مهرنوش :
به نظر من می شه به ایده ی ناتارها خیلی پرداخت
در عین حال به داستانی که تا حالا درست کردیم هم وفادار بمونیم، مثلا می تونیم اینجوری بنویسیم که سیمون پیشنهادی مطرح می کنه که باعث می شه دارک اسلو قبول کنه آدرس کتیبه های دزرتلند و ریورزلند رو بده و به این ترتیب 4 اقلیم با هم دوست می شن و می رن تو این فکر که به باسمن ها حمله کنند و انتقام سیمن و همنیطور ریورزلند رو بگیرن و خبر به باسمن ها می رسه و اونا برای پیش دستی شروع به حمله هایی به سیلورپاین می کنن و همینطور به ریورزلند، بعد اقلیم ها احساس خطر می کنند و فورا می رن و همه ی کتیبه ها رو پیدا می کنند که باعث می شه یهو ناتارها هم با باسمن ها هم پیمان بشن، قبلا هم که با میسالاها هم پیمان بودن
مثلا یه چیزی تو این مایه ها با اضافات خیلی بیشتری اگر بچه ها پیشنهاد کردن، چطوره؟

میگم من با اینکه این بخشی از کل باشه خیلی موافقم. اما میخوام فصل چهار کلا یه لحظه آسایش نداشته باشیم و یک دشمن مشخص نداشته باشیم. شَر از درو دیوار بباره و ازونطرف به انسجام و استفاده از همه ابزارها نیاز بشه.