خانه
2.13M

صندلی داغ

  • ۱۷:۴۰   ۱۳۹۴/۱۰/۲
    avatar
    کاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    metalik : 
    یه خاطره که تا حالا تعریف نکردی بگو؟؟؟؟؟؟؟؟ یه روز که خیلی برف باریده بود من و دوستام مثلا وقتی 20 ساله بودیم شروع کردیم به ساختن یه آدم برفی خیلی بزرگ از قد خودمونم بلند تر از صبح تا شب روش کار کردیم و آخرم پشتش یه میز بزرگ و چندتا صندلی نیمکت مانند درست کردیم و شب نشستیم اونجا و  چایی خوردیم و لیوانامون رو گذاشتیم روی میز، همه عاشقش شدن و اومدن دورش نشستن چایی خوردن و عکس گرفتن. اما اینقدر بزرگ بود که یخ ضد و آب نمیشد حتی بهار شده بود و آب نمیشد(توی ولنجک اون سالا گاهی برف پیاده روهای بی رفت و آمد و توی سایه هم تا اردیبهشت میموند و چیز عجیبی نیست، اونجا ولنجک بود آدم برفیه جلو خونه دوستم) خلاصه اینقدر موند که مردم ترسیدن یهو بریزه رو ماشیناشون یه ماشین شهرداری اومد خرابش کرد!
    یه خاطره ای که هر وقت میاد تو ذهنت خنده مینشونه رو لبات با چندتا از دوستام بعد از زنگ مدرسه داشتیم شیطنت میکردیم که یهو دیدیم مدیر مدرسه از کنارمون رد شده و رفته چند قدم دور شده اما به روی خودش نیاورده! دوستم با ترس پرسید به نظرت منو دید؟!؟! گفتم پشتت رو بکن، اونم چرخید! گفتم نه ندیده!! گفت از کجا فهمیدی؟! گفتم اگه دیده بود تا الان کمرت شکسته بود! دیگه مردیم از خنده و هر وقت یادمون میاد باز میخندیم! 16
    زیباکده

  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان