خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۲:۵۰   ۱۳۹۴/۱۱/۶
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بغضم به فریادم برس، آرام ویران میشوم
    در این سرای بی کسی هر روز نالان میشوم

    گفتم زمانی بگذرد، دردم فروکش میکند
    با هر ‌نسیم خاطره، انگار طوفان میشوم

    غربت ز هر دیوار و در، صد حلقه بر در می زند
    آخر شبی من بیخبر سر به بیابان میشوم

    تا کی کنم پنهان زخلق این گریه های تلخ را
    هر شب شبیه ابرها پنهانی گریان میشوم

    آشوب میگیرد مرا وقتی کنارم نیستی
    همچون سیه مویی ز باد هردم پریشان میشوم

    یاد تو در آغوش من آتش به جانم میزند
    اشکم چه رقصی میکند وقتی که "باران" میشوم?
  • ۲۲:۵۰   ۱۳۹۴/۱۱/۶
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم
    برای یکدفه حرف از ته دلم بزنم

    اجازه هست بگویم که دوستت دارم
    و پیش چشم تو اینجا کمی قدم بزنم

    اجازه هست که در سایه تو بنشینم
    به قول مردم دِه زیر سایه دم بزنم

    شمارش نفست را به گوش من بسپار
    اجازه هست که موی تورا به هم بزنم

    اجازه هست تورا سخت در بغل گیرم
    رها شوم ز خودم بال در عدم بزنم

    اجازه هست صدایت کنم تورا عشقم
    به پشتوانه تو آتشی به غم بزنم
  • ۲۲:۵۰   ۱۳۹۴/۱۱/۶
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    تو سکوت می کنی

    فریاد زمانم را نمی شنوی

    یک روز من سکوت خواهم کرد

    و تو آن روز برای اولین بار

    مفهوم «دیر شدن» را خواهی فهمید...
  • ۲۲:۵۰   ۱۳۹۴/۱۱/۶
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست


    فالی شدی که من نمی خواهم بگیرم
    تا قولی از آینده ای مبهم بگیرم

    این کوچه ی لغزنده ی برفی بهانه است
    تا دست هایت را کمی محکم بگیرم

    در آخر این سرسره آغوش وا کن
    تا ترس را هم با تو دست کم بگیرم

    حوا شدم در قایقی بی بادبان تا
    با تور ماهیگیری ام آدم بگیرم

    باید بجای تور با پیراهن تو
    آن شاه ماهی را که می گفتم بگیرم.....!!

    #زهرا_حاصلی
  • ۰۱:۵۲   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یاد ِ تو می وزد ولی... بی خبرم ز جای تو
    کز همه سوی می رسد... نکهت ِ آشنای تو

    " عمر منی " به مختصر، چون که ز من نبود اثر
    زنده نمی شدم اگر... از دم ِ جان فزای تو

    گرچه تو دوری از برم... همره ِ خویش می برم
    شب همه شب به بسترم، یاد تو را به جای تو

    با تو به اوج می رسد... معنی دوست داشتن
    سوی کمال می رود... عشق به اقتفای تو

    خواجه که وام می دهد، لطف تمام می دهد
    حسن ختام می دهد... شعر مرا برای تو:

    " خاک درت بهشت ِ من، مِهر رُخت سرشت من
    عشق ِ تو سرنوشت من... راحت ِ من، رضای تو "

    حسین_منزوی
  • leftPublish
  • ۰۱:۵۲   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نمیدانم که قلبم از کجا تعلیم میگیرد!!
    بدون مشورت با من، خودش تصمیم میگیرد!

    من از روز تولد تا کنون از بس که دلتنگم
    همیشه روز میلادم، دل تقویم میگیرد!

    چرا حس میکنم در جای دوری -که نمیدانم-
    یکی هر شب برایم مجلس ترحیم میگیرد!

    مرا اینقدر در محدودیت نگذار! می میرم!
    که قلب کشوری در موقع تحریم، میگیرد!

    نگو در یک زمان خاص باید منتظر باشم!
    دل ِ ساعت - اگر زنگ اش شود تنظیم- میگیرد!

    به آرامی مرا توجیه کن گر ساده دل هستم
    که قلب ساده گاه از شدت تفهیم، میگیرد!

    همه در موقع تصمیمگیری در پی عقل اند
    برای من ولی تنها دلم تصمیم میگیرد !
  • ۰۱:۵۲   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آواره ی چشمان فریبای توهستم
    با خرده کلافی سرِ سودای تو هستم

    پیچیده ترین مسئله در شعر منی تو
    مجنون شده ی حلِّ معمای تو هستم

    تو زمزمهء بارش باران بهاری
    من دشت عطش غرق تمنای تو هستم

    ای حضرت لیلای جهان معنیِ خورشید
    آواره ترین در پیِ سیمای تو هستم

    تو مطلع هر شعر طربناک و دل انگیز
    من مرثیهء حزنم و رسوای تو هستم

    عالم همگی دست به دامان تو اما
    عمریست که من دلخوشِ رویای تو هستم
  • ۰۱:۵۲   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بهمن صباغ زاده



    دو چشمت از عسل لبریز و لب هایت شکر دارد
    بیا، هرچند می گویند: شیرینی ضرر دارد

    زدم دل را به حافظ، دیدم او امشب برای من
    "لبش می بوسم و در می کشم می" در نظر دارد

    پریشان است و افسون و هوس در چشم او جمع است
    پری‌ رو از پریده‌ رنگ، آخر کی خبر دارد

    اگرچه مثل نرگس نیست چشمش سخت بیمار است
    کمر چون مو ندارد او، ولی مو تا کمر دارد

    لبش شیرین و حرفش تلخ و چشمش مست و قلبش سنگ
    درشت و نرم را آمیخته با خیر و شر دارد

    به یاد اولین بیت از کتاب خواجه افتادم
    شروع عشق شیرین است، بعدش دردسر دارد
  • ۰۱:۵۳   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نَفَسم بگو کجایی که ستاره ی سهیلی؟!

    دو سه خط گلایه دارم، که به عرض میرسانم:
    من و میل اینچنینی!!!تو چرا بدون میلی؟!

    همه شب به انتظارت، غزلی سروده ام تا
    تو یِ بی وفا بدانی ،که دلم گرفته ! خیلی

    تو که پیش من نباشی ،همه ی دار و ندارم...
    قلمی...دفتر شعری، دو سه واژه ی طُفیلی

    تو نماز نیمه شبها...تو نیایشی...نه شعری!
    تو شبیهِ یک دعایی،که مقدسی ! کُمیلی

    من و پای لنگ شعرم،تو بگو چگونه روزی...
    برسد به گَرد پایت؟ که قطار روی ریلی

    نکند خبر نداری؟نَفَسم بیا که کار از...
    غزل و گریه و هق هق،به خدا گذشته خیلی
  • ۰۱:۵۳   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    برگی شده افتاده ام از شاخه به کویی
    چون باد مرا می بَری امّا به چه سویی ؟

    این چیست که جذبش شده ام موی تو؟ هرگز!
    دلبستگی آن نیست که بسته ست به مویی!

    ای غنچه که در عمق دلم ریشه دواندی
    عشقی و عجب نیست که از سنگ برویی!

    من با تو چه باید بکنم عشق گریزان
    با صید چه باید بکند ببر ِ پتویی ...

    میخواهی ام اما به چه عنوان؟ به چه منطق؟
    میخواهم ات اما به چه قیمت؟ به چه رویی؟

    من بغض تو هستم چه بباری چه نباری
    من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی ...

    #یاسر_قنبرلو
  • leftPublish
  • ۰۱:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گوش کن حرف دلم را عسلم، شیرینم
    مثل یک کاسه ی زهرم چه کنم؟ من اینم

    و هنوزم که هنوز است پر از دردم من
    و فقط از خودم از دست خودم غمگینم

    حرف های دل من قوطی کبریتند و
    آتشم می زند از بس که خودم بنزینم

    شعرها پر شده از " عشق و عزیز " الکی
    آخر هر غزل " ای عشق بیا بالینم" ...

    خود من هم دو سه بار از لب و گیسو گفتم
    چه بدم آمده از شعر بد و ننگینم

    حالت زشت و کریه و بدی آدم دارد
    فقط از عاشقی و ... آه! عجب بدبینم

    وارث رودکی و سعدی و خیامم من
    عاشق شعر فروغ و غزل پروینم

    همه ی همت من شاعری اما افسوس
    همه ی قافیه ها را الکی می چینم

    چون اگر حرف دلم را بزنم متهمم
    چند باری به خودم گفته شده بی دینم

    شاعر آرام بماند چه کسی حرف زند؟
    شاعرم نقد و نظر رسم من و آئینم

    و چرا شعرِ " سه تا نقطه " سرودن جرمست؟
    ولی از عشق خدا لاف زنم تأمینم

    غزلی خواندم و حافظ چقدر زیبا گفت
    " گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم "
  • ۰۱:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تقدیر چرا خواست بیایی سر راهم؟
    یعنی چه که افتاد به چشم تو نگاهم؟

    چشمان تو دیدم که شدم راهی دریا
    از رؤیت رویت شد اگر عاشق ماهم

    از حسرت حرفی که نشد با تو بگویم
    هر روز در آیینه تو را می کشد آهم

    یک سلسله زیبایی و یک رشته نجابت
    پیدا شده در نقشه چشمان تو با هم

    یا رومی روی تو و یا زنگی زلفت
    یک لحظه سفیدم من و یک لحظه سیاهم

    ابروی تو با غیرت و گیسوی تو گیرا
    آن رانده مرا از در و این داده پناهم

    امشب چقدر خوشه پروین شده روشن
    انگار نظر کرده به چشم تو خدا هم
  • ۰۱:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شاهکار استاد شهريار

    گفته بودم بی تو می میرم ، ولی این بار نه
    گفته بودی عاشقم هستی ، ولی انگار نه

    هرچه گویی دوستت دارم ، به جز تکرار نیست
    خو نمی گیرم به این ، تکرارِ طوطی وار نه

    تا که پا بندت شوم از خویش می رانی مـــرا
    دوست دارم همدمت باشم ، ولی ســــربار نه

    دل فروشی می کنی ، گویا گمان کردی که باز
    با غرورم می خرم آن را ، در این بازار نه

    قصد رفتن کرده ای ، تا باز هـم گویم بمان
    بار دیگر می کنم خواهش ، ولی اصرار نه

    گه مـرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی
    آنچه دستت داده ام نامش دل است ، افسار نه! !!
  • ۰۱:۵۶   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    حدود ساعت باران
    به وقت شرعیِ شعر

    نشسته ام که دو رکعت
    غزل به جا آرم...

    بدون علم عروض و
    بدون آرایه

    چقدر ساده نوشتم که
    "دوستت دارم"

    #ظهیر_مومنی
  • ۰۱:۵۶   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    می‌شود آیا تو با این «من» مداراتر کنی؟
    طعم عمرم را به کامِ دل، گواراتر‌ کنی؟

    می‌شود وقتی که میخندی به رسم روزگار
    نرمش لب‌های نازت را دلاراتر کنی؟!
  • ۱۱:۰۳   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم
    یارای گفتن گله‌ها نیست، بگذریم

    دردیست در دلم که دوایش نگاه توست
    دردا که درد هست و دوا نیست،بگذریم

    گفتی رقیب با من تنها مگر کجاست؟
    گفتم رقیب با تو کجا نیست؟ بگذریم.

    ابری که می‌گذشت به آهنگ گریه گفت:
    دنیا مکان «ماندن» ما نیست، «بگذریم»

    هرچند دشمنم شده‌ای دوست دارمت
    بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم...
  • ۱۱:۰۴   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آمدی طبعم شکوفا شد، بهارانی مگر؟
    صورتم شد خیس خیس ازشوق، بارانی مگر؟

    آمدی با دیدنت برخاست در من مرده ای
    روح رستاخیزی من! در تنم جانی مگر؟

    آمدی و هر خیال دیگری غیر از تو را
    پیش پایت سر بریدم عید قربانی مگر؟

    تا ابد دیوانه ی زنجیری موی تواَم
    نیست امّید رهایی از تو، زندانی مگر؟

    خواستی عشق زلالم را بسنجی با قسم
    ای تو تنها بر لبم سوگند، قرآنی مگر؟

    خواستی گرد فراموشی نگیرد قلب من
    لحظه ای از چشم این آئینه پنهانی مگر؟

    شرط کردی خالی از یادت نباشد خاطرم
    خود که صاحب‌خانه ای ،ای خوب! مهمانی مگر؟

    شرط کردی جز تو درمن گام نگذارد کسی
    قلعه ای متروک و گمنامم، نمیدانی مگر؟

    آنقدَر رفتی و برگشتی که ویران شد دلم
    حسّ صحرا گردِ شهرآشوب! توفانی مگر؟

    گردباد دامن موّاجت آتش زد مرا
    رقص مشعلهای روشن در زمستانی مگر؟

    لیلا
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
    چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

    تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
    چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی

    بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
    شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

    دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم
    نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی

    تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم
    که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

    چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان
    تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی


    سعدی
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    از "تو" بگذشتم و
    بگذاشتمت با "دگران"

    رفتم از کوی تو
    لیکن عقب "سرنگران"

    ما "گذشتیم" و گذشت
    آنچه تو با ما کردی

    تو بمان با "دگران"
    وای به حال "دگران"
  • ۱۱:۰۷   ۱۳۹۴/۱۱/۷
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تا چه پیش آید برای من... نمی دانم هنوز!

    دوری از تو می شود منجر به خیلی چیزها

    هیچ حرفی نیست، دارم کم کم عادت می کنم

    من به این افکار زجر آور... به خیلی چیزها
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان