خانه
756K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۳:۵۱   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    خوب بچه ها من برای سیزن آخر همینطوری یهویی یه ایده به نظرم رسید:
    ما الان یه مشکل داریم و اون هم اینه که چطوری باسمن ها رو اینقدر قدرتمند جلو بدیم که هر 4 اقلیم با هم متحد بشن که باهاشون بجنگن با این همه جادو و تجربه جنگی ولی باز هم بترسن که شکست نخورن!
    اگر باسمن ها رو خیلی قدرتمند نشون بدیم منطق داستان باورپذیر نیست چون اینجوری باید زودتر یکارایی می کردن.
    من یهو این ایده به ذهنم رسید که با الهام گرفتن از بازی تراوین، اینجوری بشه که بعد از پیدا شدن آخرین کتیبه یهو ناتارها با تعدادی خیلی بیشتر از اینی که از کتیبه ها محافظت می کردن در کنار ارتش باسمن به ما حمله کنند که یا دوباره کتیبه ها رو پس بگیرن و ما شکست بخوریم و یا اینکه ما موفق بشیم معبد اصلی باسمن ها که منبع ظهور ناتارها هست رو تصرف کنیم.
    فکر کنم خیلی هیجان انگیز بشه
    لطفا بگید که نظرتون در مورد این ایده چیه؟
    زیباکده

    کلیت ایده خوبه، اما من فکر میکنم باید از 2، 3 اتفاق همزمان سود ببریم. اینطوری اصل قضیه باسمن ها و خودشون زیر سایه ناتارها میرن. و مثلا اون داستان انتقام کیموتو از باسمن هم میره زیر سایه. یعنی به نظر من بهتر این تغییر قدرت باسمن و همینطور تصمیمش برای حمله به ما 3، 4 تا دلیل مهم داشته باشه.

    مثلا ایده ای که تو دادی خیلی خوبه. یه اتفاقی بیفته که رابطه شون با ریورزلند خیلی بد بشه و مثلا کیموتو رو بدجوری تهدید کنن، از اونطرف اتفاقی بیفته که آرگون ها اواخر فصل رابطه شون با شما رو ول کنن بشن متحد باسمن(حالا چه منطقی چه جادویی)، باید روی جادوی مخصوص خودشون خیلی کار کنیم که چیز خاصی باشه، مثلا یه عصر طلایی(یا عصر تاریکی) داشته باشن که الان وقتش برسه بتونن ازش استفاده کنن و سربازگیری زیاد بشه و ...

    به نظر من مجموع علل و حوادث، بهتر از یک علته. 

  • ۱۴:۰۲   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    زیباکده
    مهرنوش : 
    خوب بچه ها من برای سیزن آخر همینطوری یهویی یه ایده به نظرم رسید:
    ما الان یه مشکل داریم و اون هم اینه که چطوری باسمن ها رو اینقدر قدرتمند جلو بدیم که هر 4 اقلیم با هم متحد بشن که باهاشون بجنگن با این همه جادو و تجربه جنگی ولی باز هم بترسن که شکست نخورن!
    اگر باسمن ها رو خیلی قدرتمند نشون بدیم منطق داستان باورپذیر نیست چون اینجوری باید زودتر یکارایی می کردن.
    من یهو این ایده به ذهنم رسید که با الهام گرفتن از بازی تراوین، اینجوری بشه که بعد از پیدا شدن آخرین کتیبه یهو ناتارها با تعدادی خیلی بیشتر از اینی که از کتیبه ها محافظت می کردن در کنار ارتش باسمن به ما حمله کنند که یا دوباره کتیبه ها رو پس بگیرن و ما شکست بخوریم و یا اینکه ما موفق بشیم معبد اصلی باسمن ها که منبع ظهور ناتارها هست رو تصرف کنیم.
    فکر کنم خیلی هیجان انگیز بشه
    لطفا بگید که نظرتون در مورد این ایده چیه؟
    زیباکده

    کلیت ایده خوبه، اما من فکر میکنم باید از 2، 3 اتفاق همزمان سود ببریم. اینطوری اصل قضیه باسمن ها و خودشون زیر سایه ناتارها میرن. و مثلا اون داستان انتقام کیموتو از باسمن هم میره زیر سایه. یعنی به نظر من بهتر این تغییر قدرت باسمن و همینطور تصمیمش برای حمله به ما 3، 4 تا دلیل مهم داشته باشه.

    مثلا ایده ای که تو دادی خیلی خوبه. یه اتفاقی بیفته که رابطه شون با ریورزلند خیلی بد بشه و مثلا کیموتو رو بدجوری تهدید کنن، از اونطرف اتفاقی بیفته که آرگون ها اواخر فصل رابطه شون با شما رو ول کنن بشن متحد باسمن(حالا چه منطقی چه جادویی)، باید روی جادوی مخصوص خودشون خیلی کار کنیم که چیز خاصی باشه، مثلا یه عصر طلایی(یا عصر تاریکی) داشته باشن که الان وقتش برسه بتونن ازش استفاده کنن و سربازگیری زیاد بشه و ...

    به نظر من مجموع علل و حوادث، بهتر از یک علته. 

    زیباکده

    به نظر من می شه به ایده ی ناتارها خیلی پرداخت

    در عین حال به داستانی که تا حالا درست کردیم هم وفادار بمونیم، مثلا می تونیم اینجوری بنویسیم که سیمون پیشنهادی مطرح می کنه که باعث می شه دارک اسلو قبول کنه آدرس کتیبه های دزرتلند و ریورزلند رو بده و به این ترتیب 4 اقلیم با هم دوست می شن و می رن تو این فکر که به باسمن ها حمله کنند و انتقام سیمن و همنیطور ریورزلند رو بگیرن و خبر به باسمن ها می رسه و اونا برای پیش دستی شروع به حمله هایی به سیلورپاین می کنن و همینطور به ریورزلند، بعد اقلیم ها احساس خطر می کنند و فورا می رن و همه ی کتیبه ها رو پیدا می کنند که باعث می شه یهو ناتارها هم با باسمن ها هم پیمان بشن، قبلا هم که با میسالاها هم پیمان بودن

    مثلا یه چیزی تو این مایه ها با اضافات خیلی بیشتری اگر بچه ها پیشنهاد کردن، چطوره؟

  • ۱۴:۰۵   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    گفتم تاریکی ایده م گسترش پیدا کرد.
    من حتی میگم اگه به نظر شما جالبه سناریو رو طوری مچ کنیم که مجیکش هم خیلی بچسبه. یعنی اونا مثلا یه مجیک دارن به نام عصر تاریکی که توش مثلا میتونن با اژدهاشون(یا همچین چیزی) ما رو خیلی بترکونن، اما ما یه بار با ریسک که ممکنه جون شیروز به خطر بیفته این تاریکی رو از بین میبریم و اون موجود رو میکشیم.
    شما مثلا از طریق مرغ دانا میفهمید چطور باید با معبد مقدس باسمن مقابله کنید، دلبان ها میتونن مثلا از تحرکات دشمن و نقشه هاشون خبر بدن. مردان بی سرزمین مثلا بیان کمک و با جادوهاشون جلوی فتح مثلا یه جایی رو بگیرن.
    برای من مهمه که از هر دو قاره مورد حمله قرار بگیریم و اول اونا خیلی پیشروی کنن و ما توی این چالش قرار بگیریم که ارتش کجا از کجا دفاع کنه و خلاصه یه کم خر تو خر بشه اصلا یه وضعی.
  • ۱۴:۰۷   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 

    به نظر من می شه به ایده ی ناتارها خیلی پرداخت

    در عین حال به داستانی که تا حالا درست کردیم هم وفادار بمونیم، مثلا می تونیم اینجوری بنویسیم که سیمون پیشنهادی مطرح می کنه که باعث می شه دارک اسلو قبول کنه آدرس کتیبه های دزرتلند و ریورزلند رو بده و به این ترتیب 4 اقلیم با هم دوست می شن و می رن تو این فکر که به باسمن ها حمله کنند و انتقام سیمن و همنیطور ریورزلند رو بگیرن و خبر به باسمن ها می رسه و اونا برای پیش دستی شروع به حمله هایی به سیلورپاین می کنن و همینطور به ریورزلند، بعد اقلیم ها احساس خطر می کنند و فورا می رن و همه ی کتیبه ها رو پیدا می کنند که باعث می شه یهو ناتارها هم با باسمن ها هم پیمان بشن، قبلا هم که با میسالاها هم پیمان بودن

    مثلا یه چیزی تو این مایه ها با اضافات خیلی بیشتری اگر بچه ها پیشنهاد کردن، چطوره؟

    زیباکده

    میگم من با اینکه این بخشی از کل باشه خیلی موافقم. اما میخوام فصل چهار کلا یه لحظه آسایش نداشته باشیم و یک دشمن مشخص نداشته باشیم. شَر از درو دیوار بباره و ازونطرف به انسجام و استفاده از همه ابزارها نیاز بشه.

  • ۱۴:۱۰   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    آره خیلی عالیه
    اینجوری می شه مثلا داستان کتیبه ها رو وارد یک لوپ کرد، مثلا از اینجا معلوم می شه که اینا چرا در اقلیم ها پراکنده شدن، چون در گذشته های دور مردم اقلیم ها مثلا کتیبه ها رو پیدا کردن و در معابدشون گذاشتن ولی بعدا ناتارها بهشون حمله کردن و همه رو کشتن و کتیبه ها رو در همون مکان معابد که با خاک یکسان شده بود مخفی کردن و ازشون نگهبانی می کنن که این اتفاق ممکنه برای ما هم در زمان حال بیوفته
  • leftPublish
  • ۱۴:۱۳   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    زیباکده
    مهرنوش : 

    به نظر من می شه به ایده ی ناتارها خیلی پرداخت

    در عین حال به داستانی که تا حالا درست کردیم هم وفادار بمونیم، مثلا می تونیم اینجوری بنویسیم که سیمون پیشنهادی مطرح می کنه که باعث می شه دارک اسلو قبول کنه آدرس کتیبه های دزرتلند و ریورزلند رو بده و به این ترتیب 4 اقلیم با هم دوست می شن و می رن تو این فکر که به باسمن ها حمله کنند و انتقام سیمن و همنیطور ریورزلند رو بگیرن و خبر به باسمن ها می رسه و اونا برای پیش دستی شروع به حمله هایی به سیلورپاین می کنن و همینطور به ریورزلند، بعد اقلیم ها احساس خطر می کنند و فورا می رن و همه ی کتیبه ها رو پیدا می کنند که باعث می شه یهو ناتارها هم با باسمن ها هم پیمان بشن، قبلا هم که با میسالاها هم پیمان بودن

    مثلا یه چیزی تو این مایه ها با اضافات خیلی بیشتری اگر بچه ها پیشنهاد کردن، چطوره؟

    زیباکده

    میگم من با اینکه این بخشی از کل باشه خیلی موافقم. اما میخوام فصل چهار کلا یه لحظه آسایش نداشته باشیم و یک دشمن مشخص نداشته باشیم. شَر از درو دیوار بباره و ازونطرف به انسجام و استفاده از همه ابزارها نیاز بشه.

    زیباکده

    من موافقم 4

    موافقم که مجیک رو حسابی وارد کنیم ولی با ورود اژدها ها خیلی موافق نیستم، تو گیم آو ترون هم اژدها ها موضوع رو یکم بی مزه کرد به نظر من، باید یجوری مجیک ها و دشمن ها رو وارد داستان کنیم که قهرمانان داستان بتونن با زور یک انسان تو جنگ نقش مهمی به عهده داشته باشن و حسابی افتخار بدست بیارن. نباید مجیک ها جوری باشن که هیچ موازنه ای بین قدرتشون با قدرت یک انسان قدیمی برقرار نباشه

  • ۱۴:۲۰   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    آره خیلی عالیه
    اینجوری می شه مثلا داستان کتیبه ها رو وارد یک لوپ کرد، مثلا از اینجا معلوم می شه که اینا چرا در اقلیم ها پراکنده شدن، چون در گذشته های دور مردم اقلیم ها مثلا کتیبه ها رو پیدا کردن و در معابدشون گذاشتن ولی بعدا ناتارها بهشون حمله کردن و همه رو کشتن و کتیبه ها رو در همون مکان معابد که با خاک یکسان شده بود مخفی کردن و ازشون نگهبانی می کنن که این اتفاق ممکنه برای ما هم در زمان حال بیوفته
    زیباکده

    آره اینطوری خیلی خوبه. 18

  • ۱۴:۲۳   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 

    من موافقم 4

    موافقم که مجیک رو حسابی وارد کنیم ولی با ورود اژدها ها خیلی موافق نیستم، تو گیم آو ترون هم اژدها ها موضوع رو یکم بی مزه کرد به نظر من، باید یجوری مجیک ها و دشمن ها رو وارد داستان کنیم که قهرمانان داستان بتونن با زور یک انسان تو جنگ نقش مهمی به عهده داشته باشن و حسابی افتخار بدست بیارن. نباید مجیک ها جوری باشن که هیچ موازنه ای بین قدرتشون با قدرت یک انسان قدیمی برقرار نباشه

    زیباکده

    آره حالا اژدها یا هر چی که باشه باز خیلی قویه اما زور آدمها بهش میرسه اما نه تنهایی. همینطور که مثلا اگه یه کشوری هم دلبان داشت، هم مردان بیسرزمین، هم شیروز و مرغ دانا و جادوگر و کتیبه، دیگه بقیه از پسش بر نمیومدن.

    اینا هم باید بلاخره اونقدری زور داشته باشه مجیکشون که بدون همون همگرایی که گفتی نشه شکستشون داد. یعنی مجیک اصلیشون از ناتارها خیلی قوی تر باشن. چون مجیک اصلیشونه دیگه. الان ناتارها روی تعداد زیادشون دارن خیلی شاخ میشن، یه مجیک قدرتمند ورق برگردون هم داشته باشن.

  • ۱۴:۲۳   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    حالا اون مجیک میتونه حتی موجود نباشه. فقط تاریکی باشه یا هر چیزی.
  • ۱۴:۲۹   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    حالا اون مجیک میتونه حتی موجود نباشه. فقط تاریکی باشه یا هر چیزی.
    زیباکده

    خوبه، من بیشتر طرفدار این موضوع هستم که مجیک های خیلی زیاد و نامربوط وارد داستان نکنیم، مثلا مثل استار وار که اونا هم تازه از یک افسانه تاریخی اقتباس کردن اینطوری باشه که ما کلا 2 تا مجیک داشته باشیم: مجیک روشن و مجیک تاریک

    ما منبع همه ی مجیک هامون یکی باشه و ارتباطشون در طول داستان پیدا بشه و مثلا کم کم بفهمیم که مرغ دانا و شیروز و کتیبه و ... همه از یک منبع هستند و همینطور برعکس مجیک اونا هم از یک منبع باشه

    یجورایی اقتباس شده از معروف ترین افسانه ی دنیا یعنی جنگ خیر و شر 4

  • leftPublish
  • ۱۷:۱۶   ۱۳۹۷/۲/۱۰
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    آفرین بچه ها خیلی از ایده هاتون خوشم اومد. فقط ناتارها مستقل باشن وقتی با باسمن نوشتید متحد شن یه جوری بود ولی هرکدوم به صورت مجزا دشمن باشن باحاله، حالا منم فکر می کنم و بعدا این مسائل رو به داستان خودم ربط میدم و میگم
  • ۱۲:۴۷   ۱۳۹۷/۲/۱۱
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    نوشان پس چرا نیومدی نقد و بررسیت رو تموم کنی؟
  • ۱۴:۲۷   ۱۳۹۷/۲/۱۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    سلام بچه ها من الان با گوشيماومدم اينترنت شركت قطعه ميرم خونه اين چنتا باقي مونده رو هم مينويسم
  • ۱۶:۲۵   ۱۳۹۷/۲/۱۱
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    سلام بچه ها من الان با گوشيماومدم اينترنت شركت قطعه ميرم خونه اين چنتا باقي مونده رو هم مينويسم
    زیباکده

    باشه، حالا فرصت نشد خیلی بریم توی جزییات فصل 3. با این حال ببینیم از شنبه میتونیم شروع کنیم یا یکشنبه اینا؟

  • ۱۹:۲۲   ۱۳۹۷/۲/۱۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    من برگشتم هورااااا
    ببخشید دوستان بابت تاخیرات بخشیش واقعا خارج از کنترل من بود
  • ۱۹:۲۹   ۱۳۹۷/۲/۱۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    55

    مهرنوش

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    نقاط ضعف:

    این قسمت به غیر از ماجرای جانی بایلان خوب بود یعنی فقط به اون خاطره که متوسط میدم . با علم به اینکه قرار نبود سانتامارتا سقوط کنه باز منتظره یه اتفاق منطقی تر غیر از تغییر روحیه ناگهانی بایلان بودم. من جوری نوشتم که طرف پودر شده باشه ( باز تکرار میکنم که قرار نبوده که قلعه رو تسلیم کنه)  میشد منطقی تر این شکست در مذاکراتو نوشت از نظر من ( به خاطر این نکته که میخوام بگم امتیاز کم نکردم) پیشنهادات اریک ماندرو احمقانه بود یعنی به روحیه اش نمیخورد . شاید بهتر بود یه پیشنهاد شرافتمندانه میداد بعد بایلان روحیه میگرفت میرفت که شرایطو فراهم کنه بعد جریان ترک مخاصمه سیلورپاین نجاتش میداد

  • ۱۹:۳۱   ۱۳۹۷/۲/۱۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    zسمت

    نویسنده

    امتیاز

    56

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    نقاط ضعف:

  • ۱۹:۵۴   ۱۳۹۷/۲/۱۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    58

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

    نقاط ضعف:

  • ۲۰:۰۱   ۱۳۹۷/۲/۱۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    59

    بهزاد

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     

    نقاط ضعف:

  • ۲۰:۰۶   ۱۳۹۷/۲/۱۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست

    قسمت

    نویسنده

    امتیاز

    60

    فرک

    عالی/خیلی خوب/خوب /متوسط/ضعیف

    نقاط قوت:

     

    نقاط ضعف:

    1- فک میکنم با توجه به میزان محبت و علاقه بی شائبه ای که مادونا تو دزرت لند دیده!!!! بهتره خواب ون شوور بی احساسشو نبینه ( منطقی نیست)

    2- کاش با هیجان تر تموم می کردی فصلو

    ویرایش شده توسط نوشان در تاریخ ۱۱/۲/۱۳۹۷   ۲۲:۴۴
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان