اینجا از سر شب ترقه بازی شروع میشه و کم کم صداهای مهیب و ترسناک ، انگار جنگ جهانیه

باحال تر اینه که بعضی پسرا از پشت بام وسایل مترقه رو پرت میکنن پایین ، فقط سکته نکنی شانس آوردی ، اینطوری متوجه نمیشی کیه و اونا حال میکنن و برا خودشون خوشن
پلیسا جرات نمیکنن تو خیابون باشن از بس این بچه ها شیطونن

یه میدون هست که همیشه چارشنبه سوری اونجا رو میترکونن ، تمام شیشه های بانکا از قبلش پوشیده میشه ، شب چارشنبه سوری هیچکی اونجا دیده نمیشه
صبح که از اونجا رد بشیم همه جاش سیاهه