم حاکم تقدیر کرد یک نفر
ای کاش می شد می نشست و می شنید
تا بگویم چشم آهویش چه با این شیر کرد
مطمئنم آسمان هم وام دار چشم اوست
موج را باید که با گیسوی او تفسیر کرد
چوبه ی دار سکوتم را به پا کردم،بس است
بیش از این دیگر نباید دست دست و دیر کرد
من فقط مشکوک اینم او هم آیا مثل من
چشم چرخاند و نگاهش در نگاهم گیر کرد.