خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۱:۰۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست


    او گریان بود
    ناله هایش باد را مبتلا به طوفان کرده بود و
    چراغِ خانه را ویران
    و در میان مُشت های هق هقِ سینه
    در میانِ قفسی تنگ
    برای آزادی نفسی تنگ
    دعا می کرد...

    او حیران بود
    و تنش می لرزید از بسته شدنِ شِرشِره هایی که قرار بود شُر شُرِ باران را پایان دهند

    او ویران بود
    و محو دستی که خراب می کرد
    که خراب می کرد
    که خراب...
    و برای نجاتش بر اراده ای پیر نذرِ التماس می کرد

    او بی جان بود
    از سرابی که عذابی بیش نبود
    برای پرنده شکسته بالی
    که تبعید به خیال شده بود

    او ایران بود ...

    #فارد_قربانی

  • ۱۱:۰۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    جامی شکسته دیدم در بزم می فروشی
    گفتم بدین شکسته
    چون باده میفروشی
    خندید و گفت زین جام
    جز عاشقان ننوشند
    مست شکسته داند قدر شکسته نوشی!!!
  • ۱۱:۰۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    حریم عشق را در گه بسی بالاتر از عقل است

    کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد

    #حافظ
  • ۱۱:۰۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    سرو را قامت خوبست و
    قمر را رخ زیبا

    تو نه آنی و نه اینی
    که هم اینست و هم آنت

    #سعدی
  • ۱۱:۰۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    باشيخ ازشراب حكايت مكن كه شيخ

    تا خــــون خلق هست ننوشدشراب را

    #شهريار
  • leftPublish
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بدجور هوس کرده دلم "ناز" برقصی

    در خلوت بی پنجره ام "باز" برقصی

    من "مولوی"ی چشم غزلپوش توباشم

    تو در غزلم با دف و آواز برقصی

    هر چند که ناکوک تر از سوز دلم نیست

    اما کمی ای کاش به این ساز برقصی
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    آمدی همچون نسیمی، عشق توبرمن وزید...

    عاشق رویت شدم عاشق ترازمن راکه دید؟!..

    تو برای قلب من مجنون شدی ،لیلی منم...

    این همه عشق و عطش قلب مرا از هم درید...
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بچه ها عشق قشنــگ است ولـی
    سهم عاشق دل تنــگ است ولـی

    بین معشـــوقه و عاشــــق گه گـاه
    زندگی صحنه ی جنــگ است ولـی

    دل معشـــــوقه و عاشـــــق با هـم
    مثل آییـــه و سنــــگ است ولـی

    با سیــاهی و سفیـــدی ترکیـب
    عشق یعنی که دو رنگ است ولی

    درد بسیـار شکســــت عشقـــی
    بدتـــر از زخم پلنــــگ است ولـی

    دوستــــــانم همه تان می دانیـد
    عشق بی زور تفنـگ اسـت ولـی

    خودمــانیم بـــــــــدون عشقــــی
    کــــار دنیا همه لنـــگ است ولـی

    بچه ها بـا همه ی ایـــــن اوصــاف
    بخــــدا عشق قشنـگ است ولی ...
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    "زیادی" دوستـــت داشتم !!!!
    میدانـــی اشتباه از کجاست ؟؟؟؟
    از تو نیــست !!!!
    اشتباه از "مــن" است ...
    هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم
    "لبخنـــد" زدم
    فکر کردی درد نداد
    "محکــــم تر" زدی ...
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    "تو"
    عشق میخواستی
    من
    دل

    "تو"
    آغوش میخواستی
    من
    دل

    "تو"
    بوسه میخواستی
    من
    دل
    ....
    آنقدر دل دل کردم
    که
    رفتی..
  • leftPublish
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    تقدیم به تویی که ندارمت
    میان تمام نداشتن ها دوستت دارم
    شانس دیدنت را هر روز ندارم
    ولی دوستت دارم...
    وقتی دلم هوایت را میکند
    حق شنیدن صدایت را ندارم
    ولی دوستت دارم...
    وقت هایی که روحم درد دارد و میشکند
    شانه هایت را برای گریستن کم دارم
    ولی دوستت دارم...
    وقت دلتنگی هایم،
    آغوشت را برای آرام شدن بد جووووووور ندارم
    ولی دوستت دارم...
    آری همه وجودمی
    ولی
    هیچ جای زندگیم ندارمت
    و میان تمام نداشتن ها بازهم با تمام وجود " دوستت دارم "
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    عشق یعنی در میان صد هزاران مثنوی

    بوی یک تک بیت ، ناگه مست و مدهوشت کند

    فاضل نظری
  • ۱۱:۰۶   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    حالمان بد نیست غم کم می‌خوریم
    کم که نه هر روز کم کم می‌خوریم
    آب می‌خواهم سرابم می‌دهند
    عشق می‌ورزم عذابم می‌دهند

    خود نمی‌دانم کجا رفتم به خواب
    از چه بیدارم نکردی آفتاب؟
    خنجری بر قلب بیمارم زدند
    بیگناهی بودم و دارم زدند

    سنگ را بستند و سگ آزاد شد
    یک شبه داد آمد و بیداد شد
    عشق آخر تیشه زد بر ریشه‌ام
    تیشه زد بر ریشه یِ اندیشه‌ام

    عشق اگر این است مرتد می شوم
    خوب اگر این است من بد می شوم
    بس کن ای دل نابسامانی بس است
    کافرم دیگر مسلمانی بس است

    در عیان خلق سردر گم شدم
    عاقبت آلوده یِ مردم شدم
    بعد از این با بی کسی خو می‌کنم
    هـر چه در دل داشتم رو می‌کنم

    من نمی‌گویم دگر گفتن بس است
    گفتن اما هیچ نشنیدن بس است
    روزگارت باد شیـرین، شاد باش
    دست کم یک شب تو هم فرهاد باش

    نیستم از مردم خنجر به دست
    بت پرستم بت پرستم بت پرست
    بت پرستم، بت پرستی کار ماست
    چشم مستی تحفه یِ بازار ماست

    درد می‌بارد چون لب تَر می‌کنم
    طالعم شوم است باور می‌کنم
    من که با دریا تلاطم کرده‌ام
    راه دریا را چرا گم کرده‌ام

    قفل غم بر درب سلولم مزن
    من خودم خوش باورم گولم مزن
    من نمی‌گویم که خاموشم مکن
    من نمی‌گویم فراموشم مکن

    من نمی‌گویم که با من یار باش
    من نمی‌گویم مرا غمخوار باش
    آه در شهر شما یاری نبود
    قصه هایم را خریداری نبود

    وای رسم شهرتان بیداد بود
    شهرتان از خون ما آباد بود
    از در و دیوارتان خون می‌چکد
    خون صد فرهادو مجنون می‌چکد

    خسته‌ام از قصه های شومتان
    خسته از همدردی مسمومتان
    این همه خنجر دل کس خون نشد
    این همه لیلی کسی مجنون نشد

    آسمان خالی شد از فریادتان
    بیستون در حسرت فرهادتان
    کوه کندن گر نباشد پیشه ام
    گویی از فرهاد دارد ریشه ام

    عشق از من دور و پایم لنگ بود
    قیمتش بسیار و دستم تنگ بود
    گر نرفتم هر دو پایم خسته بود
    تیشه گر افتاد دستم بسته بود

    هیچ کس آیا فکر ما را کرد؟ نه
    فکر دست تنگ ما را کرد؟ نه
    هیچ کس از حال ما پرسید؟ نه
    هیچ کس اندوه ما را دید؟ نه

    هیچ کس اشکی برای ما نریخت
    هر که با ما بود از ما می‌گریخت
    چند روزی است که حالم دیدنی ست
    حال من از این و آن پرسیدنی ست

    گاه بر روی زمین زل می‌زنم
    گاه بر حافظ تفأل می‌زنم
    حافظ ِدیوانه فالم را گرفت
    یک غزل آمد که حالم را گرفت

    ((ما ز یاران چشم یاری داشتیم
    خود غلط بود آنچه می پنداشتیم))



    "حمیدرضا رجایی"
  • ۱۱:۰۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    بار دگر جانب یار آمدیم
    خیره نگر سوی نگار آمدیم

    بر سر و رو سجده کنان جمله راه
    تا سر آن گنج چو مار آمدیم

    نافه آهو چو بزد بر دماغ
    دام گرفتیم و شکار آمدیم

    دام بشر لایق آن صید نیست
    پس تو بگو ما به چه کار آمدیم

    پار دل پاره رفوی تو دید
    بر طمع دولت پار آمدیم

    ای همه هستی مکن از ما کنار
    زانک ز هستی به کنار آمدیم

    همچو ستاره سوی شیطان کفر
    نفط زنانیم و شرار آمدیم

    همچو ابابیل سوی پیل گبر
    سنگ زنانیم و دمار آمدیم

    باز چو بینیم رخ عاشقان
    با طبق سیم نثار آمدیم

    حضرت مولانا
  • ۱۱:۰۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ﮔـﻴـﺮﻡ ﺩﻭﺳـﺖ ﺩﺍﺷـﺘـﻦ ﺑـﺪﻭﻥ ﺳـﻨـﺪ ﺣـﺮﺍﻡ ﺑـﺎﺷـﺪ !!!
    ﻋـﺠـﻴـﺐ ﺑـﺎﺷـﺪ!!!
    ﺑـﺎﻭﺭ ﻧـﮑـﺮﺩﻧـے ﺑـﺎﺷـﺪ !!!
    ﻣـــــﻦ ﺍﻣّـﺎ ...
    ﮔـﻴـــﺮ ﺍﻳـﻦ ﮔـﻴـــــﺮﻫﺎ ﻧــﻴـﺴـﺘــﻢ !!!
    ﻣﻦ ﺗــﺎ اﺑـﺪ ....
    ﮔـﻴـﺮ ﭼــﺸـﻤـﺎﻥ ﺗـღـﻮأﻡ !!!
    ﮔﻴﺮ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺷـﺘـﻨـﺖ !!!

  • ۱۱:۰۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    ﺷﺐ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﮔﺸﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻨﻮﺷﻢ ﺯ ﺷﺮﺍﺑﺶ
    ﺳﺠﺎﺩﻩ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻨﻮﺷﻢ ﻣﯽ ﻧﺎﺑﺶ

    ﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﮔﺸﺘﻢ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﺮ ﮐﻒ ﻭ ﺑﺮ ﺩﻑ
    ﺗﺎ ﺧﻠﻖ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﻢ ﻣﺴﺖ ﻭ ﺧﺮﺍﺑﺶ
  • ۱۱:۰۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    یک قفل زدم بر دل و پیمانه شکستم

    ساقی نظر انداخت ، به میخانه نشستم

    بر چشم زدم طعنه ، که این بار ، نبازی

    زان ، مستی ِ چشمش ، دل ِ دیوانه شکستم

    گفتم ، نزنم زخمه بر این ساز ِ مخالف

    با نغمه ی ِ تارش به طربخانه نشستم

    دیدم نتوان بگذرم از مستی ِ عشقش

    مجنون شدم و از خود و بیگانه شکستم

    تا آنکه نسوزم ، به ره عشق ، دگر بار

    بر شمع ِ رخش ، باز چو پروانه ، نشستم

    مستانه وضو کردم و در محضر ِ ساقی

    افسانه و پیمانه و بتخانه ، شکستم
  • ۱۱:۰۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست

    دوستت دارم..چرایش پای تو،
    ممکنش کردم،محالش پای تو

    میگریزی از من و احساس من
    دل شکستن هم ،گناهش پای تو

    آمدی آتش زدی بر جان من
    درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

    من اسیرم در میان آن دو چشم
    قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

    سوختم،آتش گرفتم زین سبب
    آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

    پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
    پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو....
  • ۱۱:۰۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست

    با همین دست به دستان ِ تو عادت کردم
    این گناه است ولی... جان ِ تو عادت کردم

    جا برای من ِ گنجشک زیاد است ولی...
    به درختان ِ خیابان تو عادت کردم

    گرچه گلدان ِ من از خشک شدن می ترسد
    به ته ِ خالی ِ لیوان ِ تو عادت کردم

    دستم اندازۀ یک لمس ِ بهاری سبز است
    بس که بی پرده به دستان ِ تو عادت کردم

    مانده ام آخر این شعر چه باشد؛ انگار...
    به ندانستن ِ پایان ِ تو... عادت کردم!
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان