خانه
762K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۴:۴۰   ۱۳۹۹/۹/۲۲
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    مهرنوش :

    سلام نوشان جون
    افراد اکسیموس:
    پلین، سرجان، لیو ماسارو فرمانده سواره نظام، دینو پروسا فرمانده سابق ارتش مستعمراتی، سر سالوادر فرمانده تمرینات مشترک پیاده نظام متحد و کلارا اوپلن از سیلورپاین در وگامانس هستند.
    لرد لونل بعنوان ارتش دوم دریایی متحد در دریای بارن مستقر شده
    فرمانده ریچارد بارت و ارتش سوم دریایی در دریای آرگون مستقر شده
    راجر پیر بعنوان فرمانده ی کارگاه های کشتی سازی و نیروی ذخیره دریایی در بندر مونتارین
    لرد گابریل فرماندار پالویرا و باقیمانده ارتش های قاره ی شرقی در پالویرا
    لرد بایلان آخرین بازمانده دربار شاه هزار آفتاب در کارتاگنا
    جیمز بنت در ماجرای سقوط دیمانیا گم شده و خبری از کشته شدن، اسیر شدن یا فرارش در دست نیست.
    جافری کابایان در کنار ملکه شاردل کشته شد.
    خوان فران فرمانده ارتش آرگون در وگامانس
    شاه آرگون در اکسیموس کمپ(پایتخت)
    امیدوارم این خلاصه بهت کمک کنه
    راستی الان که دیگه امکان ویرایش ندارم ولی اگر نقدی برای دو قسمت آخرم داری بنویس که حواسم بهشون باشه
    مرسی.

    مرسی مهرنوش جون

  • ۱۵:۱۷   ۱۳۹۹/۹/۲۲
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    نوشان :سلام سلام من اومدم
    من به شدت در حال کسب اطلاعات برای داستانم اصلا فک نکنید بیکار نشستم الانم من سوال دارم. خانم اجازه؟
    1) چجوری شینتا تونتست هر دو تا ارتش رو غافلگیر کنه؟ یعنی کجا بود؟ چجوری کسی ندیدش؟
    2) من یه مقایسه ای کردم. ما ارتشی که فرستادیم برای غافلگیر کردن شینتا. این ارتش رو به دو دلیل کوچیک کردیم اول بخاطر اصل غافلگیری دوم بخاطر قضیه تدارکات. حالا من به نظرممیاد به همین دو دلیل این حضور باسمن ها در کولینز غیرمنطقیه. البته من خیلی خوشم اومد که کله گنده هاشون اونجا بودن ولی میخوام بگم آیا همه ارتش را برای کشتن فرد مهمی حرکت دادن کار صحیحی ست؟ چگونه میشود؟ اگر میشود آیا ما هم میتوانستیم برای کشتن شینتا ارتش بزرگتری بفرستیم؟

    سلام نوشان جون

    ما تقریبا همه جا از توان استتار و پنهانکاری باسمن ها سورپرایز شدیم و اینو از توان نیروهای ژاپنی در عصر سامورایی ها و نینجا ها عاریه گرفتیم، مثلا شاردل و بنت هم از اینکه گزارشاتی از یک نیروی حدودا سی هزار نفره دریافت کرده بودند و بعدا با 200 هزار نفر روبرو شدند سورپرایز شدند، یا بعدا که دیدبانهای ارتش غربی همه قبل از دادن گزارش رسیدن ارتش باسمن کشته شده بودند.

    اینجا هم نیروهای ما اولین اشتباهشون این بود که سواره نظام و متمرکز بودند و دومین اشتباهشون این بود که نزدیکی های لیتور منتظر دیدن شینتا بودند درحالی که شینتا از بدو ورود به سیورپاین متوجه حضور اونها شده بود و در تمام این مسیر تعقیبشون کرده بود و مواظب بود که حضورش رو از اونها پنهان نگه داره

    همه ی این پازل ها داره به ما چیزهایی از باسمن ها یاد می ده

    اینکه تمام ارتش جنوبی باسمن ها به کولینز رفته باشن شاید منطقی نباشه و برای همین من هم هیچ جا این این موضوع و حتی تعدادشون اشاره نکردم، فقط جایی گفتم که جافری تعداد خیلی زیادی چادر دید که در دشت برپا شده بود

    ما می دونیم که ارتش جنوبی با تمام نفراتش در دیمانیا بوده ولی بعدا به چه نحوی حرکت کردند رو نمی دونیم و می تونیم به اشکال مختلف بعدا بهش اشاره کنیم.

    ما از این جهت نمی تونستیم یک ارتش کاملا بزرگ رو به سیلور پاین بفرستیم چون می دونیم که ارتش خیلی بزرگی از باسمن ها که تعدادشون هنوز کاملا برای ما روشن نیست بین بارادلند و وگامانس مستقر هستند و برای همین ارتش اصلی رو متمرکز نگهداشتیم که اونها حمله نکنند.

    چیزی که می خواستم بهش اشاره کنم ولی به دلایلی نکردم این بود که دایسوکه و ناکامورا انگیزه اصلیشون از تعقیب شاردل پیدا کردن جادوگر بود نه کشتن شاردل و می خواستند از این طریق به راز این نیرو پی ببرن

    تصمیم داشتم که بنویسم فرانسیس قبل از اینکه به کمک جافری و شاردل بیاد خودش جادوگر رو می کشه که زنده به دست اونها نیوفته ولی اگر می نوشتم هیجان اینکه شاردل و جافری هر دو عملا از ناکامورا شکست خورده بودند و موفق به کشتنش نشده بودند که یهو فرانسیس خودشو رسوند خراب می شد و برای همین از نوشتنش صرف نظر کردم ولی این توی ذهنم مستتره که جادوگر زنده دست باسمن ها نیوفتاده.

  • ۱۱:۴۲   ۱۳۹۹/۹/۲۳
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    نوشان :
    مهرنوش :
    نوشان :سلام سلام من اومدم
    من به شدت در حال کسب اطلاعات برای داستانم اصلا فک نکنید بیکار نشستم الانم من سوال دارم. خانم اجازه؟
    1) چجوری شینتا تونتست هر دو تا ارتش رو غافلگیر کنه؟ یعنی کجا بود؟ چجوری کسی ندیدش؟
    2) من یه مقایسه ای کردم. ما ارتشی که فرستادیم برای غافلگیر کردن شینتا. این ارتش رو به دو دلیل کوچیک کردیم اول بخاطر اصل غافلگیری دوم بخاطر قضیه تدارکات. حالا من به نظرممیاد به همین دو دلیل این حضور باسمن ها در کولینز غیرمنطقیه. البته من خیلی خوشم اومد که کله گنده هاشون اونجا بودن ولی میخوام بگم آیا همه ارتش را برای کشتن فرد مهمی حرکت دادن کار صحیحی ست؟ چگونه میشود؟ اگر میشود آیا ما هم میتوانستیم برای کشتن شینتا ارتش بزرگتری بفرستیم؟

    سلام نوشان جون

    ما تقریبا همه جا از توان استتار و پنهانکاری باسمن ها سورپرایز شدیم و اینو از توان نیروهای ژاپنی در عصر سامورایی ها و نینجا ها عاریه گرفتیم، مثلا شاردل و بنت هم از اینکه گزارشاتی از یک نیروی حدودا سی هزار نفره دریافت کرده بودند و بعدا با 200 هزار نفر روبرو شدند سورپرایز شدند، یا بعدا که دیدبانهای ارتش غربی همه قبل از دادن گزارش رسیدن ارتش باسمن کشته شده بودند.

    اینجا هم نیروهای ما اولین اشتباهشون این بود که سواره نظام و متمرکز بودند و دومین اشتباهشون این بود که نزدیکی های لیتور منتظر دیدن شینتا بودند درحالی که شینتا از بدو ورود به سیورپاین متوجه حضور اونها شده بود و در تمام این مسیر تعقیبشون کرده بود و مواظب بود که حضورش رو از اونها پنهان نگه داره

    همه ی این پازل ها داره به ما چیزهایی از باسمن ها یاد می ده

    اینکه تمام ارتش جنوبی باسمن ها به کولینز رفته باشن شاید منطقی نباشه و برای همین من هم هیچ جا این این موضوع و حتی تعدادشون اشاره نکردم، فقط جایی گفتم که جافری تعداد خیلی زیادی چادر دید که در دشت برپا شده بود

    ما می دونیم که ارتش جنوبی با تمام نفراتش در دیمانیا بوده ولی بعدا به چه نحوی حرکت کردند رو نمی دونیم و می تونیم به اشکال مختلف بعدا بهش اشاره کنیم.

    ما از این جهت نمی تونستیم یک ارتش کاملا بزرگ رو به سیلور پاین بفرستیم چون می دونیم که ارتش خیلی بزرگی از باسمن ها که تعدادشون هنوز کاملا برای ما روشن نیست بین بارادلند و وگامانس مستقر هستند و برای همین ارتش اصلی رو متمرکز نگهداشتیم که اونها حمله نکنند.

    چیزی که می خواستم بهش اشاره کنم ولی به دلایلی نکردم این بود که دایسوکه و ناکامورا انگیزه اصلیشون از تعقیب شاردل پیدا کردن جادوگر بود نه کشتن شاردل و می خواستند از این طریق به راز این نیرو پی ببرن

    تصمیم داشتم که بنویسم فرانسیس قبل از اینکه به کمک جافری و شاردل بیاد خودش جادوگر رو می کشه که زنده به دست اونها نیوفته ولی اگر می نوشتم هیجان اینکه شاردل و جافری هر دو عملا از ناکامورا شکست خورده بودند و موفق به کشتنش نشده بودند که یهو فرانسیس خودشو رسوند خراب می شد و برای همین از نوشتنش صرف نظر کردم ولی این توی ذهنم مستتره که جادوگر زنده دست باسمن ها نیوفتاده.

    مهرنوش جون اینایی که نوشتی خیلی اتفاقات مهم و مستتریه به نظرم بهتره بهش اشاره بشه تو داستان،  نه تنها من بلکه هیچ خواننده آگاهی ام نمیتونه همه اینا رو بفهمه مگه اینکه براش سرنخ هایی جدی تری تو داستان باشه،  من ازت خواهش میکنم یا روشن تر بنویس یا سرنخ های تابلوتری بذار تو داستان، این طوری جذابیت داستان میره بالاتر

    سلام نوشان جون

    آره راست می گی، 4 قسمت قبلی رو در حالی نوشتم که خیلی خیلی سرم بخاطر مسایل کاری و شخصی شلوغ بود و حسابی تو تاخیر بودم و در عین حال خیلی هم مطالبی که باید بهش می پرداختم زیاد بود و اگر می خواستم به همه برسم قسمت هام خیلی طولانی می شد و یا اینکه مجبور بودم قسمت های جدیدی بنویسم برای همین نشد که به همه ی جزییات بپردازم.

    اگر صلاح می دونی به اینها هم در داستان خودت اشاره کن.

    من قبل از اینکه بنویسم فضای کلی داستان رو توی ذهنم تصور می کنم و تمام جزییاتش رو می بینم ولی بعدا به بعضی از دلایل نمی تونم به همش بپردازم.

  • ۱۲:۱۸   ۱۳۹۹/۹/۲۴
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    من نوشتم راجع بهشون امیدوارم خوب از آب در بیاد
  • ۱۴:۳۴   ۱۳۹۹/۹/۲۴
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    نوشان به نظر میاد داستانت خیلی جهات مختلفی رو توی خودش دیده باشه
  • leftPublish
  • ۱۹:۳۱   ۱۳۹۹/۹/۲۴
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    بهزاد لابی :نوشان به نظر میاد داستانت خیلی جهات مختلفی رو توی خودش دیده باشه

    آره دارم تلاش خودمو میکنم که از محدودیت های خودم عبور کنم، یه قسمت نوشتم که فقط چیزهایی که مهرنوش گفته بودو پوشش بدم، یه قسمت الان دادم مینویسم که در مورد موناگ و مردان بی سرزمینه، و یه قسمت هم در مورد اسپروس مینویسم احتمالا تا آخر هفته هر سه قسمت رو منتشر میکنم تو هم کم کم شروع کن که طرح داستانتو بریزی، 31

  • ۰۹:۰۳   ۱۳۹۹/۹/۲۵
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    نوشان :
    بهزاد لابی :نوشان به نظر میاد داستانت خیلی جهات مختلفی رو توی خودش دیده باشه

    آره دارم تلاش خودمو میکنم که از محدودیت های خودم عبور کنم، یه قسمت نوشتم که فقط چیزهایی که مهرنوش گفته بودو پوشش بدم، یه قسمت الان دادم مینویسم که در مورد موناگ و مردان بی سرزمینه، و یه قسمت هم در مورد اسپروس مینویسم احتمالا تا آخر هفته هر سه قسمت رو منتشر میکنم تو هم کم کم شروع کن که طرح داستانتو بریزی، 31

    یا بروسلی 18

    نه من قول میدم تا عید بنویسم 4

  • ۱۰:۴۳   ۱۳۹۹/۹/۲۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    بهزاد لابی :
    نوشان :
    بهزاد لابی :نوشان به نظر میاد داستانت خیلی جهات مختلفی رو توی خودش دیده باشه

    آره دارم تلاش خودمو میکنم که از محدودیت های خودم عبور کنم، یه قسمت نوشتم که فقط چیزهایی که مهرنوش گفته بودو پوشش بدم، یه قسمت الان دادم مینویسم که در مورد موناگ و مردان بی سرزمینه، و یه قسمت هم در مورد اسپروس مینویسم احتمالا تا آخر هفته هر سه قسمت رو منتشر میکنم تو هم کم کم شروع کن که طرح داستانتو بریزی، 31

    یا بروسلی 18

    نه من قول میدم تا عید بنویسم 4

    بهزااااااااااااااد 74

    البته من رفتم تو تاخیر یه تیکه به کمک فرک احتیاج دارم چون نامه شاردل به لابر و گفتم فرک بنویسه یه تیکه از مهرنوش سوال پرسیدم منتظر جوابم.

  • ۱۰:۴۶   ۱۳۹۹/۹/۲۶
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    نوشان :

    بهزااااااااااااااد 74

    البته من رفتم تو تاخیر یه تیکه به کمک فرک احتیاج دارم چون نامه شاردل به لابر و گفتم فرک بنویسه یه تیکه از مهرنوش سوال پرسیدم منتظر جوابم.

    خدا کنه تا یه ماه جوابت رو ندن حالت جا بیاد 15

    من میام مینویسم که رومل به آسمان خیره شد ... 4 نفر بعد.

    الان اصلا نمیدونم چی میخوام بنویسم از کجا میخوام بگم 25

  • ۱۱:۳۵   ۱۳۹۹/۹/۲۶
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    بهزاد لابی :
    نوشان :

    بهزااااااااااااااد 74

    البته من رفتم تو تاخیر یه تیکه به کمک فرک احتیاج دارم چون نامه شاردل به لابر و گفتم فرک بنویسه یه تیکه از مهرنوش سوال پرسیدم منتظر جوابم.

    خدا کنه تا یه ماه جوابت رو ندن حالت جا بیاد 15

    من میام مینویسم که رومل به آسمان خیره شد ... 4 نفر بعد.

    الان اصلا نمیدونم چی میخوام بنویسم از کجا میخوام بگم 25

    فکر کردی

    24 ساعت به هر کدوم فرصت میدم. بعدش خودم مینویسم الان من انقدر غرق داستان شدم که صبح و شب دارم بهش فکر میکنم شده شب یه چیزی نوشتم خوابیدم صبح پاشدم پاکش کردم عوض کردم بعد رفتم دنبال زندگیم. قشششنگ از کار و زندگیم افتادم.

    من برات داستان جور کردم نگران نباش یه آمپاسی برات میچینم که رومل خیره به آسمون بمونه 27

  • leftPublish
  • ۱۵:۴۱   ۱۳۹۹/۹/۲۶
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    نوشان :

    فکر کردی

    24 ساعت به هر کدوم فرصت میدم. بعدش خودم مینویسم الان من انقدر غرق داستان شدم که صبح و شب دارم بهش فکر میکنم شده شب یه چیزی نوشتم خوابیدم صبح پاشدم پاکش کردم عوض کردم بعد رفتم دنبال زندگیم. قشششنگ از کار و زندگیم افتادم.

    من برات داستان جور کردم نگران نباش یه آمپاسی برات میچینم که رومل خیره به آسمون بمونه 27

    ایول دمت گرم 17 خسته نباشی. ایشالله که اخراج هم نشی 4

    پس من رفتم توی افق محو بشم ...

  • ۱۲:۲۶   ۱۳۹۹/۹/۳۰
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    بچه ها من سه قسمت پر و پیمون نوشتم . با کمک فرک و مهرنوش. حالا یه کم باید ادیتش کنم تا منتشرش کنم
    تو سه روز متوالی منتشر میکنم امیدوارم بزودی ادیتش تموم بشه
  • ۱۳:۰۱   ۱۳۹۹/۹/۳۰
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    نوشان :بچه ها من سه قسمت پر و پیمون نوشتم . با کمک فرک و مهرنوش. حالا یه کم باید ادیتش کنم تا منتشرش کنم
    تو سه روز متوالی منتشر میکنم امیدوارم بزودی ادیتش تموم بشه

    سلام نوشان جون، خسته نباشی 18

    من بهت پیشنهاد می کنم که هر 3 یا 4 روز یک قسمت رو منتشر کن که فرصت کافی برای اینکه همه چیز جا بیوفته و یکم در موردش صحبت کنیم باشه، من معمولا هر قسمت رو 2 بار در 2 روز می خونم که جزییاتش یادم بمونه

  • ۱۴:۳۰   ۱۳۹۹/۹/۳۰
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    مهرنوش :
    نوشان :بچه ها من سه قسمت پر و پیمون نوشتم . با کمک فرک و مهرنوش. حالا یه کم باید ادیتش کنم تا منتشرش کنم
    تو سه روز متوالی منتشر میکنم امیدوارم بزودی ادیتش تموم بشه

    سلام نوشان جون، خسته نباشی 18

    من بهت پیشنهاد می کنم که هر 3 یا 4 روز یک قسمت رو منتشر کن که فرصت کافی برای اینکه همه چیز جا بیوفته و یکم در موردش صحبت کنیم باشه، من معمولا هر قسمت رو 2 بار در 2 روز می خونم که جزییاتش یادم بمونه

    باشه فکر خوبیه من که مشکلی ندارم،  قسمت اول رو امشب منتشر کنم که شما فردا بتونید بخونید و نظرتونو بگین

  • ۱۵:۵۷   ۱۳۹۹/۹/۳۰
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    سلام نوشان. ایول منتظریم
    یلدای همگی هم مبارک
  • ۰۸:۴۱   ۱۳۹۹/۱۰/۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    بچه ها من دیشب خواب نما شدم که یکی از چیزهایی که نوشتم به شخصیت فاعلش نمیخوره باید اصلاحش کنم قبل از اینکه از سمت خالقش مورد ضرب و شتم قرار بگیرم
  • ۱۲:۱۱   ۱۳۹۹/۱۰/۱
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    نوشان :بچه ها من دیشب خواب نما شدم که یکی از چیزهایی که نوشتم به شخصیت فاعلش نمیخوره باید اصلاحش کنم قبل از اینکه از سمت خالقش مورد ضرب و شتم قرار بگیرم

    15

    من دارم میرم جلسه ویدیویی و بعدش میام ببینم چی به چی شد؟

    نوشان جون من هر وقت به این موضوع برخورد می کردم که تازگی ها هم خیلی بیشتر شده چون از طرف شخصیت های بقیه ی اقلیم ها هم داشتم می نوشتم سعی می کردم اوایل معرفی اون شخصیت رو بیاد بیارم و خودم بذارم جای اون ببینم چیکار می کرده

  • ۱۲:۲۲   ۱۳۹۹/۱۰/۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    اتفاقا اشتباه منم همین بود فصل اول پلین رو مجسم کرده بودم ولی پلین راه طولانی ای رفته و دیگه یه دختربچه نیست اما عکس العملی که براش نوشته بودم کمی کودکانه بود
    امیدوارم اینی که نوشتم بهتر باشه
    نظرتو بهم بگو
  • ۱۲:۲۲   ۱۳۹۹/۱۰/۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    بهزاد دیگه آرتور شاگستا و سیستم اطلاعاتی با خودت. ببینم چی کار میکنیا
  • ۱۲:۲۲   ۱۳۹۹/۱۰/۱
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    هرجاش به نظرتون درست و منطقی نیست بگین اصلاح کنم
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان