۲۳:۳۱ ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
💟
تو چه خوب ماندی !
فکر می کردم شبیه من پیر شدی
و ته راه هستی ...
فکر می کردم
دست به دامن دارویی،
دست هایت می لرزند
و برداشتنِ یک لیوان
برایت دشوارترین کار دنیاست ...
همراهِ تو مردن را آرزو می کردم
اما امروز با دیدنت فهمیدم
همه ی این فکر ها
پوچ بودند !
تو هنوز هم خوش لباس و زیبایی
به پیرهنت
عطرِ آغوش زدی،
نبضت به روی زندگی تنظیم است
و لبت بی تاب،
فکر بوسیدن لبهای کسی ست ...
حس و حال عجیبی دارم؛
فکر می کنم
دم مرگ
معشوقه را سر حال دیدن
تلخ اما
لذت خاصی دارد !
#رسول_ادهمی