خانه
754K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۶/۸/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    نوشان : 

    3) استفاده از مجیک خوبه چون روح میده به داستان یه روح فانتزی و دلنشین یه جاهایی ام استفاده از مجیک کمک میکنه به حل مسئله ای و جاهایی خودش مساله سازه. فیلم ها و کتاب های قشنگ زیادی با ته مایه مجیک خوندیم و دیدیم. از استفاده ازش نترسین . تا حالا ثابت کردیم که هیچ کدوممون دنبال ماست مالی نیستیم و همون حواسمون به این نکته ها هست بنابراین نگران نباشین که با استفاده زیاد از مجیک اوضاع لوث بشه
    و من الله توفیق
    زیباکده

    نوشان جون بحث ترس از استفاده از مجیک مطرح نشد، موضوع این بود که در حد اعتدال ازش استفاده بشه . مثلا سرزمین سیلورپاین یک سرزمین مجیک هست و خیلی هم خوبه . بهزاد سریال گیم آو ترونز رو به عنوان الگو بهمون پیشنهاد کرد که من هم مثل تو اول داستان نویسی این سریال رو ندیده بودم. اما الان دارم می بینم. اینجوری برات بگم که دعوا سر تاج و تخت پادشاهیه و خاندان های زیادی در حال جنگ برای رسیدن به تخت فرمانروایی هستند. توی بعضی خانواده ها مجیک وجود داره مثلا یه خانواده ادعا می کنه که اژدها داره این قسمت از داستان پرمجیک ترین قسمت فیلمه ولی همه سرزمین ها و خانواده ها اینطوری نیستن که یک مجیک ثابت داشته باشن و شاید در طول یک فصل یک خانواده دیگه هم مقدار کمی از مجیک استفاده کنه. من خودم دوست دارم مقدار کم از مجیک استفاده کنم و وقتی این فیلم رو می بینم قسمتهای بدون مجیکش رو بیشتر دوست دارم یا جاهایی که مجیک تخریب کننده هست مثل نایت واکرها (این قسمتش رو بهزاد و مهرنوش می دونن چیه، و چون ممکنه فیلمو ببینی من لو نمیدم) و... این سلیقه ایه احتمال داره تو بعد از دیدن این فیلم بگی قسمتهایی که تو سرزمین پر مجیک بود رو بیشتر دوست داشتی...

    در کل بحث این بود که من می گم ستون مجیک حذف بشه به خاطر اینکه شاید ناخودآگاه برای کسب امتیاز به سمت مجیک بیشتر بریم که من به عنوان خواننده داستان نه نویسنده ، دوست ندارم داستان خیلی مجیک طور بشه و جنگی و اساطیری و سیاست بازی بودنش کم بشه. اینم یک رای هست ها.

    من فعلا موافق حذف ستون امتیاز مجیک هستم(البته نه خود مجیک و به شخصه به اندازه لازم از مجیک استفاده خواهم کرد)

    بهزاد ممتنع هست

    مهرنوش و تو هنوز اعلام نظر نکردین. البته چون تو نمیخوای توی امتیاز دهی شرکت کنی می تونی رای ندی.

    در ضمن این رو هم اضافه کنم که مثال اون سریال رو زدم به این معنی نیست که برای نوشتن داستانمون باید حتما دیده باشیمش، چون من خودم تا همین چند هفته گذشته ندیده بودم

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۴/۸/۱۳۹۶   ۱۵:۲۷
  • ۱۱:۰۸   ۱۳۹۶/۸/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 
    بچه ها براي سيزن بعد قرار بود يك هماهنگيهايي انجام بشه، از بهزاد به عنوان پيشنهاد دهنده خواهش مي كنم بياد بگه سر چه چيزهايي بايد توافق كنيم.
    لطفا در مورد پيشنهاد من براي حذف ستون مجيك راي موافق يا مخالفتونو اعلام كنيد.
    زیباکده

    برای فصل بعد تا شنبه فکر میکنم و هر کسی یه ایده ای بده.

    در مورد حذف ستون مجیک اگه بخوایم رای بدیم من ممتنع هستم. یعنی فکر میکنم موضوعیت داره و میشه اگه کسی بیش از حد ازش استفاده کرد حتی نمره منفی داد. چون مسئله اصلی اینه که داستانمون کامل مجیک نشه و بشه به قوانین یا حرفامون پایبند بمونیم.

    منم مثل همه امیدوارم که سیستم امتیازدهی باعث نشه که همه به قصد امتیاز بنویسن که قطعا در هنچین شرایطی هم امتیاز کسب نخواهند کرد.

    در مورد مجیک هم به نظر من چون اصل داستان اساتیزی و باستانیه باید خیلی توش محدود استفاده بشه. اولش توافق نسبی کردیم که در حد یک بار در هر سیزن یک فرد استفاده کنه. اینطور نباشه که مثلا پرنده دانا، همه چی رو برای اکسیموس فاش بکنه و هیچ حقه ای نخورن، یا دلبان ها همه مشکلات بعد مصافت و ... رو حل کنن، یا مثلا ما کلا شب و تاریکی نداشته باشیم، همینطور تا آخر ...

    حتی به نظرم موضوع آخری که من مطرح کردم یا مسئله آرتیفکت که مهرنوش آورده باید جوری محدود باشه که فکر و ذکر همه اقلیم ها استفاده ازین مجیک ها نباشه و سرنوشت داستان رو تایید نکنن.

    در مجموع فکر میکنم که شنبه باید سر خیلی چیزا توافق کنیم که داستانمون در فصل بعد هم زیباتر و منسجم تر بشه و منم به نوبه خودم از همه برای نقدهای خوبشون تشکر میکنم و سعی میکنم که مشکلاتم توی فصل جدید کمتر بشه.

    زیباکده

    بهزاد اگه تیتروار بگی چه توافقاتی لازمه ممنون میشم که من بتونم برای اقلیم ریورزلند برنامه ریزی کنم. 

    متاسفانه من خیلی سرم شلوغ بوده این مدت و اصلا ایده ای رو برای ادامه داستانم آماده نکردم اگر محدودیت ها رو بدونم توی فرصتی که باقی مونده میتونم یه طرح اولیه آماده کنم.

    از وقتی که میذاری ممنونم

  • ۱۳:۲۸   ۱۳۹۶/۸/۴
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    من پیشنهاد می کنم که امتیاز مجیک در سیزن بعدی دارای حالت امتیاز منفی هم باشه و اگر کسی جوری از مجیک استفاده کرد که به باورپذیری داستان لطمه زد یا محدودیت های حاکم بر جو داستان رو از بین برد امتیاز منفی بگیره.
    البته خودم از ته دل با اینکه به قصد امتیاز گیری داستان بنویسیم مخالفم و امیدوارم اینطوری نشه.
    زیباکده

    مهرنوش جون من فکر نمی کنم هیچکدوم  از ما به صورت آگاهانه و عمدی بخواد داستانش رو با نیم نگاهی به امتیازا بنویسه، و امتیاز منفی باعث دلخوری میشه به نظر من. 

  • ۱۶:۰۷   ۱۳۹۶/۸/۴
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    باشه فرک جون، پس منم با حذف ستون امتیاز مخصوص برای مجیک موافقم
  • ۲۲:۲۶   ۱۳۹۶/۸/۴
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    فرك من با امتياز دهي مخالفم درسته ولي اگر بخوايم ستوني رو حذف كنيم ترجيح ميدم اين كارو آخر سيزن بعدي بكنيم كه متوجه شده باشيم سيستم امتياز دهي چه مزايا و معايبي داشته و چه جوري رو روند داستان نويسي تاثير داشته و نكات مثبت و منفيش در عمل مشخص شده باشه الان كه امتياز دادين تموم شد به جاي بررسي درستي و غلطي معيارهاتون به سيزن بعدي فكر كنين چون از اين به بعد هر چي بيشتر رو اين معيارها كار كنين بيشتر وارد وادي قانون گذاري و محدود كردن ميشين و هيجان داستان نويسي رو كم و كمتر ميكنين
    ولي وقتي سيدن بعدي رو نوشتيم ميتونيم عملا بگيم اين معيار حذف و اون معيار اضافه بشه
  • leftPublish
  • ۰۸:۴۷   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    فرك من با امتياز دهي مخالفم درسته ولي اگر بخوايم ستوني رو حذف كنيم ترجيح ميدم اين كارو آخر سيزن بعدي بكنيم كه متوجه شده باشيم سيستم امتياز دهي چه مزايا و معايبي داشته و چه جوري رو روند داستان نويسي تاثير داشته و نكات مثبت و منفيش در عمل مشخص شده باشه الان كه امتياز دادين تموم شد به جاي بررسي درستي و غلطي معيارهاتون به سيزن بعدي فكر كنين چون از اين به بعد هر چي بيشتر رو اين معيارها كار كنين بيشتر وارد وادي قانون گذاري و محدود كردن ميشين و هيجان داستان نويسي رو كم و كمتر ميكنين
    ولي وقتي سيدن بعدي رو نوشتيم ميتونيم عملا بگيم اين معيار حذف و اون معيار اضافه بشه
    زیباکده

    نوشان، پیشنهادات و نظرات همه نویسنده ها بیان شد، از پیشنهاد تو هم ممنون اما ما الان در مرحله رای گیری بودیم و با دو رای مثبت و دو ممتنع ستون مورد نظر در فصل بعد حذف میشه.

    به نظر میاد که این سیستم امتیاز دهی برای تو مفید نبوده و اونو دست و پا گیر میدونی،  ولی از صحبت بقیه مشخصه که این روش بهشون کمک کرده. البته میدونی که اینجا دموکراسی برقراره.

    من به شخصه با این روش متوجه نکات ضعف و قوت خودم شدم و خیلی معیار خوبی برام بود. هر ستون به تفکیک در کنار نقدهایی که نوشته شده بود نه فقط برای نوشته های خودم بلکه برای همه داستان بهم کمک کرد تا خیلی چیزهای زیادی یاد بگیرم و فکر می کنم این فصل جدید به احتمال زیاد دارای نقاط ضعف کمتری در مجموع خواهد بود.

    خب بعد از انجام توافقات لازم منتظر می مونم تا نویسنده ای که آمادگیش رو داره فصل دوم رو شروع کنه.

    همگی موفق باشید بچه ها.

    33

    41

    67

    57

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۶/۸/۱۳۹۶   ۰۸:۵۱
  • ۰۸:۵۶   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    خودم اولین پیشنهاد رو بدم، به نظرم توی هر فصل یک جنگ داشته باشیم به قشنگی داستان کمک کنه.
    این جنگ می تونه:
    1.متحد شدن دو یا سه سرزمین وحشی و حمله به یکی از سرزمینها باشه
    2.شکسته شدن صلح و شروع جنگ بین دو اقلیم و جهت گیری بقیه اقلیما در مقابل این جنگ
    3. ........
    شما بگید

    در ضمن پیشنهاد می کنم شروع این جنگ پستهای پایانی این فصل باشه تا فرصت برای نوشتن در مورد داستانها و موضوعاتِ نیمه تمامِ فصل قبل داشته باشیم. در واقع این فصل با یک نقطه عطف که شروع یک جنگ جدیده تموم بشه. می تونیم بعد از انتخاب جنگ(که بین چه سرزمینهایی هست) در مسیر داستان دلایل شروعش رو بپرورونیم و مثلا در 5 پست پایانی جنگ شروع بشه.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۶/۸/۱۳۹۶   ۰۹:۲۳
  • ۰۹:۲۶   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    مهرنوش جان راجع به کتیبه ها هم یه صحبتی بکنی خیلی خوبه، قراره هر یک از کتیبه ها توسط حکومت همون سرزمین پیدا بشن؟ چون این ایده تو هست من نمی دونم چجوری باید بهش بپردازم. بعد اون گل سوزان که توی سرزمین منه چیکار می کنه؟
  • ۱۰:۲۸   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    نوشان : 

    بهزاد فک نمیکنم دیگه چیزی برای توافق وجود داشته باشه همه حرفها تو این دو هفته زده شد بهتره بریم سراغ داستان و از حواشی کم کنیم

    من به این نتیجه رسیدم که توافق زیاد هم مفید نیست 4

    زیباکده

    نوشان نظرات حالا ممکنه متفاوت باشه. برای من این دوره نقد شبیه حواشی به اون معنی که توی فوتبال مطرح هست نبود. من واقعا از نقدهایی که بهم شد توی این دو هفته خیلی بیشتر از نقدهایی که کردم لذت بردم و استفاده کردم. احساس میکنم توی کل دوران این گروهمون توی داستان نویسی، نه تا حالا اینقدر از نوشتن لذت برده بودم، نه بعد از یک فصل اینقدر احساس کرده بودم که ذهنم بازتر شده.

    داستان قبلی که خیلی دوست داشتم اون جزیره بود، که اونم خیلی باحال بود اما از نوشتن این خیلی بیشتر لذت بردم، یعنی خدا رو شکر برای من هم خیلی لذت داشت، هم خیلی نکات مثبت برای ذهنیت هام.

    در مورد توافقات آره نمیشه همه رو مجبور کرد که بهشون کاملا پایبند باشن، برخلاف تو من به این نتیجه رسیدم که اتفاقا توافقاتمون خیلی مفید بودن. یعنی ما شاید کلا دو جا از توافقات تا حدی خارج شدیم، یکی در مورد شروع جنگ از حالت دو جانبه به سه جانبه، یکی در مورد حد استفاده از مجیک که فکر میکنم هر دوی اینها اگه طبق توافقمون پیش میرفت به کشش و زیباتر شدن و جذاب تر بودن استفاده ازشون کمک میکرد.

    البته متوجه هستم که توافق کردن در مورد همه جزییات شدنی نیست چون هر چی حلقه رو تنگ تر کنیم، به جاش خطر اینکه حواسمون پرت بشه بزنیم زیر توافقات و از دست برن بیشتر میشه. منم منظورم در حد 2، 3 توافق اصلی هست که همه مون بدونیم حالا که 5 سال گذشته، مثلا چه اتفاقاتی افتاده و چی میخوایم بنویسیم که خیلی ناهماهنگ ننویسیم، در همین حد.

  • ۱۰:۳۶   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 

    بهزاد اگه تیتروار بگی چه توافقاتی لازمه ممنون میشم که من بتونم برای اقلیم ریورزلند برنامه ریزی کنم. 

    متاسفانه من خیلی سرم شلوغ بوده این مدت و اصلا ایده ای رو برای ادامه داستانم آماده نکردم اگر محدودیت ها رو بدونم توی فرصتی که باقی مونده میتونم یه طرح اولیه آماده کنم.

    از وقتی که میذاری ممنونم

    زیباکده
    زیباکده

    تیتروارش میشه یکی اینکه بگیم تو این 5 سال مثلا چیا شده، این جنگ سرد به کجاها رسیده. 

    هر کسی مثلا در مورد اقلیم خودش یه سری اتفاقات کلی رو بگه که بقیه بدونن خلافش ننویسن(نه اینکه اینجا بنویسیم توی داستان بیخیالش بشیم، فقط اینجا به اطلاع هم برسونیم اما داستان رو طبق روال مینویسیم)

    مثلا برای اقلیم خودم، مهمترین اتفاق میشه همون تغییر نقشه با کولینزها، یا مثلا جایگاه پسر شاه توی این 5 سال، کلیت جنگ سرد و پیشرفت ها و درگیری ها و سفیرها چه کردن، ازدواج ها یا بچه های به دنیا اومده و اینا رو بدونیم که اشتباه ننویسیم.

    حالا طرح های آینده رو منم خیلی فکر نکردم، میتونیم ببینیم اصلا فصل از کجا شروع میشه و میخواد کلا به کجا بره که منسجم تر بنویسیم حتی الامکان، نمیخوام با حرفهام یه توقعاتی ایجاد کنم که مثلا کسی بیشتر زده بشه تا بخواد انگیزه پیدا کنه. خیلی توافقات کلی که بهمون بیشتر خوش بگذره. 17

  • leftPublish
  • ۱۱:۱۸   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    بهزاد مرسی از راهنماییت.
    سرپرستی اِتان فرزند ملکه بعد از یک سالگی به گلوری وکیموتو- که از این جا به بعد در داستان سیمون نامیده میشه- سپرده شده. دلیل: شاردل کودکانی رو از شهر جنگ زده با خودش به دربار آورد و به اشراف زادگان گفت تا سرپرستی این بچه ها رو قبول کنن و با اونها مثل فرزند خودشون رفتار کنن. اگه شاردل سرپرستی اِتان رو قبول می کرد، اِتان در ظاهر فرزند خونده ملکه میشد و باز ممکن بود جونش در خطر باشه، پس ملکه فرزند خودش رو به مورد اطمینان ترین شخص در کنار خودش سپرد.
    سیمون و گلوری خودشون یک سال بعد صاحب یک فرزند پسر شدند و در ابتدای این فصل فرزند دومشون-به جز فرزند خوانده- هم به دنیا میاد.
    مِیزی و فابیوز که به دلیل اینکه مِیزی جز نفرات اول ارتش هست و نمی تونستند دارای فرزند بشن از اینکه یک فرزند حونده دارن خیلی خوشحالن.
    لابِر از اینکه شاردل اون رو در بازی قدرت راه نداده و بیشترین اختیارات رو به کیموتو داده و به اون مقام برادری داده به شدت عصبانی و ناراضیه و رابطه اش با کیموتو بد شده و حاضر نیست اون رو سیمون صدا بزنه. اون معتقده که مقام وزیر اعظمی برازنده خودشه که یه مارگون واقعیه.
    موناگ بعد از برکنار شدن از مقام وزیراعظمی به عنوان شهربان به شهر خودشون ماهاوی برگشته و از اینکه دستش از قدرت پایتخت کوتاه شده عصبانیه، برادرش تایون هم توقع داشت مقام مناسبی بهش داده بشه که این اتفاق نیفتاده و خانواده فابرگام در خشم و کینه به سر می برن.
    ارتباط دربار ریورزلند با سیلورپاین مثل قبل خیلی خوبه، اما به دلیل جنگی که صورت گرفته روابط با اکسیموس و دزرتلند زیاد مناسب نبود، ماریوت در کارش خیلی موفق بوده و یکی از دختراش در حال ازدواج با اشراف زاده دزرتلندیه-اولین قسمت این فصل من از این عروسی شروع میشه- ارتباط خیلی بهتر شده و شاردل قصد داره با دزرتلند متحد بشه-یکی از داستانهایی که میخوام بهش به نسبت زیاد بپردازم-
    کلاود خیلی سعی کرده خودشو به پلین نزدیک کنه ولی موفق نبوده و چیزی جز ارتباط با شایموت-نزدیکترین دوست پلین- نسیبش نشده(اگه مهرنوش موافق باشه با شایموت ازدواج کنه)
    فرانسیس اما توی بد مخمصه ای افتاده چون هیچ دختر اشراف زاده ای نمیخواد با یک مرد بی دلبان ازدواج کنه.-نوشان پیشنهادی داری؟ فرانسیس خیلی پسر خوبیه گناه داره 37 شاید برم از سرزمین خودم براش زن بگیرم نمیدونم. مراودات اقتصادی با سیلورپاین در اوج شکوفاییه اونا عاشق پارچه های مخملی ما شدن که برای سرزمین سردشون خیلی مناسبه. یک ساله حق تجارت انحصاری ریورزلند از اسکله لیتور دوباره برقرار شده -طبق عهدنامه
    ریورزلند از لحاظ تدافعی خوب نبوده، تا حدی قدرت دفاعیش در شهرهای مرزی بهتر شده و در پایتخت خیلی عالی هست الان، بعد از چهار سال کار ساخت خندق و دژهای مستحکم دور پایتخت تموم شد. لشکریانش در حال تعلیم بودن و قدرت نیروی زمینی خیلی خوبی داره، به گوش رسیده که سیدنبرگ قدرت نیروی دریایی دزرتلند رو خیلی اغنا کرده و همینطور محل جغرافیایی دزرتلند -داشتن مرز دریایی با باسمن- دلیل انتخاب این سرزمین به عنوان متحد از سمت شاردل هست.


    اگه چیز دیگه ای هم به نظرتون باید توضیح بدم بگید.
    اگه سناریوم مشکل داره بگید.
    مررررررررسی

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۶/۸/۱۳۹۶   ۱۱:۴۱
  • ۱۱:۴۱   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    فرک به نظرم توضیحاتت کافی و مناسب بود. منم سعی میکنم امروز توضیحات خودم رو بنویسم و یه ایده کلی رو هم باید 4 تایی بهش بپردازیم.
  • ۱۱:۴۹   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    فرک به نظرم توضیحاتت کافی و مناسب بود. منم سعی میکنم امروز توضیحات خودم رو بنویسم و یه ایده کلی رو هم باید 4 تایی بهش بپردازیم.
    زیباکده

    نظرت راجع به ایده من چی بود؟-جنگ در آخر فصل-

  • ۱۱:۵۲   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    بچه ها یه سوال اگه مثلا یه دختر از سرزمین من با یه پسر از سرزمین یکی از شماها ازدواج کنه، بعد من توی داستانم بخوام بگم پسر سرزمین شما دختر سرزمینِ منو کشت چون ساید افکت داره واسه شما این اتفاق، باید باهاتون هماهنگ کنم -اینجوری هیجان داستان کم میشه و شما می فهمید من چی می خوام بنویسم-

    یا کلا وقتی میخوام از زبون یکی از شخصیتهای داستان شما-مثلا سفیر-حرف بزنم در صورتیکه مغایر استراتژی کلی شما نباشه ولی یک نقطه عطف بسازم چی؟

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۶/۸/۱۳۹۶   ۱۲:۰۴
  • ۱۴:۱۷   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    زیباکده

    نوشان نظرات حالا ممکنه متفاوت باشه. برای من این دوره نقد شبیه حواشی به اون معنی که توی فوتبال مطرح هست نبود. من واقعا از نقدهایی که بهم شد توی این دو هفته خیلی بیشتر از نقدهایی که کردم لذت بردم و استفاده کردم. احساس میکنم توی کل دوران این گروهمون توی داستان نویسی، نه تا حالا اینقدر از نوشتن لذت برده بودم، نه بعد از یک فصل اینقدر احساس کرده بودم که ذهنم بازتر شده.

    داستان قبلی که خیلی دوست داشتم اون جزیره بود، که اونم خیلی باحال بود اما از نوشتن این خیلی بیشتر لذت بردم، یعنی خدا رو شکر برای من هم خیلی لذت داشت، هم خیلی نکات مثبت برای ذهنیت هام.

    در مورد توافقات آره نمیشه همه رو مجبور کرد که بهشون کاملا پایبند باشن، برخلاف تو من به این نتیجه رسیدم که اتفاقا توافقاتمون خیلی مفید بودن. یعنی ما شاید کلا دو جا از توافقات تا حدی خارج شدیم، یکی در مورد شروع جنگ از حالت دو جانبه به سه جانبه، یکی در مورد حد استفاده از مجیک که فکر میکنم هر دوی اینها اگه طبق توافقمون پیش میرفت به کشش و زیباتر شدن و جذاب تر بودن استفاده ازشون کمک میکرد.

    البته متوجه هستم که توافق کردن در مورد همه جزییات شدنی نیست چون هر چی حلقه رو تنگ تر کنیم، به جاش خطر اینکه حواسمون پرت بشه بزنیم زیر توافقات و از دست برن بیشتر میشه. منم منظورم در حد 2، 3 توافق اصلی هست که همه مون بدونیم حالا که 5 سال گذشته، مثلا چه اتفاقاتی افتاده و چی میخوایم بنویسیم که خیلی ناهماهنگ ننویسیم، در همین حد.

    زیباکده

    بهزاد واقعیت اینه که همون جوری که چند بار گفتم منم از نقدهای مفید استفاده کردم که تعدادش کم هم نبود و از طرف هر سه هم گروهیم مطرح شد ولی این ماجرای نقد کردن راه رفتن روی لبه تیغه باید مراقب بود توی هفته گذشته بعضی وقتها برای شخص من نقدها منجر به کدورت شد مطمئنم که اگر همون نقدها از یه کی دیگمون میشه اون فرد ناراحت نمیشد ولی خب این ناراحتیه غیر قابل انکاره یعنی من اگر بگم ناراحت نشدم دروغ گفتم ولی میتونم بگم میشد کوول تر با ماجرا برخورد کرد اما به دلایلی که همشم اینجا قابل مطرح کردن نیست من احساس خوبی نداشتم هدفم از مطرح کردن اینها پرداختن به احساساتم نیست فقط میخوام بگم این نقدها مفیده واقعا و منم منکرش نیستم چون همتون چند بار عکس اینو گفتین گفتم بگم که منم با شما در زمینه مفید بودن نقدها هم داستانم چیزی که من باهاش مخالف نمره دهی بود

    و دومین نکته هم این بود که اول فصل قبل من یه تغییراتی در نحوه نوشتنم به خواست شماها دادم که یه جاهایی تو نقدها احساس کردم این تغییرات از نظر شما به قشنگ تر شدن داستانم کمک نکرده بلکه بدتر باعث نقد شده برای همینم گفتم بیخیال توافقات

  • ۱۴:۲۲   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    زیباکده

    نوشان، پیشنهادات و نظرات همه نویسنده ها بیان شد، از پیشنهاد تو هم ممنون اما ما الان در مرحله رای گیری بودیم و با دو رای مثبت و دو ممتنع ستون مورد نظر در فصل بعد حذف میشه.

    به نظر میاد که این سیستم امتیاز دهی برای تو مفید نبوده و اونو دست و پا گیر میدونی،  ولی از صحبت بقیه مشخصه که این روش بهشون کمک کرده. البته میدونی که اینجا دموکراسی برقراره.

    من به شخصه با این روش متوجه نکات ضعف و قوت خودم شدم و خیلی معیار خوبی برام بود. هر ستون به تفکیک در کنار نقدهایی که نوشته شده بود نه فقط برای نوشته های خودم بلکه برای همه داستان بهم کمک کرد تا خیلی چیزهای زیادی یاد بگیرم و فکر می کنم این فصل جدید به احتمال زیاد دارای نقاط ضعف کمتری در مجموع خواهد بود.

    خب بعد از انجام توافقات لازم منتظر می مونم تا نویسنده ای که آمادگیش رو داره فصل دوم رو شروع کنه.

    همگی موفق باشید بچه ها.

    زیباکده

    به نظر من بین نقد و نمره دهی باید تفاوت قائل شد انتقاداتی که از من شد جز تعداد معدودی بیشترش مفید بود ولی نمره دهی و من زیاد موافق نبودم

    و چیزی که گفتم و بهش توجه نکردی اینه که قبل از تغییر دادن سیستم بهتر بود تو این فصل میزاشتی سیستم خودش نکات مثبت و منفی شو نشون بده و بعد از پایان روی تغییراتش رای گیری میکری

  • ۱۴:۲۳   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    فرک به نظرم توضیحاتت کافی و مناسب بود. منم سعی میکنم امروز توضیحات خودم رو بنویسم و یه ایده کلی رو هم باید 4 تایی بهش بپردازیم.
    زیباکده

    من ترجیح میدم این توضیحات و تو متن داستان بدم بنابراین هر وقت نوبتم شد یه قسمت و به این توضیحات اختصاص میدم

    ویرایش شده توسط نوشان در تاریخ ۶/۸/۱۳۹۶   ۱۴:۲۴
  • ۱۵:۰۰   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    سلام بچه ها ، منم اومدم
  • ۱۵:۰۵   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 

    بهزاد مرسی از راهنماییت.
    سرپرستی اِتان فرزند ملکه بعد از یک سالگی به گلوری وکیموتو- که از این جا به بعد در داستان سیمون نامیده میشه- سپرده شده. دلیل: شاردل کودکانی رو از شهر جنگ زده با خودش به دربار آورد و به اشراف زادگان گفت تا سرپرستی این بچه ها رو قبول کنن و با اونها مثل فرزند خودشون رفتار کنن. اگه شاردل سرپرستی اِتان رو قبول می کرد، اِتان در ظاهر فرزند خونده ملکه میشد و باز ممکن بود جونش در خطر باشه، پس ملکه فرزند خودش رو به مورد اطمینان ترین شخص در کنار خودش سپرد.
    سیمون و گلوری خودشون یک سال بعد صاحب یک فرزند پسر شدند و در ابتدای این فصل فرزند دومشون-به جز فرزند خوانده- هم به دنیا میاد.
    مِیزی و فابیوز که به دلیل اینکه مِیزی جز نفرات اول ارتش هست و نمی تونستند دارای فرزند بشن از اینکه یک فرزند حونده دارن خیلی خوشحالن.
    لابِر از اینکه شاردل اون رو در بازی قدرت راه نداده و بیشترین اختیارات رو به کیموتو داده و به اون مقام برادری داده به شدت عصبانی و ناراضیه و رابطه اش با کیموتو بد شده و حاضر نیست اون رو سیمون صدا بزنه. اون معتقده که مقام وزیر اعظمی برازنده خودشه که یه مارگون واقعیه.
    موناگ بعد از برکنار شدن از مقام وزیراعظمی به عنوان شهربان به شهر خودشون ماهاوی برگشته و از اینکه دستش از قدرت پایتخت کوتاه شده عصبانیه، برادرش تایون هم توقع داشت مقام مناسبی بهش داده بشه که این اتفاق نیفتاده و خانواده فابرگام در خشم و کینه به سر می برن.
    ارتباط دربار ریورزلند با سیلورپاین مثل قبل خیلی خوبه، اما به دلیل جنگی که صورت گرفته روابط با اکسیموس و دزرتلند زیاد مناسب نبود، ماریوت در کارش خیلی موفق بوده و یکی از دختراش در حال ازدواج با اشراف زاده دزرتلندیه-اولین قسمت این فصل من از این عروسی شروع میشه- ارتباط خیلی بهتر شده و شاردل قصد داره با دزرتلند متحد بشه-یکی از داستانهایی که میخوام بهش به نسبت زیاد بپردازم-
    کلاود خیلی سعی کرده خودشو به پلین نزدیک کنه ولی موفق نبوده و چیزی جز ارتباط با شایموت-نزدیکترین دوست پلین- نسیبش نشده(اگه مهرنوش موافق باشه با شایموت ازدواج کنه)
    فرانسیس اما توی بد مخمصه ای افتاده چون هیچ دختر اشراف زاده ای نمیخواد با یک مرد بی دلبان ازدواج کنه.-نوشان پیشنهادی داری؟ فرانسیس خیلی پسر خوبیه گناه داره 37 شاید برم از سرزمین خودم براش زن بگیرم نمیدونم. مراودات اقتصادی با سیلورپاین در اوج شکوفاییه اونا عاشق پارچه های مخملی ما شدن که برای سرزمین سردشون خیلی مناسبه. یک ساله حق تجارت انحصاری ریورزلند از اسکله لیتور دوباره برقرار شده -طبق عهدنامه
    ریورزلند از لحاظ تدافعی خوب نبوده، تا حدی قدرت دفاعیش در شهرهای مرزی بهتر شده و در پایتخت خیلی عالی هست الان، بعد از چهار سال کار ساخت خندق و دژهای مستحکم دور پایتخت تموم شد. لشکریانش در حال تعلیم بودن و قدرت نیروی زمینی خیلی خوبی داره، به گوش رسیده که سیدنبرگ قدرت نیروی دریایی دزرتلند رو خیلی اغنا کرده و همینطور محل جغرافیایی دزرتلند -داشتن مرز دریایی با باسمن- دلیل انتخاب این سرزمین به عنوان متحد از سمت شاردل هست.


    اگه چیز دیگه ای هم به نظرتون باید توضیح بدم بگید.
    اگه سناریوم مشکل داره بگید.
    مررررررررسی

    زیباکده

    عالی بود فرک جون ولی من احساس می کنم که ما به چیزی بیشتر از این احتیاج داریم که در ادامه توضیح می دم.

  • ۱۵:۱۱   ۱۳۹۶/۸/۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    زیباکده
    زیباکده

    نوشان نظرات حالا ممکنه متفاوت باشه. برای من این دوره نقد شبیه حواشی به اون معنی که توی فوتبال مطرح هست نبود. من واقعا از نقدهایی که بهم شد توی این دو هفته خیلی بیشتر از نقدهایی که کردم لذت بردم و استفاده کردم. احساس میکنم توی کل دوران این گروهمون توی داستان نویسی، نه تا حالا اینقدر از نوشتن لذت برده بودم، نه بعد از یک فصل اینقدر احساس کرده بودم که ذهنم بازتر شده.

    داستان قبلی که خیلی دوست داشتم اون جزیره بود، که اونم خیلی باحال بود اما از نوشتن این خیلی بیشتر لذت بردم، یعنی خدا رو شکر برای من هم خیلی لذت داشت، هم خیلی نکات مثبت برای ذهنیت هام.

    در مورد توافقات آره نمیشه همه رو مجبور کرد که بهشون کاملا پایبند باشن، برخلاف تو من به این نتیجه رسیدم که اتفاقا توافقاتمون خیلی مفید بودن. یعنی ما شاید کلا دو جا از توافقات تا حدی خارج شدیم، یکی در مورد شروع جنگ از حالت دو جانبه به سه جانبه، یکی در مورد حد استفاده از مجیک که فکر میکنم هر دوی اینها اگه طبق توافقمون پیش میرفت به کشش و زیباتر شدن و جذاب تر بودن استفاده ازشون کمک میکرد.

    البته متوجه هستم که توافق کردن در مورد همه جزییات شدنی نیست چون هر چی حلقه رو تنگ تر کنیم، به جاش خطر اینکه حواسمون پرت بشه بزنیم زیر توافقات و از دست برن بیشتر میشه. منم منظورم در حد 2، 3 توافق اصلی هست که همه مون بدونیم حالا که 5 سال گذشته، مثلا چه اتفاقاتی افتاده و چی میخوایم بنویسیم که خیلی ناهماهنگ ننویسیم، در همین حد.

    زیباکده

    بهزاد واقعیت اینه که همون جوری که چند بار گفتم منم از نقدهای مفید استفاده کردم که تعدادش کم هم نبود و از طرف هر سه هم گروهیم مطرح شد ولی این ماجرای نقد کردن راه رفتن روی لبه تیغه باید مراقب بود توی هفته گذشته بعضی وقتها برای شخص من نقدها منجر به کدورت شد مطمئنم که اگر همون نقدها از یه کی دیگمون میشه اون فرد ناراحت نمیشد ولی خب این ناراحتیه غیر قابل انکاره یعنی من اگر بگم ناراحت نشدم دروغ گفتم ولی میتونم بگم میشد کوول تر با ماجرا برخورد کرد اما به دلایلی که همشم اینجا قابل مطرح کردن نیست من احساس خوبی نداشتم هدفم از مطرح کردن اینها پرداختن به احساساتم نیست فقط میخوام بگم این نقدها مفیده واقعا و منم منکرش نیستم چون همتون چند بار عکس اینو گفتین گفتم بگم که منم با شما در زمینه مفید بودن نقدها هم داستانم چیزی که من باهاش مخالف نمره دهی بود

    و دومین نکته هم این بود که اول فصل قبل من یه تغییراتی در نحوه نوشتنم به خواست شماها دادم که یه جاهایی تو نقدها احساس کردم این تغییرات از نظر شما به قشنگ تر شدن داستانم کمک نکرده بلکه بدتر باعث نقد شده برای همینم گفتم بیخیال توافقات

    زیباکده

    سلام نوشان جون

    الان که اینا رو خوندم عذاب وجدان گرفتم که نکنه نوشته های من ناراحتت کرده باشه!

    اگر اینطوری هست واقعا معذرت می خوام و واقعا بهت اطمینان می دم که هیچ قصدی در ناراحت کردن تو و یا بقیه بچه ها نداشتم.

    خوب این طبیعی هست که وقتی آدم نظرات مخالف با خودش رو می خونه اولش یکم ناراحت بشه و حرصش در بیاد که برای منم وقتی بچه ها از چیزهایی که من دوستشون داشتم ایراد می گرفتن پیش میومد ولی بعد از اون ناراحتی اولیه سعی می کردم دوباره بخونم و منظورشون رو متوجه بشم و البته توی دل خودم حق رو صد در صد به منتقد نمی دادم ولی سعی می کردم قسمت هایی که به نظرم مهم بود و من بی توجهی کرده بودم رو پیدا کنم و سعی کنم براشون راه حلی پیدا کنم که در قسمت بعدی بهتر بنویسم.

    به هر حال بچه ها این رک بودن بیش از حد از بچگی همیشه با من بوده و خیلی وقتها کنترلش برام ممکن نیست، پس اگر کسی رو ناراحت کردم همینجا خواهش می کنم که منو ببخشه و از این به بعد نوشته های منو از زاویه ی خودم بخونه و مطمئن باشه که هیچ منظوری ندارم. 8

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان