۱۶:۱۲ ۱۳۹۱/۱۲/۲۳
آخه تا حالا نانایی حرف از خونه و اینجور مسائل نبود
منم چون با شوهرم دوست بودم هر چی بود قبول میکردم چون مهریه و از این جور چیزا واسم مهم نبود اینا هم سوء استفادشون گل کرده و فکر نمیکردن من ی همچین توقعی داشته باشم که خونه جدا بگیرن
نمیدونم از دیشب هم شوشو زنگ نزده و بابام که بیرونشون کرد، مادرش گفت خوب شد شناختیمتون و من نمیزارم پسرم بیاد دم خونتون و...دخترتون بمونه تا دندوناش سفید بشه
عید هم کگلی عروسی و مهمانی داریم که همش فک و فامیل میخوان بگن شوهرت کو و...