آهان عزيز اينو ميگيد
خب گفتم من يه چيزي بنويسم

شما جدي نگير گلم

می خواهی بنشینی توی بغلم
که برات کتاب بخوانم؟
می شود آرام بنشینی و گوش کنی؟
می شود آنقدر نفس هات نریزد روی گردنم؟
آه...
می شود دیگر کتاب نخوانیم؟
...
مي شود آنقدر بوسم كنی
كه يادم برود دلم چی می خواست؟