خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۰۸:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مکنده ترین جاذبه ی جهان را

    در رئوس مثلث برمودای صورتت

    پنهان کرده ای !

    دو چشم و یک لب ...
  • ۰۹:۰۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    کاش بارانی ببارد قلب ها را تر کند
    بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند

    قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
    رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند

    بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
    شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند

    مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
    سرزمین سینه ها تا ناکجا را تر کند

    چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها
    شاید این باران که می بارد شما را تر کند
  • ۰۹:۰۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیز
    شهر خالی ست مرا همنفسی نیست عزیز

    حافظ از حال من سوخته آگاه تر است
    زده ام فالی و فریاد رسی نیست عزیز

    نیست حتا پر و بالی که به سویت بپرم
    آسمان بی تو مرا جز قفسی نیست عزیز

    کیمیایی و من خسته مسی ناچیزم
    به سر کوی توام دسترسی نیست عزیز

    قلب بیمار مرا عشق شما درمان است
    غیر آغوش تو دل را هوسی نیست عزیز
  • ۰۹:۰۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بودنت را دوست دارم دیدنت را بیشتر
    لابه لای هر غزل رقصیدنت را بیشتر


    یک کمی نزدیک تر بنشین عزیزم چون که من
    دوستت دارم ولی بوسیدنت را بیشتر
  • ۰۹:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بگذﺭ ﺍﺯ " ﻧﯽ "،
    " ﻣﻦ " ﺣﻜﺎﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻢ ...
    ﻭﺯ "ﺟﺪﺍﯾﯽ ﻫﺎ" ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻢ ...

    ﻧﯽ ﻛﺠﺎ ﺍﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ؟
    ﻧﯽ ﻛﺠﺎ ﺩﺍﻧﺪ، "ﻧﻴﺴﺘﺎﻥ" ﺳﻮﺧﺘﻪ؟

    ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ "ﻣﻦ"...
    ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ "ﺭﺍﻭﻱ" ﻣﻨﻢ ...
    ﺭﺍﺳﺖ ﺧﻮﺍﻫﯽ،
    ﻫﻢ ﻧﯽ ﻭ ﻫﻢ ﻧﯽ ﺯﻧﻢ ...

    ﻧﺸﻨﻮ اﺯ ﻧﻰ، "ﻧﻰ "ﺣﺼﯿﺮﻯ" ﺑﻴﺶ ﻧﻴﺴﺖ ...
    ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ "ﺩﻝ"...
    "ﺩﻝ" ﺣﺮﻳﻢ ﺩﻟﺒﺮﻳﺴﺖ ...

    ﻧﻰ ﭼﻮ ﺳﻮﺯﺩ ﺧﺎﻙ ﻭ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮ ﺷﻮﺩ ...
    "ﺩﻝ" ﭼﻮﺳﻮﺯﺩ، ﻻﯾﻖ "ﺩﻟﺒﺮ" ﺷﻮﺩ.
  • leftPublish
  • ۰۹:۱۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    چاره عشق سکوت است که بلوا نشود
    مشت عاشق ابدا پیش کسی وا نشود

    درسکوت است که پروانه بماند باشمع
    گرچه سوزد دهنش باز به شکوا نشود

    من دلم آتش و لب را زده ام مهر سکوت
    پر گشودم که پرم سوزد و پروا نشود

    دیشبم گفت خرد فکر دگر شیرین کن
    گفتمش مزه هر شهد که حلوا نشود

    زدل و جان زده ام حرف وفا پس دیگر
    سخن آنگونه به غیرش به لب آوا نشود

    برو ای عقل بنه کار دل ما به خودش
    تو چه کارت بشود یا که نه رسوا نشود

    درک دل برتو میسر نبود عقل بهوش
    پیش گل بین دل و فکر تو دعوا نشود

    عاشقی کار دل و بار جنون است نه تو
    مصرع از عشق مگو قافیه شیوا نشود
  • ۰۹:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آنقدر از عشق می گویم
    آنقدر می نویسم
    که صدای سکوت من
    دنیا را پر کند...
    تو فقط
    دست های من را
    عاشقانه بگیر
    فریادش با من!
  • ۰۹:۱۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در مجلس عشاق قراری
    دگرست...
    وین بادهء عشق را خماری
    دگرست...

    ان علم که در مدرسه حاصل
    کردند...
    کار دگراست و عشق کاری
    دگرست...


    مولانا***
  • ۰۹:۱۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    از حکیمی پرسیدند:
    چرا از کسی که اذیتت می کند انتقام نمی گیری؟
    با خنده جواب داد:
    آیا حکیمانه است سگی را که گازت گرفته گاز بگیری
    میان پرواز تا پرتاب تفاوت از زمین تا آسمان است
    پرواز که کنی، آنجا میرسی که خودت می خواهی
    پرتابت که کنند ، آنجا می روی که آنان می خواهند
    پس پرواز را بیاموز...!!!

    پرنده ای که "پرواز" بلد نیست،
    به "قفس" میگوید "تقدير"
  • ۰۹:۱۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نخواب ای اسمون امشب..⇜
    که من بیداره...بیدارم..
    یه امشب دل به من بسپار..که من جای تو می بارم...
    نخواب ای اسمون امشب..⇜
    که من در بند تقدیرم...!!
    ببین دلتنـــــــگ دلتنــــــگم..!
    دارم از غصه میمیرم....تو که تنها نمیمونی....
    تو قلبت ماه و خورشیده....
    ولی مـــن بی کسو تنهام..یکی ماهـــم رو دزدیده.!
    دلم بارون و دریا بود..ولی اتش به دریا زد..!
    یکی رفت پیش عشق من..خودش رو جای من جازد.!
    حالا از چشم بارونیم شبا هی غصه میباره..
    تو خوش باش اسمون هرشب:که ماه تنهات نمیزاره..
  • leftPublish
  • ۰۹:۱۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    جنگل و یک کلبه و گیتار، از این بیشتر
    دستهایت توی دست یار، از این بیشتر

    بوی نم نم های باران، شُرشُر رود و نسیم
    کاهگل با عطر گندمزار، از این بیشتر

    جیک جیک خیس گنجشکان پشت پنجره
    نغمه های مخمل تکرار، از این بیشتر

    قل قل کتری چای و دود هیزم در اجاق
    استکان چینی گلدار، از این بیشتر

    پیک در پیک شراب و مزه اش سیخ کباب
    روشن از سیگار هی سیگار، از این بیشتر

    فال خاجه حافظ شیراز و قلیان بلور
    غرق آواز حمیرا تار، از این بیشتر

    از خودت چیزی بگو عشقم که دلتنگ توام
    شور و شوق لحظه ی دیدار، از این بیشتر

    باورش سخت است بعد از سالها پیش همیم
    هر دو باهم تا سحر بیدار، از این بیشتر

    چشمهایت زلزله، آغوش تب دارت گسل
    بر لبت لبهای من.. آوار از این بیشتر

    مثل هر شب، خاب شیرینی ست.. بالش خیس اشک
    بی تو می میرم نرو.. اصرار از این بیشتر؟
  • ۰۹:۲۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من به فرمان دلم دلبر نوازی میکنم،،،
    دلبرم شاید نداند عشق بازی می کنم،،،،،
    عاشقانه می پرستم خال لبهایش ولی،،،
    او نمیداند که من مهمان نوازی می کنم،،،،،
    باد, گیسوانش را به این سو وبه آن سو میبرد،،
    من چونان بادی کنارش یکه تازی میکنم،،،،،،
    او چونان نیلوفری با نور بازی میکند ،،،،،،
    من چنان یک مرغ عاشق همنوازی میکنم،،،،،
    عاقبت یک شب برایش می نویسم نامه ایی
    ،،،راز خود را زیر مهتاب نگاهش باز سازی می کنم!!!!!
  • ۱۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    ﺩﻳﺸﺐ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﻳﺪﻣﺖ ﺍﻣﺎ ﺧﻴﺎﻝ ﺑﻮﺩ
    ﺗﻮ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﺑﺸﻴﻨﻲ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ
    ﻫﺮ ﭼﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﻦ ﺑﻲ ﻧﺼﻴﺐ ﺑﻮﺩ
    ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺗﻮ ﭘﺎﻙ ﻭ ﺯﻻﻝ ﺑﻮﺩ
    ﭘﺎﻳﻴﺰ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻛﻮﭼﻪ ﺍﻱ ﻭ ﺗﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮﻱ
    ﺑﺎ ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﻛﻮﭼﻪ ﻣﺎ ﺑﻲ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﻮﺩ
    ﻧﺸﻨﻴﺪ ﻟﺤﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ
    ﭘﺮﻭﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﻱ ﺗﻮ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺑﺎﻝ ﺑﻮﺩ
    ﺳﻴﺐ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻲ ﺛﻤﺮ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻣﻦ
    ﻳﻚ ﻋﻤﺮ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﻲ ﻛﺎﻝ ﻛﺎﻝ ﺑﻮﺩ
    ﮔﻔﺘﻢ ﻛﻤﻲ ﺑﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻣﺖ
    ﮔﻔﺘﻲ ﻣﺠﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ ﻭﻟﻴﻜﻦ ﻣﺠﺎﻝ ﺑﻮﺩ
    ﻳﻚ ﻋﻤﺮ ﻫﺮﭼﻪ ﺳﻬﻢ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩ
    ﺳﻬﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻋﺒﻮﺭ ﺗﻮ ﺭﻧﺞ ﻭ ﻣﻼﻝ ﺑﻮﺩ
    ﭼﻴﺰﻱ ﺷﺒﻴﻪ ﺟﺎﻡ ﺑﻠﻮﺭ ﺩﻟﻲ ﻏﺮﻳﺐ
    ﺣﺎﻻ ﺷﻜﺴﺖ ﻭﺍﻱ ﺻﺪﺍﻱ ﻭﺻﺎﻝ ﺑﻮﺩ
    ﺷﺐ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻣﺎﻩ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺣﺮﺍﻡ ﺷﺪ
    ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﻴﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﺣﻼﻝ مرا دوست بدار!
    به‌ سان
    گذر از یک سمت خیابان
    به سمتی دیگر؛

    اول به من نگاه کن
    بعد به من نگاه کن
    بعد باز هم مرا نگاه کن!
  • ۱۰:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    روزهـا مـیـگُـذَرَن‍ـد . .
    و مَنـ هـَر روز . .
    دُنـیـا را ب‍ـیـش‍ـتـَر مـیـشـِنـاسـَمـ‍ . .
    عـاقـِلـ تـَر مـیـشـَوم‍ـ . .
    دیـگـَر کَـمتـَر رویـا مـیـبـافَـمـ‍ . .
    وَ دیـرتَـر آدَمـهـا را بـاوَر مـیـکُـنَـمـ ‍. .
    بـیـشتـَر اِحـس‍اساتَـمـ‍ را نـادیدِه‍ میـگیـرَمـ ‍. .
    روزهـا مـیـگُـذَرَنـد . .
    و مَن‍ـ هـَر روز . .
    بیشتَر اَز دُنیاۍ سادِگی اَمـ‍ فاصِلِہ میگیرَم‍ـ
  • ۱۱:۱۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    از زمزمه دلتنگیم ، از همهمه بیزاریم
    نه طاقت خاموشی ، نه میل سخن داریم

    آوار پریشانی‌ست ، رو سوی چه بگریزیم ؟
    هنگامۀ حیرانی‌ست ، خود را به که بسپاریم ؟

    تشویش هزار «آیا» ، وسواس هزار «اما» ،
    کوریم و نمی‌بینیم ، ورنه همه بیماریم

    دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌ست
    امروز که صف در صف خشکیده و بی‌باریم

    دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را
    تیغیم و نمی‌بریم ، ابریم و نمی‌باریم

    ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
    گفتند که بیدارید ؟ گفتیم که بیداریم.

    من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته
    امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم

    حسين منزوي
  • ۱۱:۲۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    با هیچ زن جز تو دل دریا شدن نیست
    یاراییِ در گیر توفان­ها شدن نیست

    در خورد تو، ای هم تو موج و هم تو ساحل!
    جز ناخدای کشتی مولا شدن نیست

    تو نور چشم مصطفی و کس به جز تو
    در شان شمع محفل طاها شدن نیست

    تو مادر سبطینی و غیر از تو کس را
    اهلیّت صدّیقه­ی کُبرا شدن نیست

    جز تو زنی را شوکت در باغ هستی
    سرو چمان عالم بالا شدن نیست

    جز با تو شان گم شدن از چشم مردم
    وان­گاه در چشم خدا پیدا شدن نیست

    نخلی که تو در سایه­اش آسودی او را
    در سایه­ی تو، حسرت طوبا شدن نیست

    ای عالم امکان خبر، تو مبتدایش
    آن جمله­ای که درخور معنا شدن نیست

    سنگ صبور مردی از آن­گونه بودن
    با هیچ زن ظرفیّت زهرا شدن نیست
    منزوي
  • ۱۱:۲۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    امشب غم تو در دل دیوانه نگنجد
    گنج است و چه گنجی که به ویرانه نگنجد
    تنهایی ام امشب که پر است از غم غربت
    آن قدر بزرگ است که در خانه نگنجد
    بیرون زده ام تا پدرم پرده ی شب را
    کاین نعره ی دیوانه به کاشانه نگنجد
    خمخانه بیارید که آن باده که باشد
    در خورد خماریم به پیمانه نگنجد
    میخانه ی بی سقف و ستون کو که جز آنجا
    جای دگر این گریه ی مستانه نگنجد
    مجنون چه هنر کرد در آن قصه ؟ مرا باش
    با طرفه جنونی که به افسانه نگنجد
    تا رو به فنایت زدم از حیرت خود پر
    سیمرغم و سیمرغ تو در لانه نگنجد
    در چشم منت باد تماشا که جز اینجا
    دیدار تو در هیچ پریخانه نگنجد
    دور از تو چنانم که غم غربتم امشب
    حتی به غزل های غریبانه نگنجد
    #منزوي
  • ۱۱:۲۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    کسی از آنسوی ظلمت مرا صدا می کرد
    که بادبادک خورشید را هوا می کرد
    به شکل کودکی من کسی که با یک برگ
    به قدر صد چمن غرق گل صفا می کرد
    کسی – سبک تر از اندیشه ای – که چون می رفت
    به جای گام زدن در هوا شنا می کرد
    کسی که دفتر عمر مرا به هم می ریخت
    و برگهای پلاسیده را جدا می کرد
    طلوعهای مرا و غروبهای مرا
    در اینسوی آنسوی تقویم جابجا می کرد
    **
    دلم به وسوسه اش رفته بود و تجربه ام
    در آستانه تردید پابه پا می کرد
    مگر نه کودکی ام راهکوب پیری بود
    که از ابتدای سفر مشق انتها می کرد
    کسی نگفت نسیم از تبار توفاانست
    وگرنه غنچه کجا مشت بسته وا می کرد
    بهار نیز که با خون گل وضو می ساخت
    هم از نخست به پائیز اقتدا می کرد
    **
    «که می گرفت»؟رها کن صفای صلح کسی
    که آهوان گرفتار را رها می کرد
    ترا به کینه چه دینی است؟کاش می آمد
    کسی که دین جهان را به عشق ادا می کرد
    عصا که مار شد اعجاز بود کاش اما
    کسی به معجزه ای ما را عصا می کرد

    حسین منزوی – از کهربا و کافور-غزل 256
  • ۱۱:۲۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    آیا چه دیدی آن شب در قتلگاه یاران؟
    چشم درشت خونین،ای ماه سوگواران!
    از خاک بر جبینت خورشیدها شَتک زد
    آندم که داد ظلمت فرمان تیر باران
    رعنا و ایستاده،جان ها به کف نهاده،
    رفتند و مانده بر جا ما خیل شرمساران
    ای یار،ای نگارین!پا تا سر تو خونین!
    ای خوش ترین طلیعه از صبح شب شماران!
    داغ تو ماندگار است،چندانکه یادگار است،
    از خون هزار لاله بر بیرق بهاران
    یادت اگرچه خاموش،کی می شود فراموش؟
    نامت کتیبه ای شد بر سنگ روزگاران

    هر عاشقی که جان داد،در باغ سروی افتاد،
    برخاک و سرخ تر شد خوناب جوی باران
    سهلش مگیر چونین،این سیب های خونین
    هر یک سری بریده است بر دار شاخساران
    باران فرو نشسته است اما هنوز در باغ
    خون چکه چکه ریزد ازپنچه ی چناران

    باران خون و خنجر،گفتی و شد مکرر
    شاعر خموش دیگر! (باران مگو،بباران!)
    #منزوي
  • ۱۱:۲۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    دیوانگی زین بیشتر؟ زین بیشتر ، دیوانه جان
    با ما ، سر دیوانگی داری اگر ، دیوانه جان
    در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو
    وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان
    چون می نشستی پیش من گفتم که اینک خویش من
    ای آشنا در چشم من با یک نظر دیوانه جان
    گفتیم تا پایان بریم این عشق را با یک سفر
    عشقی که هم آغاز شد با یک سفر دیوانه جان
    کی داشته است اما جنون در کار خویش از چند و چون
    قید سفر دیوانه جان ! قید حضر دیوانه جان
    ما وصل را با واژه هایی تازه معنا می کنیم
    روزی بیامیزیم اگر با یکدیگر دیوانه جان
    تا چاربند عقل را ویران کنی، اینگونه شو
    دیوانه خود، دیوانه دل، دیوانه سر، دیوانه جان
    ای حاصل ضرب جنون در جان جان جان من
    دیوانه در دیوانگی دیوانه در دیوانه جان
    هم عشق از آنسوی دگر سوی جنونت می کشد
    گیرم که عاقل هم شدی زین رهگذر دیوانه جان
    یا عقل را نابود کن یا با جنون خود بمیر
    در عشق هم یا با سپر یا بر سپر دیوانه جان


    شعر از : حسین منزوی
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان