۰۰:۲۴ ۱۳۹۳/۸/۶
دست هایم
این جزیره های تنهائی
به فریادی ختم می شوند
که به ساحل نمی رسد
سکوت های قلب من
کلمات کوچکی ست
چون سیلاب های ماه
در آسمانی که هرگز نبوده است
واژه ها نحیف تر از آنند
که سایه ای داشته باشند
برگ های نجواگرشان را
از شاخه های آهِ من می چینند
آنجا که کسی
از دور ِ خاطره سوسو نمی زند
و سنگ های فاصله
استخوان های عشق را
می شکند