یه خاطره جالب که دارم یه روز افطاری مادرشوهرم حلیم گذاشته بودن خاله هم با بچه ها بودن خلاصه این حلیم دیگه به آخراش رسیده بود و ما هم خیلی کم بهمون رسید مهمونا که رفتن همه شروع به گلایه کردن که وقتی حلیم هست فقط خودمون بخوریم بنده خدا مجبور شد چن روز بعد دوباره بذاره و به همه خیلی زیاد بده ولی دیگه اون یه خاطره هر وقت که حلیم دارن یاد آوری میشه
