خانه
6.65M

كافه گفت وگو ...

  • ۰۹:۲۶   ۱۳۹۴/۴/۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|13740 |7139 پست
    ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی
    خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی
    از تیر کج تابی تو، آخر کمان شد قامتم
    کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا می کنی
    ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را
    با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می کنی
    با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال
    زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا می کنی
    امروز ما بیچارگان امید فرداییش نیست
    این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می کنی
    ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن؟
    !در گوشه ی میخانه هم ما را تو پیدا می کنی
    ما «شهریارا» بلبلان دیدیم بر طرف چمن
    شور افکن و شیرین سخن اما تو غوغا می کنی

    "استاد شهریار"
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان