خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۰:۵۲   ۱۳۹۴/۹/۹
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    تو اگر خنده کنی دل ضربان می گیرد
    اسکلت در وسط معرکه،جان می گیرد

    و زحل دور سرت حلقه ی گُل میبندد
    کور بینا و سپس لال ،زبان میگیرد

    سر شب، حَیّ عَلی بوسه از آن پیشانی
    و لبم ،حکم خدا را زِ اذان میگیرد

    غنچه کن،فصل بهار است،دلم میخواهد
    ریشه ی قلب من از غنچه توان میگرد

    سهمِ من بودی و یکباره مغول غارت کرد
    بین این رزم،جهان از تو امان میگیرد

    گر نباشی دل بستان کویری باشد
    و گُلِ نرگسِ برکه، سرطان /میگیرد

    نازِ دنیا بکشم،نازِ تو را اما نه...
    تو اگر ناز کنی قلب جهان میگیرد

    دوست دارم تو و ابروی کمانت را هم
    که (رها) سهم خودش را زِ کمان میگیرد

    لبِ تو خواست که من زنده بمانم بانو...
    "تو اگر خنده کنی دل ضربان می گیرد"...
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان