خانه
754K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۳:۰۰   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    منم با نظر بهزاد خان موافقم، به نظر من هم ملاحظات و حساسیت برای برنده و بازنده شدن کشورها داره داستان رو از حالت منطقی خارج می کنه، من می گم بهتره همین الان کلیات هم این سیزن و هم سیزن بعدی رو مصوب کنیم و بعد از اون روی داستان تمرکز کنیم
    برای من باورپذیر بودن و منطقی بودن داستان خیلی مهمه
  • ۱۳:۰۱   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    در مورد طرح ها، مثل قبل وقتی بحث کردیم، هر طرحی دو سه حالت مهمش رو به رای بذاریم. چون من الان کامل متوجه نشدم اصل اختلاف نظرها سر چیه که در موردش نظر بدم.
  • ۱۳:۰۹   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    به نظر من ما به چند تا چیز مهم نیاز داریم، مشخص کردن عمق و نتیجه جنگ فعلی
    دلیل صلح در جنگ فعلی
    دلیل برای آشتی و اتحاد برای جنگ باسمن
  • ۱۳:۰۹   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    بهزاد لابی : 
    من نظرات رو تا اینجا که خوندم هر کدوم یه خوبی و یه بدی هایی داره. اما منم اول مشکلم رو مطرح کنم. بعد از بین همه ایده ها چندتا خوبهاش رو بر مداریم و ادامه میدیم.
    الان ما اینقدر طرحهای مختلف تو ذهنمون هست که پیاده کنیم ولی در عین حال یک سری کارها رو نباید بکنیم که کلیت مسئله رو زیر سوال برده. الان عملا فاز ما چیه حمله کردیم به اکسیموس؟ وقتی کلیت داستانی که میخواد اتفاق بیفته که مثلا ما هی میریم اونجا میجنگیم بعد باسمن ها میان، و اکسیموس و آرگون ازون طرف برمیگرده و ما برمیگردیم تو کشور خودمون و تموم میشه از جذابیت داستان کم کرده. من میگم در حین نوشتن جزییات این موضوع رو هم بیشتر کنیم که جذاب تر بشه. کلا همه اهداف، نیات و دلایل اتفاقات به نظر من زیر سایه اینکه از یه جایی جلوتر نریم و بعد سریع برگردیم تو کشور خودمون قرار گرفته.

    اما در مورد اینکه آیا باسمن ها توی قاره شرقی هم دوستی مثل میسلاها داشته باشن، من مشکلی ندارم. این میتونه باعث بشه که خطر باسمن هم از غرب حس بشه هم از شرق و در واقع یه چیزی تو مایه های جنگ جهانی شکل بگیره تو فصل آخر.

    یعنی من از لا به لای این ایده ها نظر شخصیم اینه که وقتی ما داریم با اکسیموس میجنگیم و اونا با آرگون ها میان که کشورشون رو پس بگیرن، همزمان(در طول این داستان های جنگی بهش بپردازیم) قاره ها کلا به تکاپو بیفتن و کم کم باسمن به ریورزلند حمله کنه و میسلا هم به آرگون و اتفاقات سیلورپاین هم باعث بی ثباتی و عدم اطمینان به اونا در بالا بشه و حالا مثلا دزرتلند بره کمک سیلورپاین و کودتا رو با شکست موجه کنه بعدش که سیلورپاین هم بیاد تو تیم ما.
    تا همینجاش رو بحث کنیم بعد ببینیم چی میشه.

    من با اون قسمتی که صورتی کردم کاملا موافقم و دقیقا از این رنگ و بوی (استخوان پلنگ صورتی) جدید ناراحتم. 

    جزییات برای من دقیقا هم ارزش مسیر کلی داستان هست. این تند شدن داستان و بدون جزییات شدن، باعث میشه که من هم نتونم جزییات واسه داستانم بنویسم چون همش مجبورم حجم زیادی از اتفاقات رو پوشش بدم.

    --------------

    در مورد جنگ آرگون و میسالا موافقم یعنی میسالا  و دلیور متحد باسمن باشن و به آرگون حمله کنن که با اکسیموس متحده، و اکسیموس احساس خطر کنه-در عین حال اون جنگی توی قاره دیگه هست و مستقیما با ما در جنگ نیستن برای همین زیاد بهش نپردازیم در حد چند خط در هر دو سه قسمت.

    ----------------------------

    اون قسمت حمایت دزرتلند از سیلورپاین و قضیه کودتا رو نفهمیدم یعنی چی-توضیح میدی

  • ۱۳:۱۴   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    مهرنوش : 
    به نظر من ما به چند تا چیز مهم نیاز داریم، مشخص کردن عمق و نتیجه جنگ فعلی
    دلیل صلح در جنگ فعلی
    دلیل برای آشتی و اتحاد برای جنگ باسمن

    خب بچه ها به نظر میرسه نوشان نتونه توی این قسمت پیشنهاد بده اما امیدوارم بیاد و در رای گیری شرکت کنه.

    حالا ما سه تا جواب این سوالات که مهرنوش گفت رو توی سناریوی خودمون بگیم. بعد به رای میذاریم.

    بهزاد من نمیخوام به سوالات مهرنوش اضافه کنم اگه فکر می کنی لازمه سوالات دیگه رو اضافه کن تا جواب بدیم

  • leftPublish
  • ۱۳:۱۹   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    آره به نظر منم همه چیو مشخص کنیم خوبه. من سعی کردم یه سری سوپرایزها بذارم اما دیگه داستانمون داره بی نمک میشه پس بریم تو جزییات همه چیو مشخص کنیم.
    طرح کلی که مشخصه. چون اکسیموس طرح تخلیه رو پیاده کردید، طبیعتا ما هم یهو یکی از فرماندهامون یه ایده فوق العاده به ذهنش میرسه و به قلعه های قوی مرزی حمله نمیکنیم و خندق دور دوم رو دورش میکشیم و یه نیروهایی میذاریم که پیاده نظام شما که اونجا باقی مونده عملا از کار بیفته.
    در حالت عادی احتمالا ما باید با تمام سرعت حمله میکردیم سمت پایتخت تا شما نرسیدید اما چون نمیخوایم جنگ از یه حدی شر تر بشه، میایم سمت کارتاگو و اونجا جنگ شدیدی در میگیره و ما اون قلعه رو میگیریم و حتی شب قبلش آندریاس و پلین همو میبیننو صحبت هایی میکنن.
    بعدش اما آرگون میاد و آرتیفکت های اکسیموس هم کمک میکنه که زورشون زیاد بشه میان اونجا بخشی از سپاه ما رو نابود میکنن و ما که انتظار داشتیم بتونیم به سرعت پیشروی کنیم آچمز میشیم و عقب نشینی میکنیم.
    موقعی که میرسیم به مرزهای خودمون سپاهمون رو متمرکز میکنیم و با کمک جادوگرا حمله شدید اکسیموس رو دفع میکنیم و همزمان دیگه کم کم جنگ جهانی میشه و یواش یواش همه با هم علیه باسمن اینا متحد میشیم و شیروز و این چیزا هم باشه واسه جنگ جهانی.
    حالا اینکه ما جافری رو فعلا نمیبینیم تو کولینزها هم به نظرم با توجه به شرایط جنگی یه کم عجیبه اما خوب زودتر بفرستیدش بره تا ما ندیدیمش
  • ۱۳:۲۰   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    مهرنوش : 
    به نظر من ما به چند تا چیز مهم نیاز داریم، مشخص کردن عمق و نتیجه جنگ فعلی
    دلیل صلح در جنگ فعلی
    دلیل برای آشتی و اتحاد برای جنگ باسمن

    در واقع ما صلح نمیکنیم زورمون به هم نمیرسه اول که سیلور پاین میره ما ضعیف میشیم عقب میمونیم و همینطور درگیریم تا اینکه آرگون ها پشت شما رو خالی میکنن و ریورزلند اولش هوای ما رو داره و کلا جنگ لب مرز میمونه تا اینکه جنگ جهانی دلیل آشتی میشه با چندتا مذاکره.

  • ۱۳:۲۱   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    فرک (Ferak) : 

    اون قسمت حمایت دزرتلند از سیلورپاین و قضیه کودتا رو نفهمیدم یعنی چی-توضیح میدی

    اگه نوشان راضی باشه البته. وقتی سیستم حکومت سیلورپاین عوض میشه، خوب شارلی ما و کل منافع ما هم بخطر میفته و ما بعدا همه سعی رو میکنیم که شاه اصلی رو دوباره به قدرت برگردونیم. یه پیشنهاد بود.

  • ۱۳:۴۹   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    منم تقریبا همین چیزی که آقا بهزاد از جنگ گفت توی نظرم بود که حالا فقط شهرهای محل درگیری عوض شد، که من باهاش موافقم، البته فکر می کنم منظور آقا بهزاد پالویرا بود تا کارتاگنا! چون بدون تصرف قلعه های عمده وارد همچین عمقی شدن خیلی برای ندارکات و محاصره نشدن خطرناکه
  • ۱۳:۵۹   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    بهزاد لابی : 
    مهرنوش : 
    به نظر من ما به چند تا چیز مهم نیاز داریم، مشخص کردن عمق و نتیجه جنگ فعلی
    دلیل صلح در جنگ فعلی
    دلیل برای آشتی و اتحاد برای جنگ باسمن

    در واقع ما صلح نمیکنیم زورمون به هم نمیرسه اول که سیلور پاین میره ما ضعیف میشیم عقب میمونیم و همینطور درگیریم تا اینکه آرگون ها پشت شما رو خالی میکنن و ریورزلند اولش هوای ما رو داره و کلا جنگ لب مرز میمونه تا اینکه جنگ جهانی دلیل آشتی میشه با چندتا مذاکره.

    آره این درسته

  • leftPublish
  • ۱۴:۰۴   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    به نظر میرسه نظر اصلاحی بهزاد رای آورد.
    بهزاد چون خیلی حرف توی حرف اومد برای روشن شدن اینکه دقیقا سر چی توافق شد. مسائل رو به شکل 1-2-3-4 ... بنویس. مرررسی
    راستی اینکه باسمن تسلیحاتی داره که ما نمی شناسیم چی موافقید.-من توی ذهنم یه سری گازهای سمی بود که خودشون و اسب هاشون رو با یه سری ماسک محافظت کنن یا یه همچین چیزی-
  • ۱۴:۲۱   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    بهزاد لابی : 
    فرک (Ferak) : 

    اون قسمت حمایت دزرتلند از سیلورپاین و قضیه کودتا رو نفهمیدم یعنی چی-توضیح میدی

    اگه نوشان راضی باشه البته. وقتی سیستم حکومت سیلورپاین عوض میشه، خوب شارلی ما و کل منافع ما هم بخطر میفته و ما بعدا همه سعی رو میکنیم که شاه اصلی رو دوباره به قدرت برگردونیم. یه پیشنهاد بود.

    من موافقم

    یه نکته دیگه اینه که یه سری از حرفها و سناریو ها خوب بود میشد اجرا بشه

    جریان 4 تا سیزن منتفی شد؟

  • ۱۵:۰۸   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    منم با نظر آقا بهزاد موافقم و پیشنهادم اینه که جنگ اینجوری پیش نره که هیچ درگیری جدی پیش نیاد، 2-3 مورد درگیری خیلی شدید و شکست و پیروزی هر 2 طرف توش باشه
  • ۱۵:۱۵   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    آفرین نوشان جون که تو هم تو این شلوغی نوشتی
    داستان هم خیلی خوب بود من انتظار داشتم که یکم زد و خورد هم بین ارتش ها پیش بیاد که حالا می افته گردن من
    فقط اینکه 15 هزار نفر به سمت پاپایان برن یکم عجیبه به نظر من چون افراد اکسیموس الان می تونن فورا از فلعه خارج بشن و جلو ساخت خندق دوم رو بگیرن و یا کلا لشکر کوچک محاصره کننده رو شکست بدن!
  • ۱۵:۳۶   ۱۳۹۶/۱۰/۲۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    فرک (Ferak) : 
    به نظر میرسه نظر اصلاحی بهزاد رای آورد.
    بهزاد چون خیلی حرف توی حرف اومد برای روشن شدن اینکه دقیقا سر چی توافق شد. مسائل رو به شکل 1-2-3-4 ... بنویس. مرررسی
    راستی اینکه باسمن تسلیحاتی داره که ما نمی شناسیم چی موافقید.-من توی ذهنم یه سری گازهای سمی بود که خودشون و اسب هاشون رو با یه سری ماسک محافظت کنن یا یه همچین چیزی-

    حالا با همه صحبت هایی که شد ببین اینجوری خوبه :

    1- ما قلعه پاپایان رو تسخیر میکنیم با مشکلات فراوان اما از تجربه ش استفاده میکنیم و سانتا مارتا رو محاصره میکنیم و نیروهاش رو زمین گیر میکنیم

    2- بعد میرسیم به پالویرا(بر خلاف پیش بینی اکسیموس ها به کارتاگو حمله نمیکنیم) و اونجا رو هم با یه جنگ شدید تصرف میکنیم. اینجا پلین و آندریاس با هم روبرو میشن(تا اینجا ما افراد بیشتری کشته دادیم اما اکسیموس ها مضرات بسیار بیشتری دیدن)

    3- بعد قضیه آرتیفکت و آرگون میاد کمک اکسیموس ها و اونها پاتک میزنن و ما اول توی پالویرا یه کم میجنگیم اما سیلور پاین هم یهو میره و ما میبینیم اوضاع خوب نیست و کم کم عقب نشینی می کنیم.

    4- نزدیک های مرز که اکسیموسها خیلی تهاجمی شدن ما ارتشمون رو در یک لحظه خاصی پشت یکی از قلعه هامون که قلعه های ضعیف تری هستن متمرکز میکنیم و در حالی که اکسیموس ها میخوان راحت قلعه رو بگیرن با توجه به جادوگرها دچار هرج و مرج و کشتار میشن و بعد از اون شب درگیری های فرسایشی و ترس و تعجب دو گروه(از آرتیفکت و جادوگر) رو در بر میگیره

    5- میسلا به آرگون حمله میکنه و آگون اکسیموس رو تنها میذاره و کلا انگیزه فتح کشور مقابل به دلیل خسارات زیاد در دو کشور از بین میره و عملا میفهمن که شدنی نیست

    6- باسمن هم به ریورزلند حمله میکنه و البته فرصتی دست میده که ما اسپروس رو از دست آدم بدهای سیلورپاین نجات بدیم و کم کم جنگ جهانی شروع میشه.

    این جمع بندی من بود، حالا اگه خواستید چیزی بهش کم و زیاد کنید، بگید.

    ویرایش شده توسط بهزاد لابی در تاریخ ۲۰/۱۰/۱۳۹۶   ۱۵:۵۲
  • ۰۸:۵۵   ۱۳۹۶/۱۰/۲۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    مهرنوش : 
    آفرین نوشان جون که تو هم تو این شلوغی نوشتی
    داستان هم خیلی خوب بود من انتظار داشتم که یکم زد و خورد هم بین ارتش ها پیش بیاد که حالا می افته گردن من
    فقط اینکه 15 هزار نفر به سمت پاپایان برن یکم عجیبه به نظر من چون افراد اکسیموس الان می تونن فورا از فلعه خارج بشن و جلو ساخت خندق دوم رو بگیرن و یا کلا لشکر کوچک محاصره کننده رو شکست بدن!

    5000 هزار نفر کمه؟ چند نفر باشن؟ 

    در مورد زد و خوردم چون خیلی وقت بود ننوشته بودم و عقب بودم خیلی مطالبو باید وشش میدادم واسه همین نتونستم روی این موضوع تمرکز کنم

    ویرایش شده توسط نوشان در تاریخ ۲۱/۱۰/۱۳۹۶   ۰۹:۲۱
  • ۰۹:۲۲   ۱۳۹۶/۱۰/۲۱
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    نوشان : 
    مهرنوش : 
    آفرین نوشان جون که تو هم تو این شلوغی نوشتی
    داستان هم خیلی خوب بود من انتظار داشتم که یکم زد و خورد هم بین ارتش ها پیش بیاد که حالا می افته گردن من
    فقط اینکه 15 هزار نفر به سمت پاپایان برن یکم عجیبه به نظر من چون افراد اکسیموس الان می تونن فورا از فلعه خارج بشن و جلو ساخت خندق دوم رو بگیرن و یا کلا لشکر کوچک محاصره کننده رو شکست بدن!

    5000 هزار نفر کمه؟ چند نفر باشن؟ 

    مثلا 15000 نفر بتونن و 5000 نفر برای محافظت برن و با دزرتلند هماهنگی های لازم رو بکنن، بعدا که خندق شما ساخته شد و یکم فکر همه جا رو کردید می تونن 15000 نفر با دزرتلند برن دنبال بقیه جنگ

  • ۰۹:۲۶   ۱۳۹۶/۱۰/۲۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    بهزاد لابی : 
    فرک (Ferak) : 
    به نظر میرسه نظر اصلاحی بهزاد رای آورد.
    بهزاد چون خیلی حرف توی حرف اومد برای روشن شدن اینکه دقیقا سر چی توافق شد. مسائل رو به شکل 1-2-3-4 ... بنویس. مرررسی
    راستی اینکه باسمن تسلیحاتی داره که ما نمی شناسیم چی موافقید.-من توی ذهنم یه سری گازهای سمی بود که خودشون و اسب هاشون رو با یه سری ماسک محافظت کنن یا یه همچین چیزی-

    حالا با همه صحبت هایی که شد ببین اینجوری خوبه :

    1- ما قلعه پاپایان رو تسخیر میکنیم با مشکلات فراوان اما از تجربه ش استفاده میکنیم و سانتا مارتا رو محاصره میکنیم و نیروهاش رو زمین گیر میکنیم

    2- بعد میرسیم به پالویرا(بر خلاف پیش بینی اکسیموس ها به کارتاگو حمله نمیکنیم) و اونجا رو هم با یه جنگ شدید تصرف میکنیم. اینجا پلین و آندریاس با هم روبرو میشن(تا اینجا ما افراد بیشتری کشته دادیم اما اکسیموس ها مضرات بسیار بیشتری دیدن)

    3- بعد قضیه آرتیفکت و آرگون میاد کمک اکسیموس ها و اونها پاتک میزنن و ما اول توی پالویرا یه کم میجنگیم اما سیلور پاین هم یهو میره و ما میبینیم اوضاع خوب نیست و کم کم عقب نشینی می کنیم.

    4- نزدیک های مرز که اکسیموسها خیلی تهاجمی شدن ما ارتشمون رو در یک لحظه خاصی پشت یکی از قلعه هامون که قلعه های ضعیف تری هستن متمرکز میکنیم و در حالی که اکسیموس ها میخوان راحت قلعه رو بگیرن با توجه به جادوگرها دچار هرج و مرج و کشتار میشن و بعد از اون شب درگیری های فرسایشی و ترس و تعجب دو گروه(از آرتیفکت و جادوگر) رو در بر میگیره

    5- میسلا به آرگون حمله میکنه و آگون اکسیموس رو تنها میذاره و کلا انگیزه فتح کشور مقابل به دلیل خسارات زیاد در دو کشور از بین میره و عملا میفهمن که شدنی نیست

    6- باسمن هم به ریورزلند حمله میکنه و البته فرصتی دست میده که ما اسپروس رو از دست آدم بدهای سیلورپاین نجات بدیم و کم کم جنگ جهانی شروع میشه.

    این جمع بندی من بود، حالا اگه خواستید چیزی بهش کم و زیاد کنید، بگید.

    چنتا نکته اولا اینکه به این زودی من نمیتونم یه کودتا رقم بزنم تو داستان حداقل باید یکسال گذشته باشه چون مخوام بچه اسپروس به دنیا اومده باشه

    دومین نکته که من چند بار پرسیدم ولی توجه شما رو جلب نکرد اینه که چرا نمیخواین مثل قبل چهار سیزن داشته باشیم؟ اگه بخوایم چهار سیزن باشیم میشه جنگ و کش داد تو این فصل با همون روند متعادل که هر دو طرف هم شکست و هم پیروزی دارند پیش میریم و این اتفاقها که میگین و منجر به جنگ جهانی میشه تو فصل بعد اتفاق بیوفته

  • ۰۹:۲۶   ۱۳۹۶/۱۰/۲۱
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    یک چیز دیگه هم که فکر کنم اشتباه شده در مورد مرزهای شرقی اکسیموس هست که فکر کنم منظورت مرزهای غربی بوده
  • ۰۹:۲۷   ۱۳۹۶/۱۰/۲۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    مهرنوش : 
    نوشان : 
    مهرنوش : 
    آفرین نوشان جون که تو هم تو این شلوغی نوشتی
    داستان هم خیلی خوب بود من انتظار داشتم که یکم زد و خورد هم بین ارتش ها پیش بیاد که حالا می افته گردن من
    فقط اینکه 15 هزار نفر به سمت پاپایان برن یکم عجیبه به نظر من چون افراد اکسیموس الان می تونن فورا از فلعه خارج بشن و جلو ساخت خندق دوم رو بگیرن و یا کلا لشکر کوچک محاصره کننده رو شکست بدن!

    5000 هزار نفر کمه؟ چند نفر باشن؟ 

    مثلا 15000 نفر بتونن و 5000 نفر برای محافظت برن و با دزرتلند هماهنگی های لازم رو بکنن، بعدا که خندق شما ساخته شد و یکم فکر همه جا رو کردید می تونن 15000 نفر با دزرتلند برن دنبال بقیه جنگ

    10000 هزار نفر میکنم خیرشو ببینی  آخه اون طرف به بهزاد قولهایی دادم 

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان