۱۳:۰۰ ۱۳۹۴/۹/۹
دل رفت ولی بار دگر در به در آمد
عاشق نشدی قصه ی ما هم به سر آمد
دیدار تو غم بود و نبودت غم دیگر
این درد نرفتست که درد دگر آمد
عشق تو مگر ارث پدر ها به پسر هاست ؟
کز پشت پدر پیش رخت صد پسر آمد
خودکار به لب برده ای از عمق تفکر
خودکار به لب رفت ولی نیشکر آمد
با چشم ترم هر غزلم را به تو دادم
هر بیت ترم در نظرت بی اثر آمد
صد میوه ی نوبر به تو بخشیدم و امروز
جای ثمرم بر کمرم این تبر آمد
با دیدن رخساره ی یکتا ی تو دل رفت
دل رفت ولی بار دگر در به در آمد
سید امیر میری