دیروز اینقدر سرگرم فلافل و شرحش به موناجون بودم نفهمیدم همسرم اومده رفتم حیاط دیدم یه نفر هست

داشتم سکته ناقصو میزدم

وای همونجا نشستم یه کم نمک خوردم
فقط چون قبلش اینجا باموناجون میخندیدم سر ماجرای فلافل
حالتم بامزه بود هم زهره ترک شده بودم هم میخندیدم