خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۱:۲۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    مستی ما مستی از هر جـام نیست
    مست گشتن کار هر بـد نـام نیست

    ما ز جـام دوست، مستی می کنیم
    خویش را فـارغ ز هستی می کنیم

    چون که ما مستیم و از هستی تهی
    کی شود هستی، به مستی منتهی؟

    مست، یعنی: عاشقی بی قید و بند
    فـــارغ از بود و نبود و چون و چند؟

    چون و چند از ابلهـــی آید میـــان
    در طریق عاشقی کی می‌تـــوان؟

    مست بود و فکـــر هستی داشتن
    کـــوه غـــم را از میان ، برداشتن

    کــی بُــوَد کـــار حساب و هندسه؟
    کــی چنین درسی بود در مدرسه؟

    عاشقی را خود جهــان دیگــریست
    منطق عاشق همــان پیغمــبریست

    عشق بر عاشق دهـــد ، دستور را
    عقـــل، کی فهمـد چنین منظور را

    تا نگـــردی عاشق از این ماجـــرا
    کـــی توانی کرد درک نکته هـــا؟

    فهـم عاقل را به عاشق، راه نیست
    هرچه گویم باز میگویی که چیست؟

    بایـــد اول ، تـــرک هشیاری کنی
    عشق را در خویشتن جاری کنی

    هر زمان گشتی تو مست جام عشق
    خویش را انــداختـــی در دام عشق

    آن زمان شاید بدانـــی عشق چیست
    چون کنی درک یکـــی را از دویست

    سید محمد رضا شمس
  • ۱۱:۳۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    دل من در قدم یار غریبانه شکست
    تپش قلب چنان گشت که آئینه شکست

    لرزشی بر سر اندام من آن شب افتاد
    خُمره لغزید در آن حادثه پیمانه شکست

    باغ دلواپس طوفان شده از شدت ابر
    اطلسی از غم رُز خم شد و از ساقه شکست

    آتشی در دلم افروخت کزان شعله ودود
    شمع خندید و پر عاشق پروانه شکست

    در ازل بار امانت به من خسته که داد؟
    آسمان شاهد آن بود که این شانه شکست

    ای خوش آن همت مردانه که فریاد کشان
    در زندان ابد کنده و مستانه شکست ...
  • ۱۱:۳۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    تا تو را داشته باشم، به خدا رو زده ام

    سرمه بر چشم سیه، شانه به گیسو زده ام

    یوسف من تویی، من آن زن مصری که ز شوق

    لحظه ی دیدنت انگشت به چاقو زده ام

    با تو از موج نگاهت، به لب ساحل عشق

    تا که غرقم نکنی، یکسره پارو زده ام

    لب عسل، چشم عسل، پیکر زیبات عسل

    طاقتم نیست اگر، دست به کندو زده ام

    مومن یاد توام، کافر عشق دگران

    که سر قبله ی تو، خم شده زانو زده ام

    تا دلت را ببرم،رفته ام هر راه که بود

    دست بر شعبده و جمبل و جادو زده ام

    گاه از شادی و غم، گر که سرودم شعری

    تویی منظور! فقط حرف دو پهلو زده ام
  • ۱۱:۳۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    تماشایی تـرین تصویـــــر دنیا می شوی گاهی
    دلم می پاشد از هم ، بس كه زیبا می شوی گاهی

    حضور گاه گاهت بازی خورشید بــا ابر است
    كه پنهان می شوی گاهی و پیدا می شوی گاهی

    به ما تا می رسی كج می كنی یكباره راهت را
    ز ناچاریست گر همصحبت ما می شوی گاهی

    دلت پاك است امـــــــا بـا تمـــــام سادگیهایت
    به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی

    تو را از سرخی سیب غزل هایم گریزی نیست
    تـــو هـــــم مانند آدم زود اِغوا می شوی گـاهی
  • ۱۱:۳۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    نَفَسم بگو کجایی که ستاره ی سهیلی؟!

    دو سه خط گلایه دارم، که به عرض میرسانم:
    من و میل اینچنینی!!!تو چرا بدون میلی؟!

    همه شب به انتظارت، غزلی سروده ام تا
    تو یِ بی وفا بدانی ،که دلم گرفته ! خیلی

    تو که پیش من نباشی ،همه ی دار و ندارم...
    قلمی...دفتر شعری، دو سه واژه ی طُفیلی

    تو نماز نیمه شبها...تو نیایشی...نه شعری!
    تو شبیهِ یک دعایی،که مقدسی ! کُمیلی

    من و پای لنگ شعرم،تو بگو چگونه روزی...
    برسد به گَرد پایت؟ که قطار روی ریلی

    نکند خبر نداری؟نَفَسم بیا که کار از...
    غزل و گریه و هق هق،به خدا گذشته
  • leftPublish
  • ۱۱:۳۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود
    آدم از دست خودش گاهی گریزان می شود
    بر لبانش خنده می دوزد ولی دلشاد نیست
    زیر بار غصه ها ناچار خندان می شود
    زخم ها و ضربه های دشمنان دردش کم است
    آدمی از ضربه های دوست نالان می شود
    مثل شب بویی که شب هنگام خوشبو می شود
    از طلوع روز نو غمگین و ترسان می شود
    معنی زندان که ترکیب اتاق و میله نیست
    گاه آزادی خودش هم مثل زندان می شود
    وای بر روزی که شاعر خسته و غمگین شود
    آخر هر مصرع و هر واژه گریان می شود
  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    لبخند تو در چشم من انگار شراب است...
    این شاعر عاشق...به همان،خنده خراب است.
    من عاشق عشقم...چه بسوزم...چه بسازم...
    عشق است...که هر کار کند...

    عین ثواب است...
    معشوق اگر...خون مرا ریخت...
    به حق ریخت...
    خون ریزی معشوق هم...از روی حساب است

    تب کردن تو...مردن من...هر دو بهانه ست..
    عشق است...که بین من و تو...
    در تب و تاب است...
  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    "آمدی جانم به قربانت" چه پنهان آمدی
    بیخبر مانند یک ناخوانده مهمان آمدی

    آمدی آهسته صاحبخانه ی قلبم شدی
    تا بنا از نو کنی این قلبِ ویران ، آمدی

    با خودش می بُرد آن سیلاب تنهایی مرا
    مثل یک ناجی میان موج و توفان آمدی

    فرصتم کم میشد و هر لحظه دردم بیشتر
    خوب دانستی که محتاجم به درمان ، آمدی

    فکر میکردم زمانش دیر شد دیگر ولی
    بهترین وقت است ، خوشحالم که الآن آمدی.
  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    خنده ی خشکی به لب دارم ولی بارانی ام
    ظاهری آرام دارد باطن طوفانی ام

    مثل شمشیر از هراسم دست و پا گم می کنند
    خود ولی در دستهای دیگران زندانی ام

    بس که دنبال تو گشتم شهره ی عالم شدم
    سربلندم کرده خوشبختانه سرگردانی ام

    می زند لبخند بر چشمان اشک آلود شمع
    هر که باشد باخبر از گریه ی پنهانی ام

    هیچ دانایی فریب چشم هایت را نخورد
    عاقبت کاری به دستم می دهد نادانی ام .
  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    آغوش من به نام تو باشد،گناه نیست
    در اختیار تام تو باشد، گناه نیست

    نزدیک تر بیا، نفسم را احاطه کن
    لب روی لب ،به کام تو باشد، گناه نیست

    از عطر ناب پیرهنت مست کن مرا
    مستی چو من،که رام تو باشد، گناه نیست

    وقتی مرا به اسم صدا میکنی تو،وااااای
    احساس در کلام تو باشد، گناه نیست

    همراه خوب! مشترک مورد نظر
    در گوشی ام، پیام تو باشد، گناه نیست

    امشب برای خال لبت ،فکر چاره باش
    پرواز سمت دام تو باشد، گناه نیست
  • leftPublish
  • ۱۱:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    لاله دیدم روی زیبا توام آمد بیاد
    شعله دیدم سرکشی های توام آمد بیاد

    سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند
    روی و موی مجلس آرای توام آمد بیاد

    بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم
    لرزش زلف سمنسای توام آمد بیاد

    در چمن پروانه ای آمد ولی ننشسته رفت
    با حریفان قهر بیجای تو ام آمد بیاد

    از بر صید افکنی آهوی سرمستی رمید
    اجتناب رغبت افزای توام آمد بیاد

    پای سروی جویباری زاری از حد برده بود
    هایهای گریه در پای توام آمد بیاد

    شهر پرهنگامه از دیوانه ای دیدم رهی
    از تو و دیوانگی های توام آمد بیاد
  • ۱۱:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    چنان مستم ...چنان ریشم...چنان سر گشته از خویشم ...
    نمیدانم کجایم من...نمیدانم چه در پیشم

    گهی خوابم ...گهی بیدار..گهی چون قاب بر دیوار...
    نمیدانم کجایم من....نمیدانم چه در پیشم

    چنان سوزم...چنان سازم...چنان عاشق به پروازم...
    نمیدانم کجایم من ...نمیدانم چه در پیشم

    گهی عابد...گهی زاهد...گهی بی دین و ایمانم...
    نمی دانم کجایم من...نمیدانم چه در پیشم

    چنان زارم ...چنان زارم...چنان منصور بر دارم...
    نمیدانم کجایم من....نمیدانم چه در پیشم

    گهی آبم ...گهی باران....گهی در بزم میخواران. ..
    نمیدانم کجایم من...نمیدانم چه در پیشم

    چنان اشکم ...چنان آهم ...چنان سالک به هر راهم ...
    نمیدانم کجایم من....نمیدانم چه در پیشم

    گهی عاشق...گهی فارغ...گهی کوه مع الطارق...
    نمیدانم کجایم من...نمیدانم
  • ۱۱:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    تو عاشقانه ترین فصلی از کتاب منی
    غنای ساده و معصوم شعر ناب منی

    رفیق غربت خاموش روز خلوت من
    حریف خواب و خیال شب شراب منی

    تو روح نقره یی چشمه های بیداری
    تو نبض آبی دریاچه های خواب منی

    سیاه و سرد و پذیرنده ، آسمان توام
    بلند و روشن و بخشنده ، آفتاب منی

    مرا بسوی تو جز عشق بی حساب مباد
    چرا که ماحصل رنج بی حساب منی

    همیشه از همه پرسیده ام ، رهایی را
    تو از زمانه کنون ، بهترین جواب منی

    دگر به دلهره و شک نخواهم اندیشید
    تویی که نقطه پایان اضطراب منی

    گُریزی از تو ندارم ، هر آنچه هست ، تویی
    اگر صواب منی یا که ناصواب منی

    حسین منزوی
  • ۱۱:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    مولای مهربان غزل های من سلام
    سمت زلال اشک من، آقای من سلام
    نامت بلند و اوج نگاهت همیشه سبز
    آبی ترین بهانه دنیای من سلام
    قلبی شکسته دارم و شعری شکسته تر
    اما نشسته در تب غوغای من سلام
    ما بی حضور چشم تو این جا غریبه ایم
    دستی، سری تکان بده، مولای من؛ سلام
    تقدیم چشمهای تو این شعر نا تمام
    زیباترین افق به تماشای من سلام

    حسین منزوی
  • ۱۱:۳۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    ای پـــــــــــــــــیر خرابات، که میخــــانه ندیدی!
    ویرانه دل مــــــــــــــــاست، تو ویــــرانه ندیدی!

    ای رند غزل پـــوش، که بر ســـــنگ سرت خورد
    از دوست چه دیدی ،که ز بــــــــــــیگانه ندیدی؟

    ای بی خبر از خـــــــانقه، از خویـــــش حـذر کن
    در محبس تن، شرزه ی شــــــــــــیرانه ندیدی

    از دهـــــــــــــــر گذر کردی و در قعر فـــــتادی
    در خانه چه دیــــــدی، که به ویرانه ندیـــــدی؟

    «ما خــــانه به دوشان غم سیــــــلاب نداریم»
    لیکت نگهی ،کولی بــــــــــــــــــــی خانه ندیدی

    یــــک دم به در میکده از خویـــــــش گذر کن
    بر آتش مــــــــــی ،نشعه ی پــــــروانه ندیدی

    ما میکده بر روضـــــــه ی رضـــــــوان نفروشیم
    بر لعل ختن ،چرخش پیــــــــــــــــــــمانه ندیدی

    آن دم که به مستی قدح خویش شکـــستیم
    انگار تبر، در دل بتــــــــــــــــــــــخانه ندیدی...
  • ۱۱:۳۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    هرچه می خواهی بکن امّا مرا دیوانه نه!
    هرچه می خواهی بزن... موی سرت را شانه نه!

    رفت و آمد های دستت پشتِ گوشَت دیدنی ست
    دست را آنجا ببر امّا به زیر چانه نه!

    رقص بر روی دو پایت رو به روی آینه
    آن قَدَر زیباست که چرخیدن پروانه نه!

    خنده هایت زخم هایم را مداوا می کند
    از تهِ دل خنده کن، زیر لب و دزدانه نه!

    وقتی از من دلخوری با دیگران حرفی نزن
    اخم با من آری امّا خنده با بیگانه نه!

    دوستت دارم ولی حتی نمی دانم چرا
    دوستم داری ولی آنقدر مشتاقانه نه

    شانه هایم را پناهت می کنم تا روز مرگ
    هر کجای خانه می خواهی برو... از خانه نه!…
  • ۱۱:۳۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    آیا موافقی لبت از هم جدا شود؟
    لبخند می زنی که دلم باز وا شود؟

    جا هست در دلت بنشینم؟ اجازه هست؟
    می گویی آن غریبه که آنجاست، پا شود؟

    این رسم عاشقی است؟ که هر لحظه، هر کسی
    از هر کجا رسیدبه قلب تو، جا شود؟

    با اخم روی زخم دل من نمک نپاش
    انصاف نیست عاشق زخمی رها شود

    من زخم خورده ی دل سنگ خودِ تو ام
    این زخم ها به دست تو باید دوا شود

    پیش خودت خیال نکردی که ممکن است-
    این ظلم محض، باعث قهر خدا شود؟
  • ۱۱:۳۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    برای شادی روحم کمی غزل لطفا
    دلم پر از غم و درد است، راه حل لطفا
    همیشه کام مرا تلخ می کند دنیا
    به قدر تلخی دنیای تان، عسل لطفا !
    مرا به حال خودم ول کنید آدم ها
    فقط برای کمی گریه لا اقل، لطفا
    کسی میان شما عشق را نمی فهمد
    ادا،دروغ بس است این همه دغل لطفا
    کجاست کوهکنی تا نشان دهد اصلا
    به حرف نیست که عاشق شدن،عمل لطفا
    "به زور آمده بودم، به اختیار مرا"
    ببر به آخر دنیا از این محل لطفا
    نمانده راه زیادی، کنار قبرستان
    پیاده میشوم آقا... همین بغل لطفا
    _______________________
    فرزاد نظافتی
  • ۱۲:۰۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    آمدم با بوسه بیدارش کنم رویم نشد
    از هوای ِ عشق سرشارش کنم رویم نشد

    در دلم گفتم من عاشق پیشه ی ِ چشم ِ توام
    خاستم آهسته تکرارش کنم رویم نشد

    پلکهای ِ مخملش بر روی ِ هم عمرش بلند
    خاطرم بود " آفرین " بارش کنم رویم نشد
    کاش دستی بر بلور ِ خوشتراش ِ مرمرش
    ترسم از این بود آزارش کنم، رویم نشد

    ابر زیر ِ سر، نسیم انداخته بر روی ِ خود
    دست بردم خیس ِ رگبارش کنم رویم نشد

    آفتاب آورده بودم پیش ِ مهتابش مگر
    باخبر از صبح ِ دیدارش کنم رویم نشد

    کبک ِ ناز ِ برفی اش لم داده زیر ِ برگ ِ گل
    تور وا کردم گرفتارش کنم رویم نشد

    گرچه میدانستم او هرگز نمیخاهد مرا
    دل زدم دریا که اصرارش کنم رویم نشد

    رفتم از پیشش ولی هرچه "خدا" را خاستم
    لحظه ی ِ آخر "نگهدار"ش کنم رویم نشد
  • ۱۲:۰۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    بهترین ساعتِ دیوانه شدن نزدیک است
    کرمِ این پیله به پروانه شدن نزدیک است

    قصه ای بود میانِ منو عشقت که دگر
    با فراغِ تو به افسانه شدن نزدیک است

    خانه بعد از تو شبیهِ شبِ قبرستان است
    به گمانم که به ویرانه شدن نزدیک است

    مرگ،صیادِ زبردست و منو تو صیدیم
    با خبر باش گلم،دانه شدن نزدیک است

    بی تو مهتاب شبی دربه درِ کوچه شدم
    کوچه فهمید که دیوانه شدن نزدیک است
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان