راز کاور مرمری
در جعبه جادویی:
دوست جونیا داستان از این قراره که یه روز من و دوست استخریم تصمیم گرفتیم کاپ کیک یاد بگیریم و این شد که قرار گذاشتیم یه بعدازظهر با یه دخمل گل دیگه ، دور هم جمع شیم و کاپ کیک درست کنیم اما ابزارمون اون روز کامل نبود و تصمیم گرفتیم که با خمیر عروسک درست کنیم این شد که من پاتریک درست کردم و دوستای دیگم هم هر کدوم یه مجسمه برای خودشون و اون خمیرها رو گذاشتیم توی فر که تبدیل شدن به مجسمه های کوچولو، و برای تزیین قهومون ازش استفاده کردیم . عکس دومی هم کاپ کیک هست و عکس آخری هم یه کلاژه از تیکه پارچه ها که من همیشه عاشق کلاژ درست کردن بودم مثل همون کلاژی که از دوست جونیای زیباکده درستیدم و بردم نمایشگاه زیباکده تا امضاش کنیم ، یکی دیگه از علاقمندیهام خیاطی هست و من عاشق دوختن لباس ها شاد و ارزون برای خودم هستم و دوست دارم هیچ مهمونی لباسام شبیه هم نباشه، من عاشق شنا هم هستم و فرصت پیدا کنم میرم استخر و به دوستام آموزش شنا میدم من دوران جوونیم مربی شنا بودم.
پرستو ♥ شراره سعیدپور مهرنوش بهزاد لابی ماهی سیاه کوچولو مهرمینا mona mona روشنک ا نازنین جون رومین سارا منصوری سپیده mona mona metalik mahtab525
