خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۳:۲۹   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بیماری قشنگی ست

    "دوستت دارم"

    تو اما علاجش نکن!!

    گوشه ی روسری ات را

    گره بزن به انگشت اشاره ام،

    - دخیل! دخیل یا شافی العشاق

    و سیگاری برایم آتش بزن

    نترس!
    دودش به چشم خدا نمی رسد

    شفای من
    دوستت دارمی ست

    که به تو هم سرایت کرده است...

  • ۲۳:۲۹   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بگذار آدمها تا میتوانند " سنگ " باشند ؛

    مهم این است که تو از نـژاد " چشمه ای " ؛

    پس جاری باش
    و اجازه نده سنگ ها مانع حرکت تو شوند ؛

    آنها را با نوازشهایت ذره ذره خرد کن

    و از روی آنها با لبخند عبور کن....!!!
  • ۲۳:۲۹   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    من درختى خشك و بى بارم كه پايش آب نيست
    آسمانم گرچه در شبهاى من مهتاب نيست

    دوستت دارم ولى از ترس پنهان مى كنم
    تازگيها عاشقى در بين مردم باب نيست

    كاش يك شب باز مهمانم شوى، باور كنم
    اين كه مى بينم تويى ليلاى زيبا، خواب نيست

    مثل فرهادم ولى من تيشه بر دل مى زنم
    خوب مى دانم كه او اندازه ام بى تاب نيست

    عاقبت يك روز من هم دل به دريا مى زنم
    در مرامِ پاكبازان ترسِ از سيلاب نيست
  • ۲۳:۲۹   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    من ز لمس نفست قصد زیارت دارم
    من به بوسیدن لبهای تو عادت دارم

    عطر موهای تو آرامش شب های من و
    اندر آن قصه به صد شیوه حکایت دارم

    چه کنی چون گل نوخاسته در دامن باغ
    من به هر کس که تو را دیده حسادت دارم

    تیر مژگان نشنیدی به دل مجنون رفت..؟
    من همان شرحه دلم قصد غرامت دارم

    نبَرد هر چه که مجنون ز غم لیلی برد
    آنقدر غصه که از چشم سیاهت دارم

    تو گذشتی ز من و هیچ نگفتی که کیم
    بعد از این دربدر و حسرت آهت دارم

    دیده ای زائر و درگاه حرم، باور کن
    که همان زائرم و چشم به راهت دارم

    چه کنم نیست مرا دادرسی از غم تو
    به خدا چشم به آن روز قیامت دارم

    ناله و سوز من و دست به دامان خدا
    تو تمنای دلم چشم اجابت دارم

    ماه من هستی و من دیده به راهت چه کنم
    این مکافات که بی جرم و جنایت دارم..
    🌹🌹
  • ۲۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    🍃

    بی تو من تنهــــا میــــان گرگها
    می درند هر لحظه این چنگالها

    بی تو نی بودم بدون همــــ ــنفس
    چون صدایت برده بودی در قفس

    تو جفــــــاکاری چرا چوپانِ من
    درد و دل کردی بدون نی ز من

    این روایت را چو گفتی با دلـــم
    با دلم خون کرده بودی ای صنم

    عاقبت گشتی تو هم پابوس گرگ
    من شدم بره میــــان گلـــــــه گرگ

    چون که یارم خنجری شد در دلم
    نی حــکایت می کنـــــــد نای دلم

    #نرگس_رضایی #🌿
  • leftPublish
  • ۲۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ﻣﻦ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ

    ﯾﺎ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺍﻧﺪ

    ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﻢ

    ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﺳﻢ ﮐﻪ : ﺁﯾﺎ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ؟

    ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ :


    ﺁﺭﯼ

    Hs
  • ۲۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست




    ﻣـﻴﺮم از ﺷﻬﺮ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻳﻪ ﻛﻮﻟﻪ ﺑﺎر از ﺧﺎﻃﺮه
    دل ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪه ﭘﻴﺸﺖ ﮔﺮﭼﻪ ﭘﺎﻫﺎم ﻣﺴﺎﻓﺮه

    ﻣﻴـﮕﺬره ﻫـﻤﺮاه ﺟـﺎده ﻳﺎد ﺗﻮ از ﺗﻮ ﺧﻴﺎﻟﻢ
    ﺗﻮی راه درﻳﻎ از اﺑﺮی ﻛﻪ ﺑﺒﺎره واﺳﻪ ﺣﺎﻟﻢ

    ﺗﻮی ﻫﺮ ﮔﻮﺷﻪی اﻳﻦ ﺷﻬﺮ دارم از ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻳﺎدی
    ﻣـﻲﺳـﻮزوﻧـﻪ ﻣـﻨﻮ ﻳـﺎدِ دﻟـﻲ ﻛـﻪ ﺑـﻪ ﻣﻦ ﻧﺪادی

    راه ﻣﻴـﺎﻓﺘﻢ ﺑﻲ ﻫﺪف، ﻣـﻘﺼﺪ راﻫـﻮ ﻧﻤﻲدوﻧﻢ
    ﻛﺎش ﻣﻴﺸﺪ آروم ﺑﮕﻴﺮم وﻟﻲ اﻓﺴﻮس ﻧﻤﻲﺗﻮﻧﻢ

    ﻛﻮ ﻳﻪ ﻗﺎﺻﺪک ﺗﻮ ﺟﺎده ﻛﻪ ﺑﺸﻪ ﻫـﻤﺴﻔﺮ ﻣﻦ
    ﻣﻦ ﻳﻪ ﻗﺼﻪام ﻛﻪ ﺟﺪاﻳﻲ ﺷﺪه ﻓﺼﻞ آﺧﺮ ﻣﻦ

    ﺗﻮی ﻫﺮ ﮔﻮﺷﻪی اﻳﻦ ﺷﻬﺮ دارم از ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻳﺎدی
    ﻣـﻲﺳـﻮزوﻧـﻪ ﻣـﻨﻮ ﻳـﺎدِ دﻟـﻲ ﻛـﻪ ﺑـﻪ ﻣﻦ ﻧﺪادی

    ﻣﻴﺮم و ﮔﻢ ﻣﻴﺸﻢ آﺧﺮ ﺗﻮ ﻏﺮوبِ دﺷﺖ ﻏﺮﺑﺖ
    ﻧـﻤـﻲﺗـﻮﻧـﻢ ﻛـﻪ ﺑـﻤﻮﻧﻢ ﺗﻮی ﺷﻬﺮ ﺑﻲ ﻣﺤﺒﺖ

    ﺗﻮی ﻫﺮ ﮔﻮﺷﻪی اﻳﻦ ﺷﻬﺮ دارم از ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻳﺎدی
    ﻣـﻲﺳـﻮزوﻧـﻪ ﻣـﻨﻮ ﻳـﺎدِ دﻟـﻲ ﻛـﻪ ﺑـﻪ ﻣﻦ ﻧﺪادی


    ویرایش شده توسط رهام 💙دنیز💕 در تاریخ ۱۴/۱۱/۱۳۹۴   ۲۳:۳۰
  • ۲۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ✨ @setarehayemashreghi ✨


    اي كه راحت مي تواني از زليخا بگذري
    مي شود از زشتي ما نيز زيبا بگذري

    يوسف از جرم برادرهاي دل سنگش گذشت
    تو نمي خواهي خداي يوسف از ما بگذري

    قهر حق توست اما عفو شأن رحمت است
    حال خود داني كه بايد نگذري يا بگذري

    در قيامت كه شفاعت هست آيا مي شود
    پيش از آنكه پر شود پيمانه ما بگذري

    گفتم اين امواج غرقم مي كند،گفتي برو
    با عصاي گريه ات بايد ز دريا بگذري

    معصيت راه مرا از شش جهت بسته ولي
    پاي شش گوشه صدايت مي زنم تا بگذري


  • ۲۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ❣ﻧﻔﺴﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺯ ﻫﻮﺍﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ
    ❣ﺑﻪ ﭼﻪ ﺭﻭﯾﯽ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ

    ❣ ﻭﻗﺖ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﻤﻪ ﯼ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ
    ❣ﺑﺎﺯ ﮐﻦ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ , ﻫﻮﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ

    ❣ﺑﯽ ﺳﺒﺐ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺗﻮﺍﻡ
    ❣ﻓﮑﺮ ﺑﯽ ﺟﺎ ﻧﮑﻨﯽ ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ‏( ﻣﺎ ‏)ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ

    ❣ﻣﺮﺯ ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻗﺪﻣﯽ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖ
    ❣ﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﺎ ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ

    ❣ﺑﯽ ﺳﺒﺐ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺍﺕ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ
    ❣ﻋﺎﺷﻖ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ
  • ۲۳:۳۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    عده ای...
    نماز اجاره ای می خوانند...!
    و روزه اجاره ای میگیرند...!
    برای امواتی که...!
    در حیاتشان وقت نداشته اند...!
    خودشان انجام دهند!
    ولی پولی داشته اند!
    که بدهند به نماز خوانان!
    و روزه گیران حرفه ای!
    تا برایشان انجام دهند!
    پدر پول بسوزد...!
    که در دستگاه خدا هم کار میکند!!!
    آنهم چه کاری...!
    جانشین پرستش خدا...!
    پول میدهند...!
    تا دیگران برایش خدا را بپرستند!
    و او به بهشت برود!
    و ثواب نماز و روزه آنها را ببرد!
    براستی که عجب!
    حماقتی است جهل مذهبی...!!!

    دکتر علی شریعتی

  • leftPublish
  • ۲۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    شب هارا نمیشود به تنهایی سپری کرد ...
    باید کسی را داشته باشی .....
    تا ساعتهای تنهایی ملال آور را به پایان برسانی
    که از جنس خودت باشد!
    نگاهت را بخواند،
    بغض صدایت را بفهمد ....
    شب ها باید کسی را داشته باشی
    تا دستانش را در دستانت بگذاری
    و تمام شهر را قدم بزنی ...
    کسی که در کنارش زمان و مکان را از یاد ببری
    شب ها به تنهایی تمامت میکنند
    اما تمامی ندارند
  • ۲۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    انسان ها به سه دلیل پشت سرتان حرف میزنند!
    1>وقتی نمیتوانند در حد شما باشند
    2> وقتی چیزی که شما دارید را ندارند
    3>وقتی میخواهند از سبک زندگی شما تقلید کنند اما نمی توانند!
    بزرگترین اقیانوس دنیا آرام است،
    پس آرام باش تا بزرگ باشی.!
  • ۲۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    Pink_feat
    یاد دارم در غروبی سرد سرد،
    می گذشت از کوچه ما دوره گرد،

    داد می زد: "کهنه قالی می خرم،
    دست دوم، جنس عالی می خرم،
    کوزه و ظرف سفالی می خرم،
    گر نداری، شیشه خالی می خرم"،

    اشک در چشمان بابا حلقه بست،
    عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
    اول ماه است و نان در سفره نیست،
    ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!

    سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
    بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،

    بوی نان تازه هوش اش برده بود،
    اتفاقا مادرم هم، روزه بود،

    صورت اش دیدم که لک برداشته،
    دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،

    باز هم بانگ درشت پیرمرد،
    پرده اندیشه ام را پاره کرد...،

    "دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
    دست دوم، جنس عالی می خرم،
    کوزه و ظرف سفالی می خرم،
    گر نداری، شیشه خالی می خرم،

    خواهرم بی روسری بیرون دوید،
    گفت: "آقا، سفره خالی می خرید؟!!"

    زنده یاد، قیصر امین پور
  • ۲۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست

    امشب که تنت روی تن عشق رها بود
    این لحظه فقط، لحظه ی بیداری ما بود

    آمیخته لب های عسل واره و نابت
    بر خشکی اندامم و انگار، شفا بود

    در حلقه ی بازوی تو این شاعر خسته
    بانوی غزل هاست، که در حال فنا بود

    آیات نگاه تو پر از فلسفه ی عشق
    می ریخت به جان و تن من هر چه دعا بود

    در گرمی آغوش تو صدها غزل ناب
    من بودم و این عشق، تو بودی و خدا بود 
  • ۲۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    Pink_feat

    ﺧﺎﻃﺮﮤ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ، ﺭﻭﯼ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ..

    ﺑﯽ ﺟﻬﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ

    ﻧﺤﺴﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ، ﺩﺍﻣﻨﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ ..

    ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﻧﻮﺭﯼ

    ﺩﺭ ﺑﺤﺮ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﺎﻥ ﻓﺮﻭ ﺭﻭﺩ، ﻃﻌﻢ ﺁﺧﺮﯾﻦ

    ﺑﻮﺳﻪ ﺍﺕ

    ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺮﺁﺏِ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ..

    ﻣﺴﺎﻓﺮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻢ

    ﺳﻔﺮ ﺑﯽ ﻋﻄﺮ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ، ﺁﺧﺮ ﻭ ﻋﺎﻗﺒﺖ

    ﻧﺪﺍﺭﺩ ..

    ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ

    ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺍﺵ ﺯﻧﺪﻩ

    ﺍﺳﺖ ..
  • ۲۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    Pink_feat

    مو شد سفید و یار نشد در کنارِ من

    از من گرفت، یارِ مرا روزگارِ من

    هر ثانیه، برای من انگار سال بود

    برگرد عمرِ رفته ی دور از بهارِ من

    #علیرضا_رنجبر
  • ۲۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ❤️...بازی عشق کلک داشت نمی دانستم
    غم آن سر به فلک داشت نمی دانستم

    با نگاهی دل دیوانه،گرفتارش شد
    سفره عشق، نمک داشت نمی دانستم

    دل من صافتر از آینه، اما دل او
    شیشه ای بود که لک داشت نمی دانستم

    به وفاداری من آنکه زمن ساده گذشت
    بیشتر از همه شک داشت نمی دانستم

    آرزوهام شد آوار، فرو ریخت سرم
    سقف این خانه ترک داشت نمی دانستم

    باختم زندگی ام را به قماری که در آن
    دلبری بود که تک داشت نمی دانستم......
  • ۲۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    سراغم را نمی گیری؟
    چه شد افتادم از چشمت؟
    منم
    فانوس لبخندت
    غرورت
    گریه ات
    خشمت
    اسیرم خسته ام
    سيرم
    مرا دریاب میمیرم
  • ۲۳:۳۱   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    💟

    تو چه خوب ماندی !
    فکر می کردم شبیه من پیر شدی
    و ته راه هستی ...

    فکر می کردم
    دست به دامن دارویی،
    دست هایت می لرزند
    و برداشتنِ یک لیوان
    برایت دشوارترین کار دنیاست ...

    همراهِ تو مردن را آرزو می کردم
    اما امروز با دیدنت فهمیدم
    همه ی این فکر ها
    پوچ بودند !

    تو هنوز هم خوش لباس و زیبایی
    به پیرهنت
    عطرِ آغوش زدی،
    نبضت به روی زندگی تنظیم است
    و لبت بی تاب،
    فکر بوسیدن لبهای کسی ست ...

    حس و حال عجیبی دارم؛
    فکر می کنم
    دم مرگ
    معشوقه را سر حال دیدن
    تلخ اما
    لذت خاصی دارد !


    #رسول_ادهمی
  • ۲۳:۳۲   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    مجال خلوتی پیدا شود از حرف لبریزم
    منی که در خودم عمریست اشک و بغض میریزم

    شبیه کودکی در حسرت یک "بستنی چوبی"
    -که میبیند به دست این و آن- با خود گلآویزم

    اگر شاعر نمی بودم دلم می خواست برگردم
    گلوبندی شوم از گردنت خود را بیآویزم!

    نمی ارزد به حسرت خوردن و افسوس فرداها
    اگر یک لحظه امروز از تماشایت بپرهیزم


    برای مردم دنیا از آن چشم تو خواهم گفت
    اگر بگذارد -این سنگ لحد- از خاک برخیزم...
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان