باران : ای بد نیستیم خداروشکر، دیروز اذیتتون کردم شرمنده توروخدا
بابایه کوهیار : هوار هوار یا هوار پس کی میایی؟هوار هوار یا هوار کوهیار کجایی؟این دل ، کوهیار زدوریت میناله دل حسرت کشوم دیگه طاقت نداره یارم میایه کوهیارم میایه
بابایه کوهیار : سلام.هرکی روسری وچادر سرشه دربیاره.اینجا همه محرم وخواهر وبرادر دینی هستیم
بابایه کوهیار : بروبچ کلا خوبین؟خانوم باران مشخصا بهترین؟
بابایه کوهیار : من تنها مرد اینجا هستم.آخرش یکی پیدا میشه صافمون کنه ها.خداییش من نیستم راحت تر نیستین؟
نیکی ناز : سودا جون خوش به حالت از بیکاری دارم خل میشم . بیرون که نمیرم . کار خونه هم تا یه حد وقت ادم رو میگیره . نمیدونم چیکار کنم تو خونه سرم گرم شه .