خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۴:۴۰   ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد

    کار و بارت به غمِ چشم سیاهی بکشد

    قصه‏ام قصه ی سرباز غریبی شده که

    کار عشقَش به درِ خانه ی شاهی بکشد

    این خودش حس غریبی ست، نمی‏دانم چیست؟

    این که هر روز مرا جانب راهی بکشد

    عشق آن است که رودی سرِ عاشق شدنَش

    جای دریا تنِ خود را ته چاهی بکشد

    روزهایی ست که در آتش خود می سوزم

    آدمی خلق شده بار گناهی بکشد

    گفته بودند که سیگار مضر است ولی

    هر که عاشق شده رسم است که گاهی بکشد

    در خودم غرق ...، گدایی سرِ کوچه می گفت

    وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشد

     
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان