۱۹:۲۶ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
با تو تنها با تو ميگيرم قرار تازه اي
تا قدم را مي نهم بر روزگار تازه اي
تا تو پشتم باشي از دنيا هراسم نيست عشق
باز ميچرخم به دورت در مدار تازه اي
جستجو ميكردمت در خوابها افسانه ها
يافتم اسب سپيدي با سوار تازه اي
حجم سبز عشق را آغوش ميگيرم ببين
حجم سبز عشق را من در حصار تازه اي
هر چه هستم هر چه بودم اينك اما از توام
فتح تو داده به قلبم افتخار تازه اي
فصل باران پشت شيشه زير سقف خانه ات
مي نويسم جمله اي نو با بخار تازه اي:
دوستت دارم تمام ناتمام شعر من
با تو تنها با تو ميگيرم قرار تازه اي