elham khajoi :
بهزاد لابی :
سلام به همه

خوبید؟ دیشب عجب بارونی اومد. خیلی شدید بود. من داشتم میرفتم خونه واقعا واقعا یه متری جلوم رو هم نمیدیدم فقط یه نور زردی به نمایندگی از همه ماشینا میدیدم.

منکه خیلی شاکی شدم اخه همیشه زود میرسم دانشگاه اددی دیروز کار داشتم زودتر نمیرسیدم دقیقا ایستگاه آخر که میخواستم پیاده شم یهو عین دوش حموم شروع کرد به باریدن بعد زمینا طوری شده بود که پامو که گذاشتم انگار دوبار پامو با کفشو جوراب کردم تو استخر 


اونجوری که آره. من شانسی که آوردم روز زوج بود و ماشین داشتم. اگه مثلا روزی مث امروز همچین بارونی بیاد حتما منم فحش میدم. هر چند اینقدر خشکسالی شده که هر چقدرم شرایط سخت بشه باز خوشحال میشم.
تازه مترو کرج و ... هم چند ساعت از کار افتادن اصلا اوضاع داغون شده بود. شنیدم حتما تو خرم آباد یه دختر دانشجو گیر افتاده تو آب و غرق شده! اخبارم زده بود. ببین چقدر بارون اومده.