خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۲:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    لطف کن، امروز را تنها به من ارفاق کن
    لحظه ای از وقتِ خود را هم به من انفاق کن'
    برف و پاییز و هوا سرد است و من آواره ام
    سخت سرما خورده ام من، کرسی ات را داغ کن'
    باز سرما استخوان سوز است و ره پُر پیچ و خَم
    نا امیدی را به چشمت، امر بر قشلاق کن'
    دعوتم کن تا بیایم، حالِ من بهتر شود
    خوش اگر بگذشت، مِهرم را به دل سنجاق کن'
    چشم تو مانند دریا، ابرویت همچون افق 
    چشمِ من روشن به دریاهایِ خوش آفاق کن'
    من به سرما نیز، دلگرم از خیالاتِ توام
    پس بیا چون خاطرت، در سینه ام اطراق کن

  • ۱۲:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت
    بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم

    رفتی و دلم بست به سوی همه در را
    جز روی تو در را به کسی باز نکردم

    گفتم که بگویم غزلی لایق عشقت
    حس غزلم را به تو ابراز نکردم

    شبها که به خاطر گذرد یاد عزیزت
    در خواب به جز نام تو آواز نکردم

    زنجیر به پای دل من بست نگاهت
    بی حال و هوای تو که پرواز نکردم
  • ۱۲:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    ای پر از عاطفه در قحط محبت با من
    کاش می شد بگشایی سر صحبت با من

    هیچ کس نیست که تقسیم شود در اینجا
    درد تنهایی و بی برگی و غربت با من

    از خروشانی امواج نگاهت دیریست
    باد نگشوده لبش را به حکایت با من

    خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال
    آسمان دور شد از روی حسادت با من

    بعد از این شور غزلهای شکوفا با تو
    بعد از این مرثیه و غربت و حسرت با من

    گرچه کوچیدی از این باغ ولی خواهد ماند
    داغ چشمان تو تا روز قیامت با من
  • ۱۲:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    نامه ای با اشک چشمانم نوشتم ، خوانده ای؟
    من هنوزم یاد تو هستم، تو یادم ، مانده ای؟
    بسته ام پیمان هنوز هم پایبند بر عهد خود
    گو به من آیا تو هم بر عهد و پیمان مانده ای؟
    من به غیر از تو کسی را ره ندادم قلب خود
    مثل من آیا تو هم اغیار از خود رانده ای؟
    من برایت روز وشب هردم دعایت میکنم
    تو برایم تا کنون حتی دعایی خوانده ای؟
    مانده ام چشم اتظار یک خبر از سوی تو
    راست گو آیا تو هم چشم انتظارم مانده ای؟
    بوده ام با تو یه رنگ و صاف و صادق با وفا
    نازنینم مثل من شعر وفا را خوانده ای؟
    جواد الماسی
  • ۱۲:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    خسته‌ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
    شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری

    لحظه‌های کاغذی را روز و شب تکرار کردن
    خاطرات بایگانی، زندگیهای اداری

    آفتاب زرد و غمگین، پله‌های رو به پایین
    سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری

    با نگاهی سرشکسته، چشمهایی پینه‌بسته
    خسته از درهای بسته، خسته از چشم‌انتظاری

    صندلیهای خمیده، میزهای صف‌کشیده
    خنده‌های لب پریده، گریه‌های اختیاری

    عصر جدولهای خالی، پارکهای این حوالی
    پرسه‌های بی‌خیالی، صندلیهای خماری

    سرنوشت روزها را روی هم سنجاق کردم
    شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری

    عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
    خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

    روی میز خالی من، صفحه‌ باز حوادث:
    در ستون تسلیت‌ها نامی از ما یادگاری

    دکتر قیصر امین پور
  • leftPublish
  • ۱۲:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    خطی کشید روی تمام سوال ها
    تعریف ها معادله ها احتمال ها

    خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
    خطی دگر به قائده ها و مثال ها

    خطی دگر کشید به قانون خویشتن
    قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها

    از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
    خطی به روی دفتر خط ها و خال ها

    خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
    با عشق ممکن است تمام محال ها
  • ۱۲:۱۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    هرگز تو هم مانند من آزار دیدی؟
    یار خودت را از خودت بیزار دیدی؟
    آیا تو هم هر پرده ای را تا گشودی
    از چار چوب پنجره دیوار دیدی؟
    اصلا ببینم تا به حالا صخره بودی؟
    از زیر امواج آسمان را تار دیدی؟
    نام کسی را در قنوتت گریه کردی؟
    از «آتنا» گفتن «عذابَ النار» دیدی؟
    در پشت دیوار ِحیاطی شعر خواندی؟
    دل کندن از یک خانه را دشوار دیدی؟
    آیا تو هم با چشم ِ باز و خیس ِ از اشک
    خواب کسی را روز و شب بیدار دیدی؟
    رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
    بیمار بودی مثل ِمن ؟ ، بیمار دیدی؟؟
    حقا که با من فرق داری ــ لااقل تو
    او را که می خواهی خودت یک بار دیدی.
  • ۱۲:۱۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    این فصل آخر است ، ببخش عاشقانه نیست
    امشب در این خرابه هوای ترانه نیست
    مردم دوباره پشت سرم حرف می زنند
    اما عجیب ! لحن تو هم صادقانه نیست !
    قلبی که جنس شیشه شد آخر شکستنی ست
    عشقی که گشت یک طرفه جاودانه نیست
    گفتم بمان به زخم غرورم نمک نپاش !
    گفتی سزای عشق مگر تازیانه نیست ؟
    با این همه اگر چه برده ای مرا ز یاد ،
    هر چند در وجود تو از من نشانه نیست ،
    باور نمیکنم که تو طردم کنی ،
    ولی رفتم برای ماندنم آخر بهانه نیست !
    بهرام محمودی
  • ۱۲:۱۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد
    بعد از این دیدن او فرض محالت باشد

    از خدا ساده بپرسی که تو اصلاً هستی؟
    گریه‌ات باعث تکرار سوالت باشد

    چمدان پر بکنی خاطره‌ها را ببری
    عکس‌هایش همه‌ی عمر، وبالت باشد

    روز و شب قصه ببافی که تو را می‌خواهد
    باز پیچیده‌ترین شکل خیالت باشد

    توی تنهایی خود فکر مسکّن باشی
    قرص اعصاب فقط چاره‌ی حالت باشد

    پاکت خالی سیگار و شب و بی‌خوابی...
    فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد!

    «ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری»
    قسمت ما نشد این عشق...
    ........................حلالت باشد
  • ۱۲:۱۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    اما تو بگو «دوستی» ما به چه قیمت؟

    امروز به این قیمت، فردا به چه قیمت؟

    ای خیره به دلتنگی محبوس در این تنگ

    این حسرت دریاست تماشا به چه قیمت

    یك عمر جدایی به هوای نفسی وصل

    گیرم كه جوان گشت زلیخا به چه قیمت

    از مضحكه دشمن تا سرزنش دوست

    تاوان تو را می‌دهم اما به چه قیمت

    مقصود اگر از دیدن دنیا فقط این بود

    دیدیم، ولی دیدن دنیا به چه قیمت

    فاضل نظری
  • leftPublish
  • ۱۲:۱۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    حق نداری به کسی دل بدهی الا من
    پیش روی تو دوراهست فقط من یامن!

    عاشقم دست خودم نیست بهم میریزم
    که تو هم بابقیه خوب شوی هم بامن

    لااقل عاشق من هم نشدی عاقل باش
    لطفا آلوده نکن سهم منست آن دامن

    اعتباری به تو و قول و قسمهای تو نیست
    باورت کرده ام از ساده دلی... اما من

    مثل یک شاخه طوفان زده در پاییزم
    با شکوفا شدنت می روم از اینجا من

    آخرش نوبت تنهایی من باتو نشد
    کمتر از سقف و در و پنجره ام آیا من؟

    دیر می آیی وبا خاطره ها می میرم
    بی تو در دورترین منطقه دنیا من!
  • ۱۲:۱۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    ای خدا یار من آنجاست ، حواست باشد
    او نشان کرده ی اینجاست ، حواست باشد

    یار من موی سرش ، قیمت صدفرهاد است
    قصه اش قصه ی فرداست ، حواست باشد

    گرچه بدجور شکسته است دل تنگ مرا
    همچنان شاه غزل هاست ، حواست باشد

    او نگاهم نکند ، یا نخرد حرف مرا...
    هرچه هست بین خود ماست ،حواست باشد

    حرف یک عشق قدیمی ست که برعکس شده
    درد من درد زلیخاست ، حواست باشد

    آنچه فرهاد نوشته ست بروی تن تو ...
    شرح یک روزه غم ماست ، حواست باشد

    همه ی دلخوشی و زندگی ام ،بودن اوست
    برود ، آخردنیاست ،حواست باشد

    نگذاری ، احدی تیشه برویش بزند !!!
    شیشه ی عمر من آنجاست، حواست باشد....
  • ۱۲:۱۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    شاهکاری از مولانا:::

    آنکس که بداند و بخواهد که بداند
    خود را به بلندای سعادت برساند.

    آنکس که بداند و بداند که بداند
    اسب شرف از گنبد گردون بجهاند .

    آنکس که بداند و نداند که بداند
    با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند !

    آنکس که نداند و بداند که نداند
    لنگان خرک خویش به مقصد برساند !!

    آنکس که نداند و بخواهد که بداند
    جان و تن خود را ز جهالت برهاند !!

    آنکس که نداند و نداند که نداند
    در جهل مرکب ابدالدهر بماند !!

    آنکس که نداند و نخواهد که بداند
    حیف است چنین جانوری زنده بماند!!!
  • ۱۲:۲۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    دست به دست مدعی شانه به شانه می روی
    آه که با رقیب من جانب خانه می روی

    بی خبر از کنار من ای نفس سپیده دم
    گرم تر از شراره ی آه شبانه می روی

    من به زبان اشک خود می دهمت سلام و تو
    بر سر آتش دلم همچو زبانه می روی

    در نگه نیاز من موج امید ها تویی
    وه که چه مست و بی خبر سوی کرانه می روی

    گردش جام چشم تو هیچ به کام ما نشد
    تا به مراد مدعی همچو زمانه می روی

    حال که داستان من بهر تو شد فسانه ای
    باز بگو به خواب خوش با چه فسانه می روی؟

    محمد رضا شفيعي كدكني

  • ۱۲:۲۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیایی
    چه غریبانه غریبانه نوشتم کـه کـجـایی

    چه صمیمانه نوشتم که تویی ذوق زبـانم
    و تو انگار نه انگار که هم صحبت مایـی

    چه یتیمانه نشستم و نوشتم که مرو یار
    و تو رفتی و من و برزخ این فصل جدایی

    پشت پای تو همه باور و ایمان دلم ریخت
    و قسم میخورم این صحبت خودرا به خدایی

    به خدایی که میان من و تو فاصله انداخت
    چه خدایی که فقط باب دلش هست جدایی

    شـاعران غربت غم بار مرا شعر کنید
    بنویسیداز این زندگی تـلخ از این تنهایی
  • ۱۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    بی حضورت قصّه را با خاک یکسان می کنم!
    توی تُنگِ تنگ!··· با این عشق طغیان می کنم !

    کنجِ غارِ خلوتِ تنهایی ام یا توی جمع!
    هرکجا دلتنگ باشم بی تو طوفان می کنم !

    هی غزل می سازمت ،در شهر جارت می زنم!
    چشم هایِ عابران را خیسِ باران می کنم !

    تویِ چشم ناشکیبِ آینه زل می زنم!
    بغضِ دلتنگیِ چشمم را دوچندان می کنم !

    من غلط کردم اگر گفتم صبورم! ···بی خیال!
    لافِ بیجایی زدم , الساعه کتمان می کنم !

    می شوم همدست با رمال هایِ بدقلق!
    هم تبانی با خیال و فال و فنجان می کنم !

    عاشقانه پشت میز کافه ها می نوشمت!
  • ۱۲:۲۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
    در غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست

    گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
    چون من در آن دیار هزاران غریب هست

    در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
    هر جا که هست پرتو روی حبیب هست

    آن جا که کار صومعه را جلوه می‌دهند
    ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست

    عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
    ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

    فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
    هم قصه‌ای غریب و حدیثی عجیب هست

  • ۱۲:۲۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    ای ماه مرا دل بتو دادن هوسی نیست
    دل دادم و غیر تو مرا هیچ کسی نیست

    آزادم و در گرد جهان عاقبت از خویش
    خود سوختم و سوختنم جز قبسی نیست

    دلدار بفرما که چه تدبیر زنم من
    فریاد که فریاد مرا هم نفسی نیست

    تا شمع وجودی پر پروانه بسوزد
    ما را به تمنای تو جز ملتمسی نیست

    امروز مرا با تو سر گفته دراز است
    هرچند چنان فرصت دوشینه بسی نیست

    آرام دل از یاد تو خواهیم بگیتی
    آرام دلی غیر تو فریاد رسی نیست

    دل دادن احمد نه به خوابست و خیال است
    دل دادم و دل دادن ما از هوسی نیست‌
  • ۱۲:۲۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    از کجا اینهمه غوغای غـزل آوردی؟
    از کجا اینهمه کندوی عسل آوردی؟
    .
    به کدامین غزل خواجه تفال زده ای ؟
    که چنین نرگس شیراز بغل آوردی؟
    .
    گره شال به رقص چه نسیمی دادی؟
    که چنین شاعر آشفته عمل آوردی ؟
    .
    رطب لب سر بازار چه کس قند زدی ؟
    که برای عسل اینـگونه مثل آوردی؟
    .
    تاچه مقیاس به شیرینی لب افزودی؟
    که به ظاهر صف عشاق دغل آوردی؟
    .
    زچه برهم زده ای وزن غزل راکه چنین
    فاعلاتن فعلاتم به فَعَل آوردی...
    .
    در شب برکه ی متروک پلنگی خسته
    ز چه مهتاب شدی شور جدل آوردی؟
    .
    وه چه نیکوست دلی نقد ره دوست شود
    قدمت خوش به هوایم که اجل آوردی...

    حسین دلجووو
  • ۱۲:۳۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    ما ز جـام دوست ، مستی میکنیم
    خویش را فـارغ ز هستی میکنم

    می ، پلیدی را ز سر بیـرون کند،
    عشق را در جـام دل، افزون کند،

    چونکه ما مستیم و از هستی تهی،
    کی شود هستی ،به مستی منتهی،

    مست یعنی عاشقی بی قید و بند،
    فـــارغ از بود و نبود و چون و چند،

    چون و چند از ابلهـــی آید میـــان،
    در طریق عاشقی کی می‌تـــوان،

    عاشقی را خود جهــان دیگــریست،
    منطق عاشق همــان پیغمــبریست،

    عشق بر عاشق ، دهد دستور را،
    عقل کی فهمـد چنین منظور را،

    تا نگردی عاشق از این ماجـــرا،
    کـــای توانی کرد درک نکته هـــا،

    #مولانا
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان