مهرنوش :
انتظار ندارم که موافق باشید ولی لطفا همه در موردش فکر کنید:
به نظر من سیزن چهارم و آخر داستان نباید اینقدر شل و متوازن جلو بره
ایده جدید من:
در سیزن آخر به نظر من هر 4 اقلیم در یک جنگ طولانی و فرسایشی با باسمن ها و تانارها نابود می شن، همه ی خانواده های شاهی نابود می شن بجز فقط یک بازمانده
آخرین عضو هر خانواده در آخرین لحظه چیزی رو به کمک یک جادو از جنس نیکی برای تبار خودش باقی می ذاره مثلا یک شمشیر فرو رفته در خاک
فقط یک بازمانده از یکی از اقلیم ها در آخرین جنگ زنده می مونه و احتمالا قاره رو ترک می کنه به سمت قاره جدیدی که آقا بهزاد یبار حرفشو زد
یعنی در واقع در سیزن آخر پیروزی در کار نیست و جنگ با نابودی به پایان می رسه(البته باسمن ها و ناتارها هم نابود و زمینگیر شدن)
برای اینکه متوجه بشیم که آخرین بازمانده از کدوم اقلیم هست قرعه کشی می کنیم، اینطوری این داستان کاملا آرماگدونی می شه و همیشه تو خاطره ها می مونه


من با کلیات این طرح خیلی موافق هستم. که اوضاع از دست خارج بشه و همه چی رو به نابودی بره. اما فقط یک نقطه ضعف داره. اینکه خودمون از الان بدونیم که دقیقا چی میشه و همه خانواده ها و کشورها نابود میشن باید خیلی حرفه ای باشی که بتونی با انگیزه بنویسی.
به نظر من کلیات طرح خیلی خوبه. اینکه هر دو یا سه قاره در آتش جنگ بسوزن و پیروز مشخصی در کار نباشه خوبه. اون مهاجرت به قاره بعدی که من طرحش رو ریخته بودم اما برای یه کار دیگه هم جالبه میشه ایده ت رو با اون تلفیق کرد خوشم اومد اوکیه 
پس جمع بندی من با کلیت این طرح خیلی موافقم. ولی در مورد اینکه از الان که فصل 3 شروع نشده بدونیم آخر فصل 4 فقط یک شخصیت زنده وجود داره، خیلی موافقم نیستم. میشه این نابودی با سوپرایزهایی برای خودمونم همراه باشه. یعنی این یه ایده کلیه و با توجه به اتفاقات فصل 3 اینو پخته تر کنیم و آخر فصل 3 چارچوبش رو ببندیم.