خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۳:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    کاش یادمان بماند......!!!!!

    باشکستن دل دیگران ماخوشبخت ترنمی شویم........

    کاش بدانیم ....!!!!!!

    اگردلیل اشک کسی شویم دیگربااو؛؛؛؛؛؛؛؛؛

    طرف نیستیم.......

    با خدای اوطرفیم....!!!
  • ۱۳:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    دوستت دارم..چرایش پای تو،
    ممکنش کردم،محالش پای تو
    میگریزی از من و احساس من
    دل شکستن هم ،گناهش پای تو
    آمدی آتش زدی بر جان من
    درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو
    من اسیرم در میان آن دو چشم
    قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو
    سوختم،آتش گرفتم زین سبب
    آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو
    پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
    پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو...
  • ۱۳:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست

    از دغدغه لبریز شدن دست خودم نیست
    به تو آویز شدن دست خودم نیست

    با هر نفسم حنجره پُر می شود از تو
    از طعم تو سرریز شدن دست خودم نیست

    این مشکل من نیست که لب های تو قند است
    چایی خور یکریز شدن دست خودم نیست

    در تیررس چشم تو از فرط خجالت
    هی کوچک و هی ریز شدن دست خودم نیست

    هر بار به تأخیر تو و آمدن تو
    با خویش گلاویز شدن دست خودم نیست

    برگی پُر دلواپسی از حمله ی بادم
    بازیچه ی پاییز شدن دست خودم نیست

    جز کشته شدن با مُژه ات چاره مگر هست ؟
    قربانی چنگیز شدن دست خودم نیست

    در معرض موسیقی موزون نگاهت
    یک شاعر ناچیز شدن دست خودم نیستB
  • ۱۳:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    زندگی را ...
    گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی...
    یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنی...
    گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی...
    یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی...
    گر توانستی به خوان رنگی ات یک رهگذر مهمان کنی...
    یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی...
    گر توانستی لباس بی ریای عاشقی بر تن کنی...

    میتوانی آن زمان
    فریاد انسان بودنت
    بر کوی و برزن برزنی .....
  • ۱۳:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    یارب ، غم بیرحمی جانان بکه گویم ؟
    جانم غم او سوخت ، غم جان بکه گویم ؟

    نی یار و نه غمخوار و نه کس محرم اسرار
    رنجوری و مهجوری و حرمان بکه گویم ؟

    آشفته شد از قصه من خاطر جمعی
    دیگر چه کنم ؟ حال پریشان بکه گویم ؟

    گویند طبیبان که : بگو درد خود ، اما
    دردی که گذشتست ز درمان بکه گویم ؟

    دردی ، که مرا ساخته رسوا ، همه دانند
    داغی ، که مرا ساخته پنهان ، بکه گویم ؟

    اندوه تو ناگفته و درد تو نهان به
    این پیش که ظاهر کنم و آن بکه گویم ؟

    خلقی همه با هم سخن وصل تو گویند
    من بی کسم ، افسانه هجران بکه گویم ؟

    دور طرب ، افسوس که بگذشت ، هلالی
    دور دگر آمد ، غم دوران بکه گویم ؟
  • leftPublish
  • ۱۳:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ای غصه مرا دار زدی " خسته "نباشی
    آتش به شب تار زدی " خسته " نباشی

    ای غصه دمت گرم که در لحظه شادی
    با رگ رگ من تار زدی " خسته " نباشی...

    ای غصه عجب زخم زدی بر دل زارم
    با شوخی و با خنده زدی " خسته " نباشی
  • ۱۳:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    🌺☘🌺

    شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم
    تا که یک شب دیدمت ، دل باختم رسوا شدم

    با نگاهی ساده قلبم را گرفتی خوب من
    فکر می کردم که من عاشق نمی شم اما شدم

    مثل یک پروانه در شمع نگاهت سال ها
    سوختم اما عزیزم با تو من معنا شدم

    گفته بودی در کنارت تا ابد هستم ولی
    باز رفتی ، باز ماندم ، باز من تنها شدم

    🌺☘🌺

  • ۱۳:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    دیشب ترا بوسیدمت وقتی که چشمت خواب بود
    وقتی که دنیا ، غرق در زیبایی مهتاب بود

    از لابلای دفترم، شعری صدا می زد تو را
    دیدم که حتی بالشم، ازدوریت بی تاب بود!

    انگار بوی مردگی پیچیده بود در خانه ام
    ماهی سرخ تنگ هم ، آماده ی قلّاب بود !

    گلهای یاس روی میز از دوریت پژمرده اند
    آن زنبق توی حیاط، با بودنت شاداب بود

    دیشب تو را بوسیدمت، حتی درون قاب عکس
    طعم لب شیرین تو ، یک مزه ی نایاب بود
  • ۱۳:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    آدم‌ها
    وقتی می آیند
    موسیقی شان را هم با خودشان می آورند ...
    ولی وقتی می روند
    با خود نمی برند‌‌ !

    آدم‌ها
    می آیند
    و می روند
    ولی در دلتنگی هایمان‌‌
    شعرهایمان‌‌
    رویاهای خیس شبانه‌‌مان... می مانند‌‌‌ !

    جا نگذارید !
    هر چه را که روزی می آورید را
    با خودتان ببرید‌ !
    وقتی که می روید
    دیگر
    به خواب و خاطره‌‌‌ی آدم برنگردید.

    F💞
  • ۱۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    به مجنون گفت روزی ساربانی
    چرا بیهوده در صحرا دوانی

    اگربا لیلی ات بودی سروکار
    من اورا دیدمش بادیگری یار

    سرزلفش به دست دیگران است
    تورا بیهوده در صحرا دوان است

    زحرف ساربان مجنون فغان کرد
    جوابش این رباعی رابیان کرد

    درخت بی ثمر هر کس نشاند
    دوای درد مجنون را بداند

    میان عاشق و معشوق رمزی است
    چه داند آنکه اشتر می چراند

    به مجنون گفت کاخر ای بداختر
    گناهی از محبت نیست بدتر

    تو را ایزد به توبه امر فرمود
    برو از عشق طا هرتوبه کن زود

    چو بشنید این سخن مجنون فغان کرد
    به زاری سر به سوی آسمان کرد

    بگفتا توبه کردم توبه اما
    زهر چیزی به غیر از عشق طاهر
  • leftPublish
  • ۱۳:۳۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    درد بی درمان شنیدی؟
    حال من یعنی همین!

    بی تو بودن، درد دارد!
    می زند من را زمین

    می زند بی تو مرا این خاطراتت روز و شب

    درد پیگیر من است،

    صعب العلاج یعنی همین!

    ﻧﻪ کسی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ
    نه کسی ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ
    ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ی ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺎﻩ

    ﺑﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﮕﺮ ﻓﺮقی ﻫﺴﺖ؟
    ﻭقتی ﺍﺯ ﻋﺸﻖ
    نصیبی ﻧﺒﺮی ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺁﻩ
  • ۱۳:۳۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آدم ها "لالت" می کنند
    بعد هی می پرسند
    چرا حرف نمی زنی ؟
    این خنده دار ترین نمایش نامه ی دنیا بود. .

    نیل سایمون
  • ۱۳:۳۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو زندگی بعضی چیزا بزرگ و بعضی چیزا کوچیکن

    بعضی چیزا ساده بعضی چیزا مهم هستن :

    بزرگ مثل عشق

    کوچیک مثل غم

    ساده مثل من

    مهم مثل تو !
  • ۱۳:۳۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    .ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ

    ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ

    ﺧﯿﻠﯽ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﺩ

    ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ 2 ﺑﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ

    ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﻤﺎ ﺷﺪ

    ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎ

    ﺑﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻔﺲ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ
  • ۱۳:۳۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    با رفتنت بهانۀ یک داستان شدی
    حالا که می روی چقَدَر مهربان شدی!!!

    حالا که می روی به چه دل خوش کنم عزیز؟
    اینجا بمان که با نفسَم توأمان شدی

    " هر گز نبوده قلب من اینگونه گرم و سرخ" *
    زیرا تو در تمام صفت ها جوان شدی

    یادش بخیر سبزی و باغی که داشتیم
    با رفتنت بهانۀ فصل خزان شدی

    " دستم نمی رسد که در آعوش گیرمت " **
    ای ماه من، ستارۀ هفت آسمان شدی

    حالا که می روی بخدا می سپارمت
    حالا که می روی، بخدا مهربان شدی
  • ۱۳:۳۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نسیم که پرده های اتاق را تکان می‌دهد
    تمام وجودم می‌لرزد
    عشق زمستانی‌ات را به خاطر می‌آورم
    از باران می‌خواهم در شهر دیگری ببارد
    به دست و پای برف می‌افتم که شهر دیگری را سفیدپوش کند
    التماس می‌کنم خداوند زمستان را از فکرش پاک کند
    بعد از تو چگونه زمستان را سر کنم؟...



    "نزار قبانی"
  • ۱۳:۳۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم

    تا که یک شب دیدمت، دل باختم، رسوا شدم

    با نگاهی ساده قلبم را گرفتی، خوب من!

    فکر می‌کردم که من عاشق نِمی... امّا شدم!

    مثل یک پروانه در شمع نگاهت سال ها

    سوختم، امّا عزیزم! با تو من معنا شدم

    گفته بودی در کنارت تا ابد هستم ولی

    باز رفتی، باز ماندم، باز من تنها شدم!
  • ۱۳:۳۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    این کافه تو را ندیده اصلا با من!
    یک حوصله فاصله ست از تو تا من!
    آنقدر بریز لحظه ها پر بشود !
    تا قهوه ی ترک چشمهایت را من.....!!!
  • ۱۳:۳۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هرکجا دیدی غزل با درد پیدا میشود
    رد پای خسته یک مرد پیدا میشود

    تا که میآید کمی خورشیدطنازی کند
    این زمستان با دو دست سرد پیدا میشود

    در بهاران هم ز اقبال دل بیچاره ام
    باز هم فصلی به رنگ زرد پیدا میشود

    خاطرات دلبری را که ندیدم لحظه ای
    آنهمه جور و جفاها کرد پیدا میشود

    ناگهان در اوج خوشبختی یکی نا مهربان
    کاین بلا را بر سرم آورد پیدا میشود
  • ۱۳:۴۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بانگ شادی از حریمش دور باد
    هر که زاری آفرید

    هر کسی لبخند را ممنوع کرد

    هر که در تجلیل غم اصرار کرد

    طعم شادی از حریمش دور باد

    هر که درک عشق و زیبایی نداشت


    هر که گل..

    پروانه

    پرواز پرستو را ندید


    هر کسی آواز را انکار کرد
    شهر شادی از حریمش دور باد

    هر که دیوار آفرید

    هر که پلها را شکست

    هر که با دلها چنان رفتار کرد

    هر که انسان را چنین بیمار کرد

    هر که دورش از حریم یار کرد .





    مجتبی کاشانی
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان