خانه
756K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۲:۱۹   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    واقعا جاداره از نویسندگان یهو غیب شونده تقدیر و تشکر کنم
    یهو کجا گذاشتید رفتید
    مهرنوش تو چرا؟ تو که همیشه منظم بودی؟ ببین از سه شنبه چهارشنبه هفته گذشته که نقدا تموم شده تا الان منتظریم
  • ۱۲:۱۹   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    من کاری ندارم ایده مو مینویسم 48 ساعت وقت دارید اگر مخالفید بگید وگرنه خود به خود تصویب میشه
  • ۱۲:۳۰   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    در دوران باستان یه جادوگری تو دربار باسمنها خیلی پرنفوذ بوده ایشون زیرابشون خورده میشه توسط یه جادوگر دیگه
    جادوگر زیرآب خورده واسه انتقام اومده کتیبه ها رو ساخته تو قاره ما با این هدف که انسانها قوی شن برن بزنن باسمن ها رو بترکونن از اون ور جادوگر زیرآب زننده واسه مقابله اومده معبد ناتارها رو ساخته
    سری قبل که کتیبه ها رو ملت گذاشته بودن تو معابد و داشتن حالشو میبردن ناتارها اومدن زدن ترکوندنشون و کتیبه ها رو همون جا مخفی کردن و نگهبانی میدن حالا هم اگر هر هشت کتیبه پیدا شه باز همون وضعه
    توی این فصل هفتا کتیبه رو با هم توافق کنید پیدا کنید بعد یهو اسپروس هوخشتره وار وارد میشه و میگه جون مادرتون هشتمی رو بیخیال شید ( البته منطقیش اینه که زودتر بگه و اکسیموس باور نکنه و بعد تا کتیبه هفتم که میبینن نشونه هایی که گفته داره راست در میاد پس ایمان میارن و بیخیال میشن) در این مرحله یه گروه مخفی با یه روش مخفی ( من و صاحب کتیبه هفتم اینجاشو هماهنگ میکنیم) میان کتیبه هشتم و پیدا میکنن و باعث ترکونش ما میشن
  • ۱۲:۳۳   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    همون طور که مستحضرید ایده این ایده مال مهرنوشه من بسط و گسترشش دادم هدفم هم این بوده که برای جنگ نهایی دلیل داشته باشیم و این ترسه که باعث اتحاد ما میشه توجیح داشته باشه
    توجیح الانش ترس از ناتارها و افزایش تعداد باسمن ها و خطر قریب الوقوع حمله شون با ناتارهاست( منظورم از حمله باناتارها این نیست که تو یه سپاهن منظورم اینه که تو یه جبهه هستند ولی میتونن جدا جدا حمله کنند مثلا باسمن ها اصلا ندونن که ناتارهام دارن میان )
  • ۱۲:۳۹   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    سلام دوستای گلم من اومدم
  • leftPublish
  • ۱۲:۴۰   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    سوالات بی جواب مونده که نیاز به هم فکری همه داره؟
    1- الان چی میشه که اکسیموس و دزرت لند با هم آشتی میکنن؟
    - نظر من این دو اقلیم با هم آشتی نکنن. دارک اسلو استار بره دنبال کتیبه تو سرزمین دشمن و کتیبه رو هم پیدا کنه ولی نتونه بیارتش و آدرس کتیبه بعدی و خود کتیبه سوم بیوفته دست کشور صاحب کتیبه بعد اینا واسه پیدا کردن کتیبه چهارم که تو کشور همپیمانشونه مشکلی ندارن ولی کتیبه پنجم تو اکسیموسه که میان بدزدنش باز خود کتیبهه و آدرس کتیبه بعدی میوفته دست اکسیموس
    کتیبه ششم و هفتم تو کشور دزرتلند و ریورزلنده ( اینجا رو نمیدونم چون تکراری میشه اگه باز همون لوپ تکرار شه) یه کاریش بکنید
    کتیبه هفتم که پیدا میشه شماها همه صلح میکنید و توجه تون به سیلورپاین جلب میشه که تا الان هی اذیت کرده
    بعد اون گروه مخفی میان و کتیبه هشتم و میابن که تو سیلورپاینه
  • ۱۲:۴۱   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    سلام دوستای گلم من اومدم
    زیباکده

    مهرررررنووووووش کجایییییی

  • ۱۲:۴۳   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    حالا ماجراهای دیگه رو می شه تو این ایده چپوند همه شو هم لو ندید که هیجانش بمونه و با طرف مقابل فقط هماهنگ کنید
  • ۱۲:۵۹   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    بچه ها من دارم می خونم، یکمی سرم شلوغه، بزودی به بحث اضافه می شم.
  • ۱۴:۱۰   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    نفر بعدی که میخوام نظرمو راجع بهش بگم شاید که مفید باشه مهرنوشه
    مهرنوش از نظر من خیلی قوه تخیل و ایده پردازی خوبی داره و داستان سرای خوبیه میتونه مهره ها رو بزاره کنار هم و ذهن آدمو درگیر قصه اش کنه اما نکات انتقادی
    با اینکه به نظراتمون احتراک گذاشت و شخصیت پردازی و توصیف و وارد نوشته اش کرد اما از نظر من هنوز از این نظر ضعف داره قصه اش خیلی جاها شبیه طرحه تا قصه و لازمه بیشتر بهش پرداخته بشه من احساس میکنم علت این کمتر پرداختن نه عدم توانایی بلکه کم حوصلگی و عجولی مهرنوشه من فک میکنم مهرنوش انقدر اهل هیجانه که دوست داره زودتر ببره جلو داستانشو و هیجانو تجربه کنه این خصوصیت اخلاقی ( اگر درست حدس زده باشم) تو زندگی خیلی مفید و حال خوب کنه ولی برای نویسندگی سکون و صبوری بیشتری لازمه
    دومین نقد راجع بهش صحبت شده فقط واسه یادآوری میگم: قربانی کردن منطق داستان به قدرت اکسیموس به خاطر علاقه. که خب کلی راجع بهش حرف زدیم و نظراتمونو گفتیم
    زیباکده

    مرسی نوشان جون نقدت در مورد من خیلی جالب بود.

  • leftPublish
  • ۱۴:۴۱   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    واقعا جاداره از نویسندگان یهو غیب شونده تقدیر و تشکر کنم
    یهو کجا گذاشتید رفتید
    مهرنوش تو چرا؟ تو که همیشه منظم بودی؟ ببین از سه شنبه چهارشنبه هفته گذشته که نقدا تموم شده تا الان منتظریم
    زیباکده

    ببخشید نوشان جون مسافرت بودم 9

  • ۱۴:۴۳   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

    خوب بچه ها من اومدم، اول از همه به بهزاد خان بخاطر نویسنده بهتر سال شدن تبریک می گم.
    خوب من توی مسافرت یه ایده ی خیلی انقلابی به ذهنم رسید ...

    ویرایش شده توسط مهرنوش در تاریخ ۱۶/۲/۱۳۹۷   ۱۵:۰۵
  • ۱۴:۵۱   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    انتظار ندارم که موافق باشید ولی لطفا همه در موردش فکر کنید:
    به نظر من سیزن چهارم و آخر داستان نباید اینقدر شل و متوازن جلو بره
    ایده جدید من:
    در سیزن آخر به نظر من هر 4 اقلیم در یک جنگ طولانی و فرسایشی با باسمن ها و تانارها نابود می شن، همه ی خانواده های شاهی نابود می شن بجز فقط یک بازمانده
    آخرین عضو هر خانواده در آخرین لحظه چیزی رو به کمک یک جادو از جنس نیکی برای تبار خودش باقی می ذاره مثلا یک شمشیر فرو رفته در خاک
    فقط یک بازمانده از یکی از اقلیم ها در آخرین جنگ زنده می مونه و احتمالا قاره رو ترک می کنه به سمت قاره جدیدی که آقا بهزاد یبار حرفشو زد
    یعنی در واقع در سیزن آخر پیروزی در کار نیست و جنگ با نابودی به پایان می رسه(البته باسمن ها و ناتارها هم نابود و زمینگیر شدن)
    برای اینکه متوجه بشیم که آخرین بازمانده از کدوم اقلیم هست قرعه کشی می کنیم، اینطوری این داستان کاملا آرماگدونی می شه و همیشه تو خاطره ها می مونه
  • ۱۴:۵۸   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    مهرنوش جون لطفا در مورد ایده نوشان هم بنویس که موافقی یا نه که در مورد این فصل هست.
    در مورد فصل آخر و نحوه تموم شدن داستان، من به هر داستان جالبی رای میدم بدون در نظر گرفتن اینکه می بریم یا می بازیم.
    برای همین منتظر نظر بقیه می مونم. من با این طرحت مشکلی ندارم.
    لطفا تکلیف فصل سه زودتر مشخص شه چون همین یه ذره انگیزه ای که بعد از اون نقدهای فرسایشی واسم مونده هم داره از بین میره
  • ۱۵:۰۴   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 
    مهرنوش جون لطفا در مورد ایده نوشان هم بنویس که موافقی یا نه که در مورد این فصل هست.
    در مورد فصل آخر و نحوه تموم شدن داستان، من به هر داستان جالبی رای میدم بدون در نظر گرفتن اینکه می بریم یا می بازیم.
    برای همین منتظر نظر بقیه می مونم. من با این طرحت مشکلی ندارم.
    لطفا تکلیف فصل سه زودتر مشخص شه چون همین یه ذره انگیزه ای که بعد از اون نقدهای فرسایشی واسم مونده هم داره از بین میره
    زیباکده

    در مورد اینکه پسر جرجان به نحوی از بخشی از تاریخ مطلع باشه و بخواد سعی کنه جلوی پیدا شدن آخرین کتیبه رو بگیره موافقم، ایده ی خوبیه و یک زیر داستان خوب درست می کنه

    با اون بخش که موضوع کتیبه ها رو به یک جادوگر مرتبط کنیم خیلی موافق نیستم و به نظر من سطح مجیک پایین میاد، به نظرم همینطوری این مجیک ها بخشی از یک فرایند کلی نیک و شر باشن خیلی بهتر و با ابهت تره

  • ۱۵:۱۴   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 
    مهرنوش جون لطفا در مورد ایده نوشان هم بنویس که موافقی یا نه که در مورد این فصل هست.
    در مورد فصل آخر و نحوه تموم شدن داستان، من به هر داستان جالبی رای میدم بدون در نظر گرفتن اینکه می بریم یا می بازیم.
    برای همین منتظر نظر بقیه می مونم. من با این طرحت مشکلی ندارم.
    لطفا تکلیف فصل سه زودتر مشخص شه چون همین یه ذره انگیزه ای که بعد از اون نقدهای فرسایشی واسم مونده هم داره از بین میره
    زیباکده

    فرک جون نظر خودت در مورد ایده جدیدم چی بود؟

  • ۱۵:۳۷   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    در دوران باستان یه جادوگری تو دربار باسمنها خیلی پرنفوذ بوده ایشون زیرابشون خورده میشه توسط یه جادوگر دیگه
    جادوگر زیرآب خورده واسه انتقام اومده کتیبه ها رو ساخته تو قاره ما با این هدف که انسانها قوی شن برن بزنن باسمن ها رو بترکونن از اون ور جادوگر زیرآب زننده واسه مقابله اومده معبد ناتارها رو ساخته
    سری قبل که کتیبه ها رو ملت گذاشته بودن تو معابد و داشتن حالشو میبردن ناتارها اومدن زدن ترکوندنشون و کتیبه ها رو همون جا مخفی کردن و نگهبانی میدن حالا هم اگر هر هشت کتیبه پیدا شه باز همون وضعه
    توی این فصل هفتا کتیبه رو با هم توافق کنید پیدا کنید بعد یهو اسپروس هوخشتره وار وارد میشه و میگه جون مادرتون هشتمی رو بیخیال شید ( البته منطقیش اینه که زودتر بگه و اکسیموس باور نکنه و بعد تا کتیبه هفتم که میبینن نشونه هایی که گفته داره راست در میاد پس ایمان میارن و بیخیال میشن) در این مرحله یه گروه مخفی با یه روش مخفی ( من و صاحب کتیبه هفتم اینجاشو هماهنگ میکنیم) میان کتیبه هشتم و پیدا میکنن و باعث ترکونش ما میشن
    زیباکده

    سلام

    بچه ها خیلی ایده تو ایده شده. اما منم باید ایده م رو بگم نهایت جمع بندی کنیم. به نظر من اینکه باسمن ها خیلی قوی باشن خیلی مهمه. یعنی اینکه ما فقط با ترس ناتارها که اونم به دست خودمون زیادشون کردیم مواجه نباشیم. 

    حالا اگه قراره گذاشتن 8 تا کتیبه باعث زیاد شدنشون بشه عیبی نداره، اما خود باسمن ها هم در طول این فصل خیلی خیلی قوی بشن در حالی که هر 4 اقلیم ما به دلیل جنگ و کودتا ضعیف میشن.

    من حتی میگم میشه وقتی 8 امین کتیبه رو گذاشتیم، یهو بفهمیم که یکی دیگه هم هست و توی معبد باسمن ها که خود به خود اکتیو میشه. یعنی جادوی قدیمی هر چی بوده اینطور عمل میکنه. یعنی که گذاشتن هر 8 کتیبه باعث بشه هم ناتارها بریزن، هم جادوی باسمن(مثلا تاریکی یا ...) اکتیو بشه.

    اما باید در طول فصل چندتا چیز رو مشخص کنیم. اینکه هر کتیبه چندتا جا داره؟ معابد هر کشور که میتونن پذیرای کتیبه باشن چندتا هستن؟ اکسیموس یا هر کس اگه بخواد میتونه هر 8 تا رو توی کشور خودش اکتیو کنه؟

    جواب به این سوالات، ما رو نزدیک میکنه که اصلا رو چه حسابی همه کتیبه ها رو میذاریم سر جاش و سر جاش کجا هست و ...

    اما در مورد اون لوپی که نوشان گفت خیلی موفق نیستم.اینکه دو یا سه بار این اتفاق بیفته جالب نیست. بعدش ما باید اصل رو بذاریم روی باسمن و ناتارها برن توی پاچه مون.

    من فکر میکنم جنگ بین اکسیموس و دزرتلند و ریورزلند بخاطر فرسایش زیاد و ترس طرفین از جادوهای هم یه کمی کند بشه و در آخر حمله باسمن ها به قاره، ما رو به صلح و همکاری نزدیک کنه بهتره. یعنی ما یه خطر خیلی بزرگ به اسم باسمن داریم که با هم همپیمان میشیم که جمعش کنیم. کتیبه ها رو میذاریم سر جاش، وضعمون بهتر میشه اما وضع دشمن چند برابر بهتر میشه.

    حالا از توی حرفهای هم اینکه چطوری قالب کلی داستان رو مشخص کنیم، نیاز به جمع بندی داره.

  • ۱۵:۳۸   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 

    خوب بچه ها من اومدم، اول از همه به بهزاد خان بخاطر نویسنده بهتر سال شدن تبریک می گم.
    خوب من توی مسافرت یه ایده ی خیلی انقلابی به ذهنم رسید ...

    زیباکده

    خیلی ممنونم 17

    امیدوارم زودتر کاپم بیاد. فرک رفته تو کارش 4

  • ۱۶:۰۸   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    انتظار ندارم که موافق باشید ولی لطفا همه در موردش فکر کنید:
    به نظر من سیزن چهارم و آخر داستان نباید اینقدر شل و متوازن جلو بره
    ایده جدید من:
    در سیزن آخر به نظر من هر 4 اقلیم در یک جنگ طولانی و فرسایشی با باسمن ها و تانارها نابود می شن، همه ی خانواده های شاهی نابود می شن بجز فقط یک بازمانده
    آخرین عضو هر خانواده در آخرین لحظه چیزی رو به کمک یک جادو از جنس نیکی برای تبار خودش باقی می ذاره مثلا یک شمشیر فرو رفته در خاک
    فقط یک بازمانده از یکی از اقلیم ها در آخرین جنگ زنده می مونه و احتمالا قاره رو ترک می کنه به سمت قاره جدیدی که آقا بهزاد یبار حرفشو زد
    یعنی در واقع در سیزن آخر پیروزی در کار نیست و جنگ با نابودی به پایان می رسه(البته باسمن ها و ناتارها هم نابود و زمینگیر شدن)
    برای اینکه متوجه بشیم که آخرین بازمانده از کدوم اقلیم هست قرعه کشی می کنیم، اینطوری این داستان کاملا آرماگدونی می شه و همیشه تو خاطره ها می مونه
    زیباکده

    من با کلیات این طرح خیلی موافق هستم. که اوضاع از دست خارج بشه و همه چی رو به نابودی بره. اما فقط یک نقطه ضعف داره. اینکه خودمون از الان بدونیم که دقیقا چی میشه و همه خانواده ها و کشورها نابود میشن باید خیلی حرفه ای باشی که بتونی با انگیزه بنویسی. 

    به نظر من کلیات طرح خیلی خوبه. اینکه هر دو یا سه قاره در آتش جنگ بسوزن و پیروز مشخصی در کار نباشه خوبه. اون مهاجرت به قاره بعدی که من طرحش رو ریخته بودم اما برای یه کار دیگه هم جالبه میشه ایده ت رو با اون تلفیق کرد خوشم اومد اوکیه 17

    پس جمع بندی من با کلیت این طرح خیلی موافقم. ولی در مورد اینکه از الان که فصل 3 شروع نشده بدونیم آخر فصل 4 فقط یک شخصیت زنده وجود داره، خیلی موافقم نیستم. میشه این نابودی با سوپرایزهایی برای خودمونم همراه باشه. یعنی این یه ایده کلیه و با توجه به اتفاقات فصل 3 اینو پخته تر کنیم و آخر فصل 3 چارچوبش رو ببندیم.

  • ۱۷:۱۳   ۱۳۹۷/۲/۱۶
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    سوالات بی جواب مونده که نیاز به هم فکری همه داره؟
    1- الان چی میشه که اکسیموس و دزرت لند با هم آشتی میکنن؟
    - نظر من این دو اقلیم با هم آشتی نکنن. دارک اسلو استار بره دنبال کتیبه تو سرزمین دشمن و کتیبه رو هم پیدا کنه ولی نتونه بیارتش و آدرس کتیبه بعدی و خود کتیبه سوم بیوفته دست کشور صاحب کتیبه بعد اینا واسه پیدا کردن کتیبه چهارم که تو کشور همپیمانشونه مشکلی ندارن ولی کتیبه پنجم تو اکسیموسه که میان بدزدنش باز خود کتیبهه و آدرس کتیبه بعدی میوفته دست اکسیموس
    کتیبه ششم و هفتم تو کشور دزرتلند و ریورزلنده ( اینجا رو نمیدونم چون تکراری میشه اگه باز همون لوپ تکرار شه) یه کاریش بکنید
    کتیبه هفتم که پیدا میشه شماها همه صلح میکنید و توجه تون به سیلورپاین جلب میشه که تا الان هی اذیت کرده
    بعد اون گروه مخفی میان و کتیبه هشتم و میابن که تو سیلورپاینه
    زیباکده

    نوشان جون من یکمی با وارد شدن به طنز در این سناریو مخالفم، اینجوری شبیه اون قسمت پلنگ صورتی می شه که همه دنبال اون تیکه استخون بزرگ بودن و از هم می گرفتن و دایناسورا بودن!(خودم شخصا عاشق او قسمت هستم)

    بچه ها ما نمی خوایم کتیبه یا هر جادوی دیگه ای رو در این داستان خیلی بزرگ کنیم، به نظر من داستان تقریبا با همین منطقی که تاحالا داشته باید ادامه پیدا کنه و جادوها فقط یکمی هیجانش رو بیشتر کنن و بعضی از جاها رو باورپذیرتر کنن. من طرفدار این نیستم که محور داستان کتیبه ها یا هر جادوی دیگه ای باشه

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان