۰۹:۰۴ ۱۳۹۴/۸/۱۸
داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود...
و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود...!!!
.
.
.
.
رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید...
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد...
بهش گفتم: پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟
یدفعه دو دستی زد تو سرشو گفت: اصغر پس ننت کوووووووو؟؟!!!!