بهزاد لابی :
metalik :
وای بهزاد اینقد اینجا بودی که سریع اینجور چیزارو میگیری و استاد شدی

اونم خوبه بعد از 8ماه طی یک عملیات غافلگیر کننده باهم رفتیم بیرون


دیگه قبله عالمی که ندونه خواهر وزیرش نی نی دار شده که نمیشه. نی نی ش چی هست حالا؟ بعد تو آخه چه کمکی از دستت بر اومده!؟ 
چه خوب؟ کجا رفتین؟ با دود علامت دادین؟ 

هنوز معلوم نشده چیه سلطان 
اتفاقا یک غذاهایی درست میکردم عجیب خوشمزه
نه زنگ زدم گفتم میام بیرون بیا دنبالم گفت باشه تا چند دقیقه دیگه اطراف خونتونم فقط میدونم که سرکاریه
یکی از اقوام خونه ما بود گفتم میای بریم پیاده روی گفت ایول بریم 
رفتیم از سرکوچه راهمو کج کردم گفت کجا میری؟ گفتم تو برو پیاده روی من یک ساعت دیگه برمیگردم
یعنی هادی که دیدم هاج و واج نگام میکرد 