نوشان :
بهزاد فک نمیکنم دیگه چیزی برای توافق وجود داشته باشه همه حرفها تو این دو هفته زده شد بهتره بریم سراغ داستان و از حواشی کم کنیم
من به این نتیجه رسیدم که توافق زیاد هم مفید نیست 

نوشان نظرات حالا ممکنه متفاوت باشه. برای من این دوره نقد شبیه حواشی به اون معنی که توی فوتبال مطرح هست نبود. من واقعا از نقدهایی که بهم شد توی این دو هفته خیلی بیشتر از نقدهایی که کردم لذت بردم و استفاده کردم. احساس میکنم توی کل دوران این گروهمون توی داستان نویسی، نه تا حالا اینقدر از نوشتن لذت برده بودم، نه بعد از یک فصل اینقدر احساس کرده بودم که ذهنم بازتر شده.
داستان قبلی که خیلی دوست داشتم اون جزیره بود، که اونم خیلی باحال بود اما از نوشتن این خیلی بیشتر لذت بردم، یعنی خدا رو شکر برای من هم خیلی لذت داشت، هم خیلی نکات مثبت برای ذهنیت هام.
در مورد توافقات آره نمیشه همه رو مجبور کرد که بهشون کاملا پایبند باشن، برخلاف تو من به این نتیجه رسیدم که اتفاقا توافقاتمون خیلی مفید بودن. یعنی ما شاید کلا دو جا از توافقات تا حدی خارج شدیم، یکی در مورد شروع جنگ از حالت دو جانبه به سه جانبه، یکی در مورد حد استفاده از مجیک که فکر میکنم هر دوی اینها اگه طبق توافقمون پیش میرفت به کشش و زیباتر شدن و جذاب تر بودن استفاده ازشون کمک میکرد.
البته متوجه هستم که توافق کردن در مورد همه جزییات شدنی نیست چون هر چی حلقه رو تنگ تر کنیم، به جاش خطر اینکه حواسمون پرت بشه بزنیم زیر توافقات و از دست برن بیشتر میشه. منم منظورم در حد 2، 3 توافق اصلی هست که همه مون بدونیم حالا که 5 سال گذشته، مثلا چه اتفاقاتی افتاده و چی میخوایم بنویسیم که خیلی ناهماهنگ ننویسیم، در همین حد.