خانه
753K

کافه نویسندگان

  • ۱۰:۵۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    سلام به همه دوستان عزیزم

    برای اینکه خط داستان گم نشه بهتره که یه جایی داشته باشیم تا در مورد داستان گاهی به بحث و گفتگو بنشینیم و چه جایی بهتر از کافه نویسندگان. قبلا این اتفاق در کافه گفتگو می افتاد که به دلیل حجم بالای مباحث، بحث تخصصی داستان نویسی در لابه لای بقیه صحبت ها گم می شد. 

    خب در ابتدا من چند پیشنهاد دارم که اگه  دوستان موافق بودند بعد از تصویب اجرایی بشه.

    پیشنهاد اول: برای تصویب هر پیشنهادی باید حداقل نیمی از دوستان با آن موافق باشند.

    دوم: موضوع داستان نیز از این امر مستثنی نیست و برای موضوع داستان هم باید رای موافق نیمی از دوستان کسب گردد.

    سوم: هر داستان روز شنبه شروع و در روز چهارشنبه خاتمه یابد.  اضافه نمودن تعداد روزها یا کاستن آن با رای نیمی از دوستان امکان پذیر است.

    چهارم: در هر داستان نفراتی که در آن داستان خاص مشارکت مستمر داشته اند حق دارند در پایان بندی داستان هم شریک شوند. (کسی که کمتر از 4 پست در داستان داشته نمی تواند در پایان بندی مشارکت کند.) 

    پنجم: هر داستان با 4 پست به پایان می رسد یعنی وقتی داستان رو به پایان می رود، با یک پست انتهای داستان بسته نشود و امکان اضافه کردن مطلب برا ی بقیه دوستان که در نوشتن داستان مشارکت مستمر داشته اند امکان پذیر باشد. 

    حالا این آخری رو برای چی گفتم: مثلا ممکنه برای شما اصلا مهم نباشه چرا مهران رفت توی اون جریانو چی شد ولی یکی از دوستان  بخواد داستان رو از دید سوم شخص تعریف کنه(بهزاد) و بگه چرا اینطوری شد یا خیلی از بچه ها که فقط خواننده هستن منتظرن دلیل رو هم بخونن. یا مثلا توی این داستان آخر کسی بخواد تکلیف قسمت عاشقانه سامی و الکس رو روشن کنه.(خودم، شایلان، نوشان) پس انتهای داستان هم مشارکتی بسته شه.

    ششم: اگر نشانه یا سرنخی در داستان ایجاد شد توسط شخص ایجاد کننده یا هر کدام از دوستان تکلیف اون قضیه هم روشن شه اینجوری نشه ته داستان یه سری چنگال کنار یه قبر بمونه یا مثلا اینکه چرا دهکده در نقشه نیست بی جواب باشه.) اینجوری داستان استخوان دار تر میشه.

    در ابتدا هیئت نویسندگان اینجا نام نویسی کنن. ( کسانی که می خوان در داستان نویسی شرکت کنن.)

    در صورت نام نویسی و شرکت نکردن در سه داستان پیاپی شخص از هیئت به طور خودکار حذف میشه و مجددا باید نام نویسی کنه.

    لطفا اول نام نویسی کنید بعد  این شش پیشنهاد من رو به رای بگذارید. در صورتی که پیشنهادی دارید بنویسید تا در صورت تصویب اجرایی بشه.

    متشکرم از همتون.

    ویرایش شده توسط فرک (Ferak) در تاریخ ۲۳/۱۰/۱۳۹۴   ۱۱:۰۵
  • leftPublish
  • ۱۱:۴۰   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    نوشان : 
    بچه ها یه کم در مورد ایرادات نثر من بگید ببینم چیه؟
    زیباکده

    سلام دوباره به نوشان جون

    الان 2 بار دیگه قسمت هایی که نوشته بودی رو خوندم، البته مشکلاتی مثل غلط های املایی و یا جا افتادن حروف اضافه مثل را و اینجور چیزها بود ولی خیلی روون تر و بهتر از اونی نوشته بودی که بار اول احساس کرده بودم، آفرین 18

    الان دیگه نمی تونم امتیازی که دادم رو اصلاح کنم ولی به نثر صفحه ی اولت 8 می دم و اختلاف امتیاز رو در صفحه ی 2 جبران می کنم.

    زیباکده

    393939

  • ۱۱:۴۳   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده

    نوشان جون اگر می شد جوری نتظیم کنی که کل صفحه میوفتاد تو و دیده می شد خیلی عالی بود.
    زیباکده

    دیشب نتونستم راستش من برای جبران این دو روز که نبودم دیشب که رفتم خونه هیچ کاری نکردم و تا 12 شب نشستم سر این پروژه وقتی نوبت به وارد کردن تو سایت شد مخم سوت میکشید فقط ستون تعداد پستها نیوفتاده که اونم تو جمعش حساب کردم

    بعد یه جوری خل شده بودم که هرچی جمع میزدم یه عدد متفاوتی درمیومد 7777

    از سری بعد چشم 93

  • ۱۱:۵۲   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    نوشان : 
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    نوشان : 

    من بابت نبودنم باید عذرخواهی کنم و یه نقد بی موقع دارم که شاید یه روزی به درد بخوره اونم راجع به این سیستم نمره دهی ایه
    حیلی از این آیتم ها در کل معنی داره نه در جز یعنی ما آخر داستان باید بگیم یکی ایده رها کرده داره یا نه و یا وفادار بوده به شخصیتهاش یا نه و یا ایده هاش گرفته یا نه. با یه صفحه نمیشه عملا من اگه بابت موضوع رها شده نمره دادم با توچه به کل داستان دادم وگرنه یکی تو سه قسمت که نمیاد ایده شو رها کنه بنابراین به این بخشش ایراد وارده به نظرم میتونستیم یه سری از نمره ها رو ته داستان بدیم
    دوم) امیدوارم برای نمره دهی به صفحات کافه هم مراجعه کرده باشین چون به درخواست خودتون یه سری از شخصیت پردازیا و توضیحاتو از متن داستان در آوردیم که داستان طولانی نشه
    چمع بندی نمره ها:
    بهزاد:92
    فرک:91
    مهرنوش:76

    زیباکده

    سلام نوشان جون، منظور من از این فاکتور ها این بود که ما در هر صفحه با توجه به اطلاعاتمون در مورد کل داستان امتیاز بدیم نه فقط همون صفحه، مثلا من می دونم تا آخر چی شده و حالا می بینم یک نفر اشاره ای کرده ک مثلا در 3 صفحه ی بعد بهش پرداخته شده ، اونوقت بهش امتیاز می دم، این برای اینه مه هر کدوم از ما متوجه بشیم که اون 3 نفر دیگه از چه زاویه ای به کل داستان و نوشته های هر شخص نگاه کردن و باعث تجربه اندوزی و رشد کیفی نوشته های ما در سیزن بعدی بشه.

    زیباکده

    آهااااا

    خب منم همین کارو کردم دیشب 37 

    زیباکده

    اگر علاقمند هستی که به تمام جزییات نوشتت پرداخته بشه به نظر من این جمله هم خارج از منطق داستان خودت بود!:

    اسپارک گفت: با توجه به چیزهایی که گفتم به نظرم باید فعلا استخراج و متوقف کنیم اگه ریورزلند به دزرت لند حمله کنه ما این وسط میتونیم تجارتمونو گسترش بدیم 

    طبیعتا اگر می خواید با دزرتلند تجارت رو گسترش بدید باید سطح استخراج رو بالا ببرید! چرا متوقف کنید؟ اگر متوقف کنید که یکی از اجناس قابل تجارت رو از دست دادید!

  • ۱۱:۵۶   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    زیباکده
    نوشان : 
    بچه ها یه کم در مورد ایرادات نثر من بگید ببینم چیه؟
    زیباکده

    ببین من فعلا فقط صفحه اول رو خوندم. امروز تصمیم دارم حتما صفحه دوم رو بخونم. الان دو قسمت میخونم، بعد کار دارم هی بین کارام تک تک میخونم تا عصر بشه هر ده قسمت و عصرم دوباره میخونم و نمره میدم. پس فعلا فقط در مورد صفحه اولت صحبت میکنم.

    - مثلا جایی که اسپارک رو معرفی کردی جای درستی از نظر نوشتاری نبود. : 

     سلسله مونته گرو از ابتدا سیاست را بر آن قرار داده بود که استخراج از معادن آرام و بی سرو صدا باشد تا مردم و دشمنان را به طمع ننیدازد. اسپارک  نزدیکترین مشاور اسپروس بود ...

    داشتیم در مورد سلسله حرف میزدیم که یهو گفتیم اسپارک همچین آدمی بود بعد گذاشتیمش کنار و اسپروس رو داشتیم تا لباس پوشید و بعد اسپارک رو صدا زد. درستش این بود که وقتی اسپروس صداش میزد، نوشتن در موردش رو شروع میکردی. اونجا اصلا ما کاری به اسپارک نداشتیم که معرفی بشه.

    - چند خط بعد وقتی دیالوگ ها شروع میشه، اسپارک یه پیشنهاد به اسپروس میده و اسپروس میگه مگه حمله شروع شده؟ اسپارک میگه نه، ولی من یه فکر بهتری دارم ...

    یعنی خودش یه فکر بهتری از پیشنهادش رو کرد که به نظر میاد درست نیست. اینو آدم وقتی میگه که یکی دیگه پیشنهاد اول رو داده باشه. و در نهایت فکر جدیدش هم همون قبلی بود یعنی گسترش تجارت با دزرتلند.

    یکی دو تا مورد این شکلی و دستوری دیگه هم هست که الان فرصت نمیکنم پیداش کنم. در نظر داشته باش که اینا مسایل جزیی هستن و مته به خشاش اگه داریم میذاریم برای اینکه مشکلاتمون رو بفهمیم و پیشرفت هم داشته باشیم علاوه بر سرگرمی. یعنی من که اگه کسی به جزییات ایراداتم رو بگه(مثل همین که نمیفهمیدی چی تو سرشونه) خیلی استقبال میکنم 17

    زیباکده

    بهزاااد خیلی خوشحالم که اینها رو بهم یاد دادی چون خیلی نکات مهم و خوبی بود

    از همه دوستان میخوام اینجور نکات و حتما بگیم به هم چون در مسیر  حرفه ای شدن یه گام به جلو به حساب میاد93

  • ۱۲:۰۶   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    زیباکده

    اگر علاقمند هستی که به تمام جزییات نوشتت پرداخته بشه به نظر من این جمله هم خارج از منطق داستان خودت بود!:

    اسپارک گفت: با توجه به چیزهایی که گفتم به نظرم باید فعلا استخراج و متوقف کنیم اگه ریورزلند به دزرت لند حمله کنه ما این وسط میتونیم تجارتمونو گسترش بدیم 

    طبیعتا اگر می خواید با دزرتلند تجارت رو گسترش بدید باید سطح استخراج رو بالا ببرید! چرا متوقف کنید؟ اگر متوقف کنید که یکی از اجناس قابل تجارت رو از دست دادید!

    زیباکده

    79راستش من اصلا از این مسایل سر در نمیارم اینا رو هول هول نوشته بودم واسه همونه

    منظورم این بوده که جنگ کشیده بشه به سیلورپاین نریزن معادن مارو خالی کنن ولی اشتباهه درسته

  • leftPublish
  • ۱۲:۰۷   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    احتمالا واسه همینم سر از کار بهزاد درنمیاوردم حالا یه چنتا جمله گنگ و درمیارم امروز میگم
  • ۱۲:۲۷   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    بچه ها برای سیزن بعد می خوام یه چیزی بگم، ما نیاز داریم که کشور ها رو بشناسیم، مثلا وزارت خارجه ی ما از همسایگانش مثل افغانستان و پاکستان و ترکیه و عراق و عربستان و غیره یه ذهنیتی داره که بعضی وقتها با تغییر حکومت هاشون عوض می شه و اونها هم متقابلا همینطور
    در اون بازی که من قبلا می کردم 3 جور فاز کلی وجود داشت یعنی در واقع 3 جور کشور
    اولی رومن ها بودن که همه چیزشون متوازن بود و هم در دفاع قوی بودن( در حالی که قویترین نبودن) و هم در حمله قوی بودن( در حالی که کند و پر خرج بودن برای ساختن سپاه) و دارای قوی ترین پیاده نظام سنگین اسلحه و قویترین سواره نظام سنگین اسلحه بودن ولی در حالی که پیاده نظامشون تقریبا عالی بود، سواره نظام سنگین اسلحه اینقدر کند بود تربیت کردنش و گرون بود که در مقابل سایر اقوام خیلی موثر نبود! در ضمن خیلی منظم و با دیسیپلین و بروکراتیک بودن، من احساس می کنم که اکسیموس ها باید اینجوری باشن تقریبا از نظر تصویر ذهنی
    دزرتلند به نظرم شبیه قوم تیوتن هاست یعنی سریع و غارتگر و شدیدا خشن و قدرتمند در حمله ولی ضعیف در دفاع و همینطور قدرت کمتر در محاصره
    چون دزرتلندی ها سحرا نشین هستند و خودشون رو خشن معرفی کردند به نظرم شبیه تیوتن ها هستند یعنی سبک و سریع با پیاده نظام سریع و ارزان و نسبتا قوی و سواره نظام خیلی خیلی کارآمد سنگین اسلحه و شدیدا غارتگر و متبحر در حمله و فرار ولی دارای امکانات کم برای پیروزی در مخاصره مثلا منجنیق ضعیف تر و دژکوب ضعیف تر
    یک قوم دیگه هم داشتیم که شدیدا قدرتمند در دفاع بود بنام گول ها که پیاده نظام و سواره نظام دفاعیش عالی بود ولی در حمله واقعا ضعیف و کند بودن و در این داستان ما تا اینجا کسی شبیه به اونا نیست.
    سیلور پاین به صورت واضح خودش رو بی علاقه به نظامی گری معرفی کرده و به تجارت علاقه داره و طبیعتا در همچین وضعیتی باید یک فکر برای جلوگیری از تهاجم بقیه بکنه مثلا یک پیمان نظامی قوی که منافعی به یکی از اقلیم ها برسونه و به همین ترتیب انتظار داشته باشه که اون اقلیم ازش در شرایط جنگی حمایت کنه که نوشان تا بحال تحرک واضحی در این زمینه نکرده و در سیزن بعدی اینکار به نظر من لازم هست، اینکه در توافق نامه ی 4 اقلیم گفتیم کسی به سیلور پاین حمله نمی کنه ضمانت اجرایی لازم داره که نوشان باشد در سیزن چدید بهش بپردازه
    ریورزلند بعضی وقتها شبیه اکسموس ها عمل می کنه و بعضی وقتها شبیه دزرتلندی ها یعنی من هنوز نتونستم بگم یک تصویر ذهنی ازشون دارم و می تونم پیشبینیشون کنم! پس نیاز هست که فرک اول یک خصوصیت کلی برای سرزمین و امپراتوریش ترسیم کنه.

    در کل همه باید بدونیم که منابع عیچ اقلیمی بی پایان نیست و هر کس بنا به سلیقه ی خودش باید روی چیزهای بخصوصی تمرکز کنه و طبیعتا در چیزهای دیگه ای عقب بیوفته، پیشنهاد من اینه که در سیزن بعدی منابع و نحوه ی صرف کردن اونها رو با وضوح بیشتری بنویسیم مثلا نمی شه که یک اقلیم 500 تا کشتی بسازه و ارتشش رو 2 برابر کنه و اقتصادش هم رونق داشته باشه و لشکر کشی هم بکنه و بازسازی هم بکنه و مردمش هم در رفاه باشن! این می شه یک رویه غیر منطقی که باید امتیاز قابل ملاحظه ای ازش کسر بشه
    همه باید اولویت هایی انتخاب بکنن و بعضی از چیزها رو با بحران روبرو باشن.
    لطفا شما هم نظر بدید.
  • ۱۲:۴۰   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست

    نام رای دهندهنوشان               شماره صفحه مورد قضاوتصفحه شماره 2

    نویسنده

    جذابیت داستان

     

    باور پذیر و منطقی بودن داستان

    نثر خوب

    تاثیر گذاری ایده های مطرح شده

    ایجاد ارتباط منطقی با نوشته های سایرین

    کمترینموضوعاتی در آینده به آنها مراجعه نشد

    شخصیت پردازی

    کمترین تناقصات

    با مسیر

    اصلی داستان

    استفاده باورپذیر از مجیک در داستان

    وفاداری به شخصیت کاراکترها در مسیر داستان

    تولید اتفاقات و نقاط اوج جدید

    تعداد پست ها در این صفحه

    نوشان

    بهزاد

    6

    8

    7

    8

    9

    9

    9

    9

    0

    9

    9

    4

    فرک

    8

    9

    9

    9

    9

    9

    8

    9

    0

    9

    9

    4

    مهرنوش

    6

    9

    7

    9

    9

    9

    7

    9

    0

    9

    9

    6

     مهرنوش جان خوب شد؟

  • ۱۲:۴۰   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    بچه ها جدول ها رو توی ورد کپی کنید هر دفعه امتیازا رو که دادید توی صفحه پیشرفته پیست کنید.
  • ۱۲:۵۱   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    زیباکده

    اگر علاقمند هستی که به تمام جزییات نوشتت پرداخته بشه به نظر من این جمله هم خارج از منطق داستان خودت بود!:

    اسپارک گفت: با توجه به چیزهایی که گفتم به نظرم باید فعلا استخراج و متوقف کنیم اگه ریورزلند به دزرت لند حمله کنه ما این وسط میتونیم تجارتمونو گسترش بدیم 

    طبیعتا اگر می خواید با دزرتلند تجارت رو گسترش بدید باید سطح استخراج رو بالا ببرید! چرا متوقف کنید؟ اگر متوقف کنید که یکی از اجناس قابل تجارت رو از دست دادید!

    زیباکده

    نوشان منم بابت این ازت نمره کم کردم . اما می دونم تو هم مثل من مشکل اطلاعات کافی در مورد مسائل اینچنینی داری. منم خیلی چیزا رو نمی دونم توی جنگ چجوریه

  • leftPublish
  • ۱۳:۰۸   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    مهرنوش جون چون با اون بازی که می گی من آشنایی ندارم و کلا اطلاعاتم در مورد جنگ و سرزمین به خوبی تو و بهزاد نیست. توضیح میدم برات چه تصوری از رویورزلند دارم تو بگو عملی هست یا نه. ریورزلند تا قبل از این جنگ آخری کلا به فکر کشورگشایی و حمله بوده و دفاعش ضعیف بوده اما الان خیلی روی تدافع کار کردن و خیلی خوب شدن در این مورد ولی کلا استراتژیشون اینه که بهترین دفاع حمله است. سواره نظام خیلی بهتر از پیاده نظام هست. سواره نظام زره پوشمون حدود 4-5 هزار نفر هست(کوچکترین لشکر) ولی خیلی قوی هستن به فرماندهی لابر، سواره نظام سبکمون به فرماندهی مِیزی خیلی بیشترن و زیاد و قوی هستن. پیاده نظام به فرماندهی فابیوز بیشترین قسمت لشکر هستن ولی ضعیفن و بیشترین تلفات رو میدن. نیروی دریاییمون بیشتر اون سمت مرز هستن و توی دریاچه قو خیلی ضعیفیم. کلا نیروی دریاییمون زیاد قوی نیست. دفاعمون خیلی بهتر شده، حملمون هم که خوب بود...ثروتمند هستیم به خاطر حاصلخیز بودن و تجارت گندم و ... توی صنعت خیلی پیشرفت کردیم مخصوصا در مورد نساجی و ریخته گری(تهیه ظروف تشریفاتی با روکش طلا)، مواجب اشراف زادگان رو کم کردیم برای همین خیلی از اشراف ازمون ناراضین ولی مردم عادی رفاهشون به نسبت خیلی بد نیست. مالیات بیشتر از ثروتمندان مالیات کمتر از فقرا. ...
    حالا ایرادات طرح رو بگید
  • ۱۳:۵۵   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 
    مهرنوش جون چون با اون بازی که می گی من آشنایی ندارم و کلا اطلاعاتم در مورد جنگ و سرزمین به خوبی تو و بهزاد نیست. توضیح میدم برات چه تصوری از رویورزلند دارم تو بگو عملی هست یا نه. ریورزلند تا قبل از این جنگ آخری کلا به فکر کشورگشایی و حمله بوده و دفاعش ضعیف بوده اما الان خیلی روی تدافع کار کردن و خیلی خوب شدن در این مورد ولی کلا استراتژیشون اینه که بهترین دفاع حمله است. سواره نظام خیلی بهتر از پیاده نظام هست. سواره نظام زره پوشمون حدود 4-5 هزار نفر هست(کوچکترین لشکر) ولی خیلی قوی هستن به فرماندهی لابر، سواره نظام سبکمون به فرماندهی مِیزی خیلی بیشترن و زیاد و قوی هستن. پیاده نظام به فرماندهی فابیوز بیشترین قسمت لشکر هستن ولی ضعیفن و بیشترین تلفات رو میدن. نیروی دریاییمون بیشتر اون سمت مرز هستن و توی دریاچه قو خیلی ضعیفیم. کلا نیروی دریاییمون زیاد قوی نیست. دفاعمون خیلی بهتر شده، حملمون هم که خوب بود...ثروتمند هستیم به خاطر حاصلخیز بودن و تجارت گندم و ... توی صنعت خیلی پیشرفت کردیم مخصوصا در مورد نساجی و ریخته گری(تهیه ظروف تشریفاتی با روکش طلا)، مواجب اشراف زادگان رو کم کردیم برای همین خیلی از اشراف ازمون ناراضین ولی مردم عادی رفاهشون به نسبت خیلی بد نیست. مالیات بیشتر از ثروتمندان مالیات کمتر از فقرا. ...
    حالا ایرادات طرح رو بگید
    زیباکده

    فرک جون اینجوری تو هم به رومن ها داری نزدیک می شی، همچین قومی بیشتر در شهرها متمرکز هستند پس جمع آوری ارتش و ارسال اون خیلی سریع نیست و وقت گیر هست، چیزهایی که در مورد اقتصادت گفتی مربوط به قرن 21 هست و در عهد قدیم اینطور نبوده! در قدیم شاه با نجیب زاده ها طرف بوده و نجیب راده ها با مردم، یعنی مردم هر منطقه اموال نجیب زاده ی اون منطقه بودن و اون نجیب زاده در بهترین حالت مالیات ها رو جمع می کرده و سهم خودشو برمیداشته و سهم شاه رو هم می فرستاده پایتخت.

    ولی معمولا اینطوری بوده که مردم اصلا صاحب چیزی نبودن و همه ی زمین ها مال ارباب اون منطقه بوده و مردم براش کار می کردن و در آخر برای خودشون سهمی برمیداشتن و بقیشو می دادن به ارباب و ارباب هم سهم پادشاه رو می داده

    در گذشته معلولا هر کشوری توی 2-3 چیز خیلی خوب بود و بقیه رو با همسایگانش داد و ستد می کرد شما هم باید همچین چیزی رو برای خودت درست کنی.

    حالا خودت ببین که مثلا شاردل دوست داره کشورش یک کشور مهاجم باشه مثل قدیم یا یک کشور بروکراتیک بشه، در کشورهای بروکراتیک مثلا مثل اکسیموس ها که من دارم می نویسم همه ی اقتدار بدون چون و چرا دست شاه نیست و خانواده های خیلی قدرتمندی معمولا در کنار شاه قرار دارند که باید به نظرشون اهمیت داده بشه.

    اگر شما امتیازات اشراف رو بیش از حد کاهش بدی کشورت در شرف فروپاشی قرار می گیره

    ویرایش شده توسط مهرنوش در تاریخ ۲۵/۷/۱۳۹۶   ۱۵:۱۹
  • ۱۴:۲۶   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    فرک (Ferak)کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    زیباکده
    مهرنوش : 
    زیباکده
    فرک (Ferak) : 
    مهرنوش جون چون با اون بازی که می گی من آشنایی ندارم و کلا اطلاعاتم در مورد جنگ و سرزمین به خوبی تو و بهزاد نیست. توضیح میدم برات چه تصوری از رویورزلند دارم تو بگو عملی هست یا نه. ریورزلند تا قبل از این جنگ آخری کلا به فکر کشورگشایی و حمله بوده و دفاعش ضعیف بوده اما الان خیلی روی تدافع کار کردن و خیلی خوب شدن در این مورد ولی کلا استراتژیشون اینه که بهترین دفاع حمله است. سواره نظام خیلی بهتر از پیاده نظام هست. سواره نظام زره پوشمون حدود 4-5 هزار نفر هست(کوچکترین لشکر) ولی خیلی قوی هستن به فرماندهی لابر، سواره نظام سبکمون به فرماندهی مِیزی خیلی بیشترن و زیاد و قوی هستن. پیاده نظام به فرماندهی فابیوز بیشترین قسمت لشکر هستن ولی ضعیفن و بیشترین تلفات رو میدن. نیروی دریاییمون بیشتر اون سمت مرز هستن و توی دریاچه قو خیلی ضعیفیم. کلا نیروی دریاییمون زیاد قوی نیست. دفاعمون خیلی بهتر شده، حملمون هم که خوب بود...ثروتمند هستیم به خاطر حاصلخیز بودن و تجارت گندم و ... توی صنعت خیلی پیشرفت کردیم مخصوصا در مورد نساجی و ریخته گری(تهیه ظروف تشریفاتی با روکش طلا)، مواجب اشراف زادگان رو کم کردیم برای همین خیلی از اشراف ازمون ناراضین ولی مردم عادی رفاهشون به نسبت خیلی بد نیست. مالیات بیشتر از ثروتمندان مالیات کمتر از فقرا. ...
    حالا ایرادات طرح رو بگید
    زیباکده

    فرک جون اینجوری تو هم به رومن ها داری نزدیک می شی، همچین قومی بیشتر در شهرها متمرکز هستند پس جمع آوری ارتش و ارسال اون خیلی سریع نیست و وقت گیر هست، چیزهایی که در مورد اقتصادت گفتی مربوط به قرن 21 هست و در عهد قدیم اینطور نبوده! در قدیم شاه با نجیب زاده ها طرف بوده و نجیب راده ها با مردم، یعنی مردم هر منطقه اموال نجیب زاده ی اون منطقه بودن و اون نجیب زاده در بهترین حالت مالیات ها رو جمع می کرده و سهم خودشو برمیداشته و سهم شاه رو هم می فرستاده پایتخت.

    ولی معمولا اینطوری بوده که مردم اصلا صاحب چیزی نبودن و همه ی زمین ها مال ارباب اون منطقه بوده و مردم براش کار می کردن و در آخر برای خودشون سهمی برمیداشتن و بقیشو می دادن به ارباب و ارباب هم سهم پادشاه رو می داده

    در گذشته معلولا هر کشوری توی 2-3 چیز خیلی خوب بود و بقیه رو با همسایگانش داد و ستد می کرد شما هم باید همچین چیزی رو برای خودت درست کنی.

    حالا خودت ببین که مثلا شاردل دوست داره کشورش یک کشور مهاجم باشه مثل قدیم یا یک کشور بروکراتیک بشه، در کشورهای بروکراتیک مثلا مثل اکسیموس ها که من دارم می نویسم همه ی اقتدار بدون چون و چرا دست شاه نیست و خانواده های خیلی قدرتمندی معمولا در کنار شاه قرار دارند که باید به نظرشون اهمیت داده بشه.

    اگر شما امتیازات اشراف رو بیش از حد کاهش بدی کشورت در شرف فورپاشی قرار می گیره

    زیباکده

    باشه پس من فقط از مخارج دربار شاردل کم کردم چون اینجور که می گی نمیشه از مخارج کل اشراف کم کرد. پس مردمم فقیر و بی چیزن ولی نمیخوام اشراف توی تصمیمات ملکه خیلی اعمال نظر کنن و حرف آخر رو ملکه بزنه. میشه؟

  • ۱۴:۴۷   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    فرک جون فکر کنم متوجه شدی که دقیقا چه جور حال و هوایی بر اون روزها حاکم بوده،خودت با توضیحاتی که دادم یک سیستم متوازن انتخاب کن.
  • ۱۵:۵۰   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    خوب بچه ها من برای دادن امتیازات صفحه ی دوم اومدم، الان می خونم و به زودی برمی گردم.
  • ۱۵:۵۴   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    نوشان
    دو ستاره ⋆⋆|4830 |2348 پست
    زیباکده
    اگر علاقمند هستی که به تمام جزییات نوشتت پرداخته بشه به نظر من این جمله هم خارج از منطق داستان خودت بود!:

    اسپارک گفت: با توجه به چیزهایی که گفتم به نظرم باید فعلا استخراج و متوقف کنیم اگه ریورزلند به دزرت لند حمله کنه ما این وسط میتونیم تجارتمونو گسترش بدیم 

    طبیعتا اگر می خواید با دزرتلند تجارت رو گسترش بدید باید سطح استخراج رو بالا ببرید! چرا متوقف کنید؟ اگر متوقف کنید که یکی از اجناس قابل تجارت رو از دست دادید!

    زیباکده

    من اینجا منظورم این بوده قاعدتا قبلا یه قرارداد های تجارتی با دزرت بسته بودیم اونها رو گسترش بدیم اونها الزاما راجع به طلا و سنگهای قیمتی نبوده ممکنه مثلا چوب بوده یا نخود بوده نمیدونم تو این مرحله بهش فکر نکرده بودم که اونا چی بوده ولی قطعا جواهرات نبوده چون یه جا دیگه ام گفتم مردم دزرتلند به جواهرات ما بی اعتنان

    من اینجا میخواستم متحد سری دزرت لند بشم و منافعشو تامین کنم که با حمله اکسیموس به دزرتلند مثلا معادلاتم به هم خورده در واقعیتم چون اکسسیموس هام وارد جنگ شدن من حساب کردم منم بخوام وارد جنگ بشم خیلی لوس میشه وگرنه اون نقش میانجی گری رو در داستان به من تحمیل شد و من این قالب و گرفتم رفتم جلو یعنی با همون فرمون تا تهش رفتم

    درواقع این نقشو بهتر میتونستم اجرا کنم تا نقش دیگه ای رو

    البته قصد ندارم با همین نقش داستان و تموم کنم 

  • ۱۶:۳۵   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

    فرک:

    فرک جون تصویر سازیت از صحنه ی جنگ اصلا خوب نبود! بلاخره چند تا فیلم قدیمی جنگی مثل بریو هارت و کینگ دام او هیون و گلادیاتور و اینجور فیلم ها که دیدیم! وقتی تو به ماستران حمله کردی می تونستی 2 تا وضعیت ببینی:

    1- مدافعین همه توی قلعه ی شهر پناه گرفته باشن که با توجه به عدم توازن در تعداد سربازها این احتمال محتمل تر بود، در این شرایط اول باید با منجنیق دیوار ها رو خراب می کردی و بعدا با تعداد زیاد پیاده نظام و کمان داران حسابشون رو توی قلعه می رسیدی حالا می شد آتیش سوزی و اینا هم باشه

    2- مدافعین توهم قوی بودن زده بودن و بیرون از قلعه برای جنگ حاضر می شدن که اونوقت سواره نظامت حسابشون رو براحتی می رسید و احتمالا از کمانداران هم استفاده می شد

    ولی به هر حال نمی شه اول سواره نظام حمله کنه و اونا نیزه دار و تبر زن و گرز زن داشته باشن و بیرون بجنگن و بعدش منحنیق بزنیم به دژ! پس کی تو دژ بود؟ اونوقت مدافعین توی دژ بعد از برخورد منجنیق به کجا فرار کردن؟ مگه محاصره نبودن؟

    به نظرم حالا که وارد جزییات شدیم بهتره برای سیزن بعدی به اینجور حزییات بیشتر دقت کنیم و حتی می تونیم توی کافه ی گفتگو در موردش مشورت کنیم.

    ولی بقیه داستان و بخصوص محاوره های چادر شاردل عالی بود.

    نوشان:

    نوشان جون یکی از مهمترین نقطه ضعف های تو در این صفحه آوردن بحث دلبان ها بدون معرفی بود! می دونم که اونا رو قبلا تو کافه ی نویسندگان معرفی کردی ولی چون کافه ی نویسندگان قرار نیست ضمیمه ی داستان باشه، الان اگر کسی داستان رو بخونه اصلا متوجه نمی شه که دلبان چی هست و از کجا اومده!

    نوشان جون، بهزاد شارلی رو با مقام "یکی از معاونین ارشد خزانه داری" برای تو فرستاد ولی تو از او بعنوان وزیر خزانه داری استقبال کردی و از این به بعد همین رویه شد!

    در عین حال من فکر می کنم ارسال یک پیک اقتصادی در هفته ی اول بروز جنگ خیلی منطقی نیست! شاید یک پیک نظامی یا سیاسی بهتر بود، پیشنهاد تجارت در این مواقع معمولا از طرف کشوری که بخاطر جنگ در مضیقه قرار گرفته مطرح می شه.

    نوشان جون من در قسمت خودم گفته بودم که به عنوان میانجی دخالت کنی ولی دراولین اظهار نظر اسپروس گفت:

    اسپروس گفت: جنگ بالا گرفته اریک. اکسیموس وارد شده و از من هم میخواد دخالت کنم من اصلا دلم نمیخواهد امنیت و جان و مال مردم سیلور پاین تحت تاثیر جاه طلبی پادشاهان سرزمین های دیگه قرار بگیره . باید در مورد امنیت لیتور یه فکری بکنیم . 

    که در واقع درست نبود.

    نوشان جون در این صفحه چند بار اسم اکسیموس و پلین رو اشتباه نوشتی که مجبورم ازت امتیاز کم کنم.

    بهزاد:

    آقا بهزاد در قسمت اول شما در این صفحه هم تناقضات منطقی پیش آمد، مثلا در حالی که نماینده ی تجاری سیلور پاین رو پذیرایی می کردید و بعدا یک نماینده ی عالی رتبه به اونجا فرستادید چرا دستور دادید که ماهیگیری در دریاچه ی قو که عمده ترین بهره بردارش سیلورپاین بود مختل بشه!

    بعدش چرا دنبال این دستور مستقیم پادشاه رو نگرفتید و عملیات در دریاچه ی قو رو کلا فراموش کردید؟

    به نظر من ارسال شارلی به سیلورپاین به عنوان یک فرستاده ی اقتصادی در حالی که کشور از 2 طرف زیر تهاجم بود اصلا منطقی نیست! شاید یک فرستاده ی نظامی یا سیاسی برای دریافت کمک نظامی منطقی تر بود!

    بهزاد خان روش برخورد شما با حمله ی شاردل خیلی منطقی نبود، انگار اصلا اونو و ارتشش رو جدی نگرفتید! در حالی که همچین حمله ای می تونست به نابودی امپراتوری شما منجر بشه شما در هفته ی پنجم پسر رومل رو به درومانی در راس یک هیئت بازسازی فرستادید! معمولا در همچین شرایطی تمام تلاش یک کشور بعد از غافل گیری صرف جمع آوری، تجهیز و منظم کردن ارتش می شده.

    ویرایش شده توسط مهرنوش در تاریخ ۲۵/۷/۱۳۹۶   ۱۷:۲۵
  • ۱۶:۳۸   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست
    بچه ها در کل در این صفحه هر 3 نفر شما خیلی بهتر از صفحه ی قبل نوشته بودید، من مشکلات مهم رو نوشتم و از تعریف ها صرف نظر کردم ولی در مجموع استفاده ی مکرر نوشان از مجیک بصورت پخته شده و تصویر ذهنی از اتاق جنگ شاردل عالی بود
    در این صفحه من خیلی با منطق پیشرفت داستان بهزاد همراه نشدم.
  • ۱۶:۵۶   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    مهرنوش
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|10430 |5772 پست

     

    نویسنده

    جذابیت داستان

     

    باور پذیر و منطقی بودن داستان

    نثر خوب

    تاثیر گذاری ایده های مطرح شده

    ارتباط منطقی با نوشته های سایرین

    کمترین موضوعاتی در آینده به آنها مراجعه نشد

    شخصیت پردازی

    کمترین تناقصات

    با مسیر

    اصلی

    استفاده باورپذیر از مجیک

    وفاداری به شخصیت کاراکترها

    اتفاقات و نقاط اوج جدید

    پست ها در این صفحه

    نوشان

     7

     6

    5

     8

     7

     7

     9

     6

    بهزاد

     5

     8

     6

     6

     7

     7

     9

     6

     4

    فرک

     8

     6

     7

     9

     9

     8

     6

     4

    مهرنوش

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     در مجموع امتیازات این صفحه ی من 3 امتیاز به نثر خوب نوشان اضافه می کنم از صفحه ی قبلی که باید به مجموع اضافه بشه.

    ویرایش شده توسط مهرنوش در تاریخ ۲۵/۷/۱۳۹۶   ۱۷:۲۷
  • ۱۶:۵۶   ۱۳۹۶/۷/۲۵
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده
    نوشان : 

    بهزاااد خیلی خوشحالم که اینها رو بهم یاد دادی چون خیلی نکات مهم و خوبی بود

    از همه دوستان میخوام اینجور نکات و حتما بگیم به هم چون در مسیر  حرفه ای شدن یه گام به جلو به حساب میاد93

    زیباکده
    زیباکده

    خواهش میکنم نوشان. تو هم حتما با جزییات نظراتت رو بهم بده 51

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان