خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۴۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    در حیرتم
    چگونه درختی
    سواد شکفتن ندارد
    وقتی که تو آموزگاری.

    به کتاب‌هایم دل نبستم
    کشتی‌ها غرق می‌شوند
    وقتی از کاغذند
    من هم روزگاری
    با واژه‌ها به سوی تو می‌آمدم
    مرا بر ساحل یافتند
    با انبوهی الفبا بر پیکر من
    که می‌گریستند.

    اراده رود بی‌حاصل است
    وقتی سرراهش دره‌هاست.

    مطمئنا شهاب
    جرقه دوربین فرشته‌ها نیست
    اما دیدم صورت‌های فلکی
    صورت توست.

    کاش زنده بودم
    و نقشه راه‌ها را عوض می‌کردم
    طوری که تو تنها
    از رگ من بگذری
    اما همه چیزی که به این سادگی نیست
    شنیده‌ام پر درآوردی
    وقتی که به من رسیدی
    و چنان دور گشتی
    که تو را
    دیگر ندیدم.

    شمس لنگرودی
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان