خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۱:۰۵   ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست


    او گریان بود
    ناله هایش باد را مبتلا به طوفان کرده بود و
    چراغِ خانه را ویران
    و در میان مُشت های هق هقِ سینه
    در میانِ قفسی تنگ
    برای آزادی نفسی تنگ
    دعا می کرد...

    او حیران بود
    و تنش می لرزید از بسته شدنِ شِرشِره هایی که قرار بود شُر شُرِ باران را پایان دهند

    او ویران بود
    و محو دستی که خراب می کرد
    که خراب می کرد
    که خراب...
    و برای نجاتش بر اراده ای پیر نذرِ التماس می کرد

    او بی جان بود
    از سرابی که عذابی بیش نبود
    برای پرنده شکسته بالی
    که تبعید به خیال شده بود

    او ایران بود ...

    #فارد_قربانی

  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان