
masi :
آلما جونم مادرم ميگه بايد حرفاشو الان قبول کني که لجوج نشه آخه نميشه که اگه حرف اشتباه بزنه نميشه بگم هرچي تو بگي که آره الان بهش ميگم کمک ميکنه سفره جمع ميکنه به زور قبول کرده اسباب بازياشو جمع کنه

اگه اینکارو بکنی اون فکر می کنه همیشه حق با اونه چه درست چه نادرست از حالا باید یاد بگیره که درست ونادرست چیه فکر می کنم این مورد اشتباه باشه تو سرشو یه جورای بند کن بعدم اگه هم حرفاتو قبول نمی کنه بهش توضیح بده شاید چون علت کارو نمی فهمه لجبازی می کنه