metalik :
من هنوز درگیر این تیکه داستان بهزاد هستم که گفت ندا حامله بوده

خیلی هندی شده بود یکی نبود بهزادو از برق بکشه

خیلی باحال بود که اینقدر ریتم داستان تند بود که اصلا ندا فرصت نکرده بود تو دفترچه ش چیزی از این بچه بنویسه از روزی که درگیر شد.
تازه میترا خواهر مهرانم میدونست بچه تو راهی دارن اما با این حال مهران رو درگیر کرده بود و ... 