بهزاد لابی :
دلداده :
داااااااااااااااااااارم میمیرم
از خستگی دیروزو تاخود صب خیاطیدم
الانم انقد خستم خوابم میااااااااد ولی مهمان داریم وبنده نمیتوانم بخوابم
خداااااااااااااااااااااااااا
تو چی؟

اوه اوه خسته نباشی دلاور. چیا دوختی؟ همه ش برای مدرسه بود یا برای خودتم بود؟
مهمونای ناخونده دیگه کی هستن؟ برای عصر میان یا شامم میمونن؟
منم هیچی کار و بار و زندگی. خبر خاصی که نیست. حکمرانی میکنییممم.

هعی مرسی
یه دست مانتو شلوار که ناقص بودنو کامل کردم
بایه پیرهن برا خودم
یه پیرهن دخترونم مدل سازی کردم
نه واس خودمون میدوزیم ولی نمرشو باید بگیریم البته پیرهن دخترونهه واسه مدرسس
خانواده خاله اینا
عصر میان ولی طبق معمول انقد مامانم اصرار میکنه شامم احتمالا میمونن
کارخوبی میکنی