خانه
6.68M

كافه گفت وگو ...

  • ۰۹:۳۵   ۱۳۹۴/۸/۵
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    نم باران نشستہ روے شعرم... دفترم یعنے!
    نمی‌بینم تو را ابری‌ست در چشم تَرم یعنے

    سرم داغ است و یڪ ڪورہ تبم، انگار خورشیدم
    فقط یڪریز می‌گردد جهان دورِ سرم یعنے

    تو را از من جدا ڪردند و پشت میله‌ها ماندم
    تمام هستی‌ام نابود شد، بال و پرم یعنے

    نشستم صبح و ظهر و عصر در فڪرت فرو رفتم
    اذان گفتند و من ڪارے نڪردم... ڪافرم یعنے؟

    اگر دہ سال برمی‌گشتم از امروز می‌دیدے
    ڪہ من هم شور دارم عاشقے را از بَرَم یعنے

    تنِ تو موطِن من بودہ پس در سینہ پنهان ڪن
    پس از من آنچہ می‌ماند بہ جا؛ خاڪسترم یعنے

    نشستم چاے خوردم، شعر گفتم، شاملو خواندم
    اگر منظورت این‌ها بود، خوبم... بهترم یعنے!

    مهدے فرجے

  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان