۱۴:۳۳ ۱۳۹۴/۹/۵
همیشه عاشق اون سکانس فیلم قیصر بودم که نامزد قیصر میرفت قلیونو آماده کنه زغال گردونو میچرخوند بعد قیصر پیچ وتاب بدنشو نگاه میکرد زیر لب میگفت استغفرالله.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یبار به دوس دخترم گفتم بیا زغال گردونو بچرخون من نگات کنم،زغال گردونو گرفت دو دور چرخوند
دور سوم از دستش در رفت مثل توپ خورد تو سقف پذیرایی لوستر روشكست،افتاد پايين مبل رو سوزوند،فرش از وسط آتيش گرفت،یه تیکه زغال افتاد تو خشتکم نابود شدم....
یعنی اسراییل خونه مارو با موشک بالستیک میزد اینقد خسارت نمیدیدیم!
از اون به بعد دیگه کلا فیلم نگا نمیکنم!!