۱۲:۱۶ ۱۳۹۴/۹/۹
یار من کو امشبم بی دل هوایش میکنم
کرده ام توبه ولی یک سر نگاهش میکنم
در پس دیوار توبه گوش چشمم سوی یار
در خفا با قلب خود چون نی صدایش میکنم
ترسم از نای گلویم بر تن نوی جدار
حایل افتد بهر این دزدانه بانگش میکنم
ارض را رقصان کند شوق شکست توبه ام
توبه ریزد گردی ام را پایمالش میکنم
روح غین و زال و لاو و شعر ان خان غزل
این چنین گفتش که من پا جای پایش میکنم
رنج ترک ساغر و شاهد برایم مشکل است
توبه را صد کردم و دیدم جفایش میکنم
چون ببینم قطره را نارس به پایین میرود
توبه ام را لا اقل یک دم قضایش میکنم
ماجرای برف گشتن در دل هر قطره ای
بی صدا گم کرده خود را هی ثنایش میکنم