خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۱:۲۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    تو رفتی دلم مرد و جانم بسوخت
    چو شمعی فروزان توانم بسوخت

    فغان دل و جان به افلاک رفت
    نگاهم خموش و زبانم بسوخت

    به صیدت خوشی ها نمودم ولی
    شکارم برفت و کمانم بسوخت

    چه شیرین لب من ز شهد لبت
    برفت انگبین و دهانم بسوخت

    تو بودی همه حاصل عمر من
    تو رفتی زمین و زمانم بسوخت

    مرا زندگی هست و جانی ولی
    به درد فراقت جهانم بسوخت

    شتابان تو رفتی و من مانده ام
    شتابان ز هجرت امانم بسوخت

    پر از اشک و آه و فغان است دلم
    رگ و پی و روح و روانم بسوخت

    تو رفتی و زرین به جا مانده است
    که داند به ظاهر نهانم بسوخت؟
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان