بهزاد لابی :
نازنین جون :
خوبم ممنونم
بحث چارشنبه سوری داغ بود همه چی فراموش شد
چند روز پیش شما پرسیدی چه خبر ، همه خبرا رو گفتم شما غیب شده بودی

جدی؟! 
ببخشید هم شما آخه بعضی موقع ها میری میای با فاصله. هم من سر کارم یهو بی خبر باید برم. خبرا خوش بود حالا؟! 

اتفاقا اونروز نرفتم که جواب بدم 
خبرا که خیلی خوش بود ،
بالاخره منم خواهرشوهر شدم
، فقط بلد نیستم خواهرشوهرگری
دوستان میگن کم کم یاد میگیری